دلم خیلی گرفته
از همه چی همه جا از همه کس
خسته م میکنید حالمو میگیرید وقتی هیچ کدومتون نمیفهمید چی میگم دغدغه م چیه دردم چیه
وقتی که بین این همه غوغا و آشوبم اصرار دارید بهم که خودتونو ثابت کنید
وقتی که هنوز فکرتون همین قدر پوسیده ست
ببخشید ولی حالم ازتون بهم میخوره آدما
دست از سرم بردارید، همتون
کمتر دور و برم باشید شماها که نمیفهمید چی میگم
مخصوصا تو که این چند وقت حسابی رو مخم راه رفتی باشه؟!
شمام به خودتون نگیرید...
اصلا هیچکس به خودش نگیره
من با هیچکی نیستم
درده باید سر باز کنه
مهدی رسولیenc_171182082477017912467.mp3
زمان:
حجم:
3M
بیخیال دنیای پست تر از برگی در دهن ملخی که آن را میجود
.
.
.
خطبه ٢٢۴ نهج البلاغه
هدایت شده از علیرضا زادبر
بسیاری از تحلیلگران صاحب تریبون و منبر در حالیکه جامعه در ابهام است منتظرند ببینند آقا در روز چهارشنبه نسبت به موضوع سوریه چه خواهند گفت تا همان را تکرار کنند!
این درست نیست. هزینه این تبیین نباید روی دوش رهبر باشد. شما براساس مبانی نظری و چارچوب خودتان به جامعه تحلیل بدهید. اگر در یک نقطه با تحلیل رهبری تفاوتی داشت یا اینکه رهبری خطی را در سخنرانی عمومی ارائه کردند اصلاح یا پر رنگ کنید.
#علیرضا_زادبر
https://eitaa.com/Politicalhistory
🔅قال امام صادق عليه السلام:
القُرآنُ عَهدَ اللهِ اِلی خَلقِه فَقَد یَنبَغی لِلمَرأ المُسلِمِ اَن یَنظَرُ فی عَهدِهِ وَ اَن یَقرَأَ مِنهُ فی کُلِّ یَومٍ خَمسینَ آیَةً؛
قرآن پیمان خدا با مردم است. پس یقیناً برای شخص مسلمان سزاوار است که با دقت در پیمان خویش بنگرد و از آن در هر روز پنجاه آیه بخواند.
📚شیخ صدوق. ثواب الاعمال: 127
برای بار دوم جرات نوشتن کردم
و خودت خوب میدانی که نوشتنم بهانه ی قشنگی ست برای هم کلام شدنت، برای خیال کردنت خیالی که... عجیب به حلاوت عسل می ماند :)
راستش حرف نگفته زیاد دارم قصد سوا کردن شان را هم ندارم دوست دارم برای تو، خودم باشم
خوش دارم که حداقل پیش تو تبعیت قواعد کمی مسخره ی بزرگتر ها را زیر سوال ببرم
منظور آن است که اینجا و در این عریضه ها نباشم آن که درد دارد ولی خود را عادي نشان میدهد، از حرف ها دلخور می شود ولی به روی خودش نمیآورد، گاهی شاد است اما برای دیگران کنترلش میکند و...
تو مشکلی نداری که نه؟!
حالا لازم است که بگویم خراااب شده ام؟ که انگار که یک تپه خاک آوار شده روی سرم؟
گاهی یک عده مسئولیت ها خرابم میکند
گاهی تو باید بیایی و من را از میان این تور ِتوجه به دیگران جدا کنی، بندها را دونه دونه باز کنی بعد که نگاهم میکنی بگویی ببین با خودت چه کردی؟
و حالا که میبینی داغون شده ام دستم را بگیری و بنشانی کنار خودت من خودم میتوانم بخوانمت که می گویی عیبی نداره با هم درستش میکنیم من می توانم بفهممت که نگرانم شدی عیبی ندارد چیزی نگو
دیروز کتاب میگفت اگر تحمل هجران و تنهایی و دوری را ندارد نباید عاشق شود
نمی پذیرم عزیزم اصلا
من اگر چه بلد نیستم عاشق باشم یعنی نه آدابی میدانم و نه آن تاب دوری و دردها را دارم
ولی دوستت دارم :)
هرجا که میروم به هر که میخورم باز دلم سمت خودت قبله می گیرد همینش خوب است و الا دلی که هر روز به یک سمت باشد دل نیست نه؟!
خوبه که تو هستی
که عزیز من می شوی
خوبه، راضیم:)
ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود :)
صلي الله عليک یا اُمُنا يا فاطمه♥️
در خانه ی ما اینقدر علم آموزی اهمیت دارد که اگر کسی این موقع شب، یک سری لغات فارسی را با معنی های کلیشه ای شان پشت هم بلغور کند باز هم کسی حق اعتراض ندارد، حتی اگر فردایش باید با ارکان شعری و سوالات غریب فنون سر و کله بزند 😐
.. شکوِه به وقت
11:45 P. M
#اعتراض_در_خفا