فلسفه واقعا کتاب شیرینی هستش و از خوندنش لذت میبرم، امّا صرفا برای خوندن و یاد گرفتن نه امتحان دادن😺
- سِدنا
اتاق پشتی: https://eitaa.com/nashenas_sedna
آهنگا رفتن اینجا اگه خواستید دانلود کنید.
- سِدنا
کتابهایی که میخوام #بعدکنکور شروع کنم به خوندن: (خونده شدهها پررنگ میشن) نازنین(داستایوسکی) - فاط
اولین کتاب امسال، نازنین.
این اولین اثری داستایوسکی هستش که میخونم و من نمیتونم بگم که بهش علاقه مند شدم یا نه. کتاب نازنین از داستایوسکی رو با ترجمه خانم بیدختینژاد از نشر چشمه خوندم. کتاب کوتاهی بود و من به عنوان تندخوان توی حدود کمتر از سه ساعت (نه متوالی) تمومش کردم، جا داشت بیشتر طولش بدم و از قلم و ترجمه بیشتر لذت ببرم امّا راستش نازنین در عین جذابیتی که داشت اونجوری جذاب نبود. نمیدونم چطوری بگم؛
(اسپویل تا آخر) خیلی داستان و قلم قشنگ بودن امّا این واقعیت که همسر نازنین نمیخواست قبول کنه که خودش باعث خودشیه - درعین حال که با جزئیات داشت میگفت چطوری باعث رنج اون میشد - واقعا روی مخ بود. کل آقاهه یه جوری بود بچهها، انگار عادی نیستش و یه جور اختلال روانی داره.. اون فکر میکنه با ازدواج با نازنین باعث نجاتش شده اما در عین حال رو نازنین یک مالکیت روانی داره، اون عاشق این بود که نازنین رو زیر سیطره خودش قراره بده، از طریق سکوت البته. مثلا یه جا میگه «اگر به من نگاه کردن، مهم نیست، من صبورم...» و این صبرش برای شکستن طرفه.
بعد عمو تازه بعد خودکشی نازنین/همسرش میفهمه که «دوست داشتن» یعنی دیدن طرف مقابل.
از طرفی نازنین واقعا برام شخصی مظلومی هستش که با دید مثبت به عشق وارد زندگی میشه که میخواست مصداقی از اون عشقه باشه، که ناگهان رفتار سرد همسرش مثل سیلی میخوره به صورتش. حالا تمام تصورش از عشق آب میشه و میره توی جوب. پناهی نداشته و تنها کاری که میتونست بکنه، تن دادن به این زندگی و ساختن... امّا یه زنِ شونزده ساله چقدر توان داره؟ - #کتاب