نشسته ام به انتظارش اینجا و کنار رفیقمان سر همان پاتوق همیشگی
امروز که خودم ساعت گفتم با تمام خستگی حتی یک لحظه هم ننشستم مبادا به ساعت موعود نرسم
اما نرسیدم دو تا مهمان کوچولوی سرزده همراهم بودند تا جمع و جور کردیم نیم ساعتی گذشته بود، رفت.
بهش که زنگ زدم حالش گرفته بود خراب بودن حالش بهم ریخته من را هم!
کاش او که نصیحتم میکند همیشه تا محبت بورزم و عشق داد و ستد کنم حالا می بود و میدید که چطور به خاطر ندیدنش گریه میکردم
میخواستم ببرمش به پاتوق جدیدی که پیدا کرده بودم جایِ دنجِ دو تا کوچه بالاتر، میخواستم که هدیه ی یهویی م را بدهم، میخواستم بغلش کنم و درگوشش بگم که چقدر ناراحتم از نرسیدنم به آنچه که باید از بی لیاقتی درونم...
میخواستم که با همان قیافه ی کج و کوله ی اغلب پنهان شده با ماسک نگاهش کنم بعد هم به تماشای نگین زرد انگشترش بشینم
امروز حتی میخواستم کلاس حديث خوانی را کنار او بگذرانم
نشد...
من احساس خسران دارم؛
از چه؟
چیزی که نمیخواهم بپذیرمش
از بی فکری؟بی برنامگی؟ وفای به عهد یا قرار؟ بی دینی و نا مسلمانی؟!
روشنا!
تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرق شوی، همچنان که در عیشی مُدام.
-زنگ ادبیات مدرسه با تمام خستگی های ذهن، دغدغه و مشغله ها
میشود شیرین ترین ساعت های روزم؛ مخصوصا همان قسمتش که معلم تک به تک مصرع ها را میخوانَد و کلمه به کلمه معنی میکند، نقش می گوید و من را با هر توضیح اضافه تَرَش مشتاق تر میکند!
خیلی ها می گویند که تو برای ریاضی و هندسه ساخته شدی نه حفظیات، خیلی ها می گویند که اشتباه کردی و ...
من اما محکم ایستاده ام در روی تک تک شان و با صلابت و اطمینان همان روزهای اولم می گویم: دوستش دارم، راضیم!
من از ته قلبم راضیم از تصمیمم چرا؟!
چون تو ته دلم را قرص کرده ای از این تصمیم چون برای تو بوده و هست :) ♥️
هدایت شده از ورید؛ سبزِمن.🇵🇸
میشه برایِ راهیان نورمون دعا کنین ؟ :)
دعا کنین راهیان هرکسی که دلش میخواد
جور شه..
نفری سه تا الهی به رقیه،
و ده تا صلوات سهمتون :)
دمتون حیدری^^
روشنا!
الهم اغفر لي الذنوب التي تغير النعم💔 ...
یک وقت هایی تو، می نشینی در اوج رویایت، روی گلیم های آبی سفید خاص آنجا
و برای تک تک قطره هایی که به شوق سرازیر می شود عهد میبندی که بایستی و نگذاری که هیچ چیز تو را دور کند ازش
و دلت را آنقدر مژده میدهی آنقدر میخوانی که خواهم رسید خواهم...
بعد هم بی برو برگشت بدون خستگی، بی مکث "طوفانی" کار کنی بهر دیدارشان
آن وقت خدا میخواهد ببیند تو چقدر آماده ای؟ آمادگی که فقط در عرصه ی درس، خانواده، دوست و اقوام نیست! حالا چه؟ تو اینطور آماده ای پس چه کسی سراغت میاید؟
همو که مدت هاست نشسته در کمین برای همین لحظه، می نشیند تا ببیند می شود تو را در امتحان اخلاق، ایمان و نور قلبي زمین بزند و خیره نگاهت کند یا نه؟
و
می تواند.
توانست من را بد زمین بزند آنقدر خراب که تاوانش بشود یک داااغ کز کرده بر جگرم...!
.
.
من، ولی شده ام "مجاهد" یعنی قرار است که بشوم قرار است که بشویم ما قرار است هدف طرح کنیم به شکوه و شوکت گردان آقای مان♥️ و آرزوی متي ترانا را با دل ببریم تا لختی که چشم مان به لبخند شان روشن شود و دلمان محکم از جنس ثبت لي قدم صدق...
روز نگاشت پنجشنبه ٨/١١؛
با دلتنگی فراوان در فراق شما آقا جان :)
هدایت شده از کنجِخلوت...!
اگر بخوایم به جایی برسیم
باید برای خودمون
متهم ردیف اول باشیم..
عزیز من!
حالم بدجور نیاز به احوال پرسی ت دارد احوال پرسی خود خودت
اینکه بیایی و پشت به همان دیوار صورتی ملیح اتاق، تکیه بزنی به پشتی کهنه ی نقاشی شده با رنگ سورمه ای حالا من چادر رنگی همیشگی را سر می کنم و در خیالم تو را که در چشمانم جا گرفته ای می بینم گلویم را صاف میکنم و لب میزنم
حال من از دیدنتان حتی اینجا و در این تصور خوب است خیلی خوووب :)
بعد شما بروید سر اصل مطلب نگاهم کنید و بگویید اوضاع کارها چطور میگذرد دخترم؟!
بعد میروم در ته قلبم و دست یکی یکی دغدغه ها را میگیرم و میارم پیش رویمان میگذارم و با شما تک تک شان را حل میکنیم
آن وقت است که من یک شب را بدون اشک، غصه و دلهره راحت بعد از سلام به سوی تان میخوابم
خواستم که بدانید حال این شیعه اصلا خوب نیست اصلا و کاش امامش باشد تا مثل همیشه نور الحياة زندگیش بشود خب خودتان خوب میدانید که هیچ جور و هیچ کس جز شما حالمان را دوا نیست... ما منتظر عنایات ویژهٔ همیشگی تان هستیم!
#آقای_عزیز_ما
یکی دیگر از ایده هایی که میتوانید فضای دل ها را برای همدلی با مردم غزه همراه کنید این است که مثل ما در یک مکان مشخص، مدرسه، خیابانی، گلزار شهدای تان و حتی بوستان یا مسجدی برچسب های پرچم فلسطین را به مردم بدهید و بخواهید که آن ها هم به رسم همدردی با کودکان غزه، آن را روی دست شان یا قاب گوشی ها بزنند!
این میتونه یه هویت بخشی باشه برای مردم به خصوص جوان و نوجوان که من یکی از باور هام اینه که به خاطر انسانیت، شرف و غیرت پشت مردم مظلوم غزه هستم؛
ادامه دارد...!
هدایت شده از کنجِخلوت...!
دردِ جانکاهِ همیشگیِ من
آیا امکان دارد اینقدر ناگهانی به آغوشم نکشی؟!(:
هدایت شده از کنجِخلوت...!
روشنا!
امشب جمکران؛ به یاد چنلهای ریحانه السادات، روشنا، مهجه، ماح، منیب، معتکف، یارالی، ژیپسوفیلا، ممدیون
آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند...!
دیشب حال و هوای دلم خیلی تنگ شده بود :)
از ته دل تشکر 🔅
هدایت شده از " حُجره ریحانه سادات"
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اصلا میشنوی این صدامو
اصلا میبینی گریه هامو
بیا دونه به دونه بشمارم غمامو....
#طوفان_الاقصی