- سِدنا
دیروز دومین پنجشبه بابایدو بود. از صبح درگیر درست کردن شام برای مهمونا - همین فامیلامون - و حلوا برای قبرستون و تمیز کردن خونه بودیم. من حلوا و شیرینیجات، خاله زهرا (½) و خاله ابتسام تمیزکاری و خاله فهیمه مرغها رو شکم پر میکرد و خاله زهرا (½) شام هم درست کرد. ساعت حدود پنج و ربع رفتیم قبرستون و تا یک ساعت بودیم. موقع امدن هم دیگه درگیر چای و پذیرایی بودیم. جاتون خالی منم موقع حلوا درست کردن دست چپم سوخته بود و دست راستم به اندازه کافی خسته بود😭😂 دیگه هفت اذان گفت من رفتم نماز خوندم که یکم دراز بکشم. ولی امان از خستگی. من شب قبلشم دیر خوابیده بودم، یه چیزی حدود ساعت شش و صبح هم ساعت نه و بیست بیدار شدم و با اون همه سرپایی واقعا داشتم میمیرم،
آقا خلاصه من سه باز نماز مغرب و شام رو خوندم چون هی وسطش حس میکردم اشتباه خوندم، آخرشم هرچی خوندم دو ادامه دادم و آخرش یه سجده شک خوندم. ولی په سجده شکی🤣 همانا من سرمو گذاشتم و همانا خوابیدم
موقعیام که بیدار شدم شام تموم کرده بودن، دیگه رفتم کمک دخترخالهم برای شستن ظرفا و و و
کمکم خالههامم رفتن و آخرش فقط من، مامایدو، دایی، دختردایی و دخترخالهم موندیم. جا پهن کردیم و از ساعت حدود سه تا همین نیم ساعت پیش ما داشتیم صحبت میکردیم. از بابایدو گفتیم، از خاطراتمون، از رفتههایی که ما بجهها بهشون نرسیدیم... و چقدر امشب دوست داشتنی بود. فقط جای بابایدو خالیه.
- سِدنا
کتابهایی که میخوام #بعدکنکور شروع کنم به خوندن: (خونده شدهها پررنگ میشن) نازنین(داستایوسکی) - فاط
ششمین کتاب امسال، سفر به آن سوی دریا (سرگذشتاستعمار۱).
ماجراهای سفرهای دریایی پرتغالیها و غارتهاشون در این کتاب به زبان ساده و روان نوشته شده. جدی جدی پیشنهاد میشه، البته فقط این کتاب بلکه کل این مجموعه کتابهای سرگذشت استعمار که حدود پانزده جلده.
- سِدنا
کتابهایی که میخوام #بعدکنکور شروع کنم به خوندن: (خونده شدهها پررنگ میشن) نازنین(داستایوسکی) - فاط
هفتمین کتاب امسال، انقلاب روسیه.