eitaa logo
رآدیو سکوت .
437 دنبال‌کننده
118 عکس
9 ویدیو
1 فایل
- نجات‌دهنده کجا بود باباجان ؟ ما پناهنده‌ای بیش نبودیم؛ به دو چشمونِ سیاهش، به کنج‌و پستوهای کُتب، چایِ امام‌رضا، قهوه، قلم، امید، دستای مامان، موسیقی، لبخندِ بابا، طلوعِ آفتاب، ملودیِ آهنگ‌ها، پرواز پرنده‌ها. ` هوای زیستن، یا رب! چنین سنگین چرا باید ؟
مشاهده در ایتا
دانلود
رآدیو سکوت .
- می‌دانی وطن چیست صفیه خانوم؟ + وطن یعنی همه‌ی اینها نباید اتفاق می‌افتاد. ` غسان کنفانی
نانت را می‌دزدند، سپس تکه‌ای به تو می‌دهند، آنگاه امر می‌کنند که برای سخاوتشان از آنها تشکر کنی، امان از این وقاحتشان... غسان‌ کفانی`
دوری و ناپیدا، همان‌قدر که خویش از خویش. هستی و نیستی. تاثیرگذار و متحول‌کننده، انقلابی مثال‌زدنی. تو دور بودی و بی‌خبر از وجودِ من به مانند کهکشانی که از وجود ارض بی‌خبر باشد. اما تو بودی و دوا، تو بودی و مرهم، تو بودی و نور، تو بودی و امید، تو بودی و نجات‌دهنده بودن، تو دور بودی و اما بسیار نزدیک. تو نزدیک‌ترین دورِ ممکنِ من بودی. نزدیک‌ترین دورِ نجات‌دهنده. چطور چنین معجزه می‌کردی ؟
_ جسارتا قربان گویا غمِ ساکت و لال شدهٔ من نیز اوقاتتان را مکدر می‌سازد؟ یعنی درد سرکوب شده‌ام و نبود لبخند و غیبتِ شادی در من باعث آزار شما می‌شود؟ مگر من نیستم که در رنجم؟ و شما از چشم‌های غمگینم گِله دارید؟ عجب! می‌گفتند پسرکی محترم بود دارای معلولیتی در قسمت نخاع و توان راه رفتنش نبود و بر ویلچری می‌نشست، مردم محل از دست او شکایت بردند به شهردار که دیگر پسرک از خانه بیرون نرود تا نشود که مردم از سر ترحم و روشن شدن دیده‌شان به رخ پسرک، اوقاتِ خوششان ناخوش شود. پسرک مگر توان راه رفتنش بود؟ مجبور شد در خانه ماندن را برگزیند. ببخشید عالی‌جناب اما به گمانم این داستان شماست و امثال شما.
«غم، پرده‌ی پشمیِ سنگینی است که روی همه‌ی چیزها کامل پهن می‌شود، به طوری که نور را در آن‌طرفش توان دیدنت نباشد و گمانت ببرد که در پسِ آن جای پنجره، دیواری‌ست بلند. یا آن متکای بزرگ خانهٔ مادربزرگ که وقتی تو را در آغوش می‌گرفت، حتی زیرش نمی‌توانستی غلت بزنی. پرده‌و متکایی‌ست که می‌افتد روی فرش‌ها، روی آیینه‌ها، روی خاطره‌ها، کفش‌ها، پلک‌ها، کلمات، دست‌ها و ریه‌هایت.»
این‌بار صدای غمم را می‌سپرم به کلماتِ کتاب‌ها، که عزیزم، اگر دیرزمانی خواستی غمم را بفهمی،‌ کتاب‌‌هایم‌ را گشوده و خطوط خط کشیده شده‌شان را بخوان. اینک دیگر روایتِ غم‌هایم را به کتاب‌هایم واگذار کرده‌ام.
شیاطینِ فرشته‌نما ، نمادهای مقاومت و انسانیت در فیلم‌های هالیوودی، قهرمانِ فیلم‌های معروف، اشک‌های تمساح‌گون، فرزندانی که به فرزند خواندگی گرفته میشن تا برچسب آدم خوب بودن را بر پیشانی خود بچسبانند، «ما بهترین آدم‌هاییم»، شعارهایی در راستای انسانیت و اما خود آموزگارِ شیطانند، هیولاهای خون‌خوار، شعار آزادی لیکن در پشتِ پرده صلبِ آزادی، آدم‌خوارانِ قاتل در لباس پرنسس‌ها و شوالیه‌های دلیردل. حقیرتر از حیوان، عوضی‌های خون‌آشامِ خوفناک. الف ، پ ، سین ، ت ، ی ، نون .