eitaa logo
روشنا!
26 دنبال‌کننده
326 عکس
118 ویدیو
1 فایل
آنقدر شلوغ شده ایم که درنگ برای نوشتن را لازم نمیدانیم در جستجوی مکثِ بزرگِ من و صرفا دفترچه ای برای ضبط صدای قلم ها ... کپی؟ دوست نمی داریم(:
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کنجِ‌خلوت...!
اگر بخوایم به جایی برسیم باید برای خودمون متهم ردیف اول باشیم..
عزیز من! حالم بدجور نیاز به احوال پرسی ت دارد احوال پرسی خود خودت اینکه بیایی و پشت به همان دیوار صورتی ملیح اتاق، تکیه بزنی به پشتی کهنه ی نقاشی شده با رنگ سورمه ای حالا من چادر رنگی همیشگی را سر می کنم و در خیالم تو را که در چشمانم جا گرفته ای می بینم گلویم را صاف میکنم و لب میزنم حال من از دیدنتان حتی اینجا و در این تصور خوب است خیلی خوووب :) بعد شما بروید سر اصل مطلب نگاهم کنید و بگویید اوضاع کارها چطور می‌گذرد دخترم؟! بعد میروم در ته قلبم و دست یکی یکی دغدغه ها را می‌گیرم و میارم پیش رویمان می‌گذارم و با شما تک تک شان را حل میکنیم آن وقت است که من یک شب را بدون اشک، غصه و دلهره راحت بعد از سلام به سوی تان میخوابم خواستم که بدانید حال این شیعه اصلا خوب نیست اصلا و کاش امامش باشد تا مثل همیشه نور الحياة زندگیش بشود خب خودتان خوب میدانید که هیچ جور و هیچ کس جز شما حالمان را دوا نیست... ما منتظر عنایات ویژهٔ همیشگی تان هستیم!
یکی دیگر از ایده هایی که می‌توانید فضای دل ها را برای همدلی با مردم غزه همراه کنید این است که مثل ما در یک مکان مشخص، مدرسه، خیابانی، گلزار شهدای تان و حتی بوستان یا مسجدی برچسب های پرچم فلسطین را به مردم بدهید و بخواهید که آن ها هم به رسم همدردی با کودکان غزه، آن را روی دست شان یا قاب گوشی ها بزنند! این میتونه یه هویت بخشی باشه برای مردم به خصوص جوان و نوجوان که من یکی از باور هام اینه که به خاطر انسانیت، شرف و غیرت پشت مردم مظلوم غزه هستم؛ ادامه دارد...!
هدایت شده از کنجِ‌خلوت...!
دردِ جانکاهِ همیشگیِ من آیا امکان دارد اینقدر ناگهانی به آغوشم نکشی؟!(:
هدایت شده از کنجِ‌خلوت...!
روشنا!
امشب جمکران؛ به یاد چنل‌های ریحانه السادات، روشنا، مهجه، ماح، منیب، معتکف، یارالی، ژیپسوفیلا، ممدیون
آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند...! دی‌شب حال و هوای دلم خیلی تنگ شده بود :) از ته دل تشکر 🔅
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اصلا میشنوی این صدامو اصلا میبینی گریه هامو بیا دونه به دونه بشمارم غمامو....
آرامشی که حاصل از ایمانه! دارم فکر میکنم به اینکه چطور اینقدر آروم بچه شو کفن پیچ تو بغلش گرفته‌‌ و این👆🏻 جمله ست که جا میگیره تو ذهنم... میدونی چیه قطعا ایمان داره که تا حالا با این شدت غم‌‌ش زنده مونده اما شاید اینقدر خسته س اینقدر کوبیده و له شده که دیگه نای گریه، ناله و ضجه زدن نداره نه؟! . . حالا این تویی که باید به خطر همه ی اینها به خاطر این غم فراتر از توان و مظلومیت ورای خیال بلند شی، محکم بایستی و کارهایی که باید رو انجام بدی حالا هر چیزی باشه میتونه درس خوندنت باشه میتونه تلاشت برای راه ندادن غم و غصه ی بیخود تو دلت باشه ببین تو باید خودتو واسه ظهور آماده کنی و الا به کله میخوری زمین اونجوری که دیگه نمیتونی پاشی میفهمی يعني همون "خسر" وحشتناک سوره عصر! و بگم که اگر دنبال راه میگردی جز خلوت خودت و امامت هیچ کس و هیچ جور نمیتونه جواب بده بله کسب اطلاعات خوبه درسته اما هیچ کس تو رو مثل خودت نمیشناسه و هیچ راهنمایی دقیق تر و واضح تر از دردونه ی خدا و قرآنش نیست. ٨/٢٣
در التهابِ دست به قلم شدن؛ و در آرزوی خلوووووتِ پر از تو :) 13:33
پیشنهاد میدم تا وقتی که ماشین دار نشدید فکر استقلال به سرتون نزنه؛ آخه نصف عمرتونو باید توی اتوبوس و ایستگاه های شهر بگذرونید😁 ... اندر احوال :)
نیاز شدید دارم که ساعت ها روی این، تمرکز کنم: ... هر دقیقه ای که به عمر این انقلاب اضافه میشه و ما تو این انقلاب موندیم؛ وظیفهٔ سنگین تری داریم! -شهید حسن باقری
هدایت شده از 「 ایــھامـ」
"" در تمام طول تحصیلم برای رسیدن به بیست تلاش کردم. خیلی از امتحاناتم بیست میشد، خیلی وقت ها شاگرد اول میشدم، اما هیچ وقت در تمام طولِ تحصیل معدلم بیست نشد. بارها در راهنمایی، دبیرستان، حوزه، دانشگاه معدلم بالای نوزده شد از نوزده و نود عبور کرد و حتی به نوزده و نود و هشت رسید اما به بیست نه! همیشه برای رسیدن به بیست دویدم و نرسیدم، اما الان که روی نقطه نوزده و نود و هشت زندگیم ایستاده‌ام، بیست دارد به سمتم میدود، ولی می‌خواهم از آن فرار کنم بیست سالگی، اولین بیستی که از او فراریم! بیست سالگی برای من یک قله‌است قله زندگی، شادابی، انرژی و... سالهای قبل از بیست مثل سربالایی‌ست به سختی میگذرد مدام دوست داری زودتر بزرگ شوی ولی بعدش سرازیریست تو میخواهی در قله بمانی ولی با سرعت سر میخوری و از قله دور میشوی... میترسم از سالهای بعد از بیست سالگی از اینکه مثل بقیه‌ی آدم ها شوم درگیر روزمرگی، درگیر زندگی رباتی، درگیر بزرگ سالی...! [🅃_🄶🄷🄰🄻🄰🄼💕]