eitaa logo
شِیخ .
14.8هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
170 ویدیو
9 فایل
‌الله ‌ بانوی طلبه‌ی دهه هشتادی که شیفته‌ی کتاب و چای و نوشتن است. و او همیشه می‌نویسد‌. شبها، روزها، عصرها و همیشه! پس در این مکانِ مقدس دنبال زرق و برقهای مجازی نباش. فقط بخوان و لبخند بزن. مدیر و تبلیغات: @Oo_Parvaneh_oO کپی؟ خیر فوروارد کنید لطفا .
مشاهده در ایتا
دانلود
میدونی وقتی با همسرت هم‌مسیر باشی چقدر قشنگه؟ هردو مشغول مطالعه، درس، بحث، تبیین و تبلیغ ... نه تنها به هم کمک میکنیم بلکه مشوق هم در این راه پر نور هم هستیم :)
شِیخ .
‌‌ یکی از خواسته‌های مشترک من و شیخ علی از این دنیا، اینه که یروزی یه کنجی یه خونه‌ی دو طبقه داشته باشیم که طبقه اولش رو تبدیل کنیم به حسینیه. یه حسینیه فعال و پویا که هر هفته و هر ماه توش محفل علمی و مذهبی برگزار بشه. یه جای امن و آروم برای مباحثه‌، روضه، کارهای فرهنگی و خیلی چیزهای دیگه :) ‌‌
‌ یه آدم درست، توی هر جمعی که وارد بشه، اثری از خودش به جا میذاره. طوری که بی تفاوت، بی ذوق، بی انگیزه و بی اراده نیست. با اعتماد به نفس، دغدغه و بیان خوبش، همه رو با شخصیت حقیقی درونش آشنا می‌کنه. ‌‌
من شیفته‌ی کلام استاد علی صفائی حائری هستم. او ادبیات بی‌مثالی برای بیان حقایق دارد. این‌کتاب‌ برای من انگیزه بخش، هدایتگر و خارق‌العاده بود. اینک با اراده‌ای بیشتر و نگاهی آسمانی‌تر به رسالت خود در جامعه اسلامی می‌پردازم. الحمدالله که این کتاب در مسیر حیات من قرار گرفت و آن را خواندم. بخرید. بخونید. کیف کنید. ‌ به قلم خودم
شِیخ .
ما چون خودمان را احساس‌ کرده‌ایم از خودمان فرار می‌کنیم. همان‌طور که اگر کسی به اتاق شلوغی وارد شود از آن فرار می‌کند؛ زیرا می‌بیند اگر بخواهد آن را تنظیم کند؛ باید عمری را سپری کند. کسانی را که خودشان را احساس کردند و بلبشو و غوغای درونی‌شان را دیدند، از خود فرار می‌کنند و این فرار و این مشغول کردن و لهو و لعب و سرگرمی، به‌خاطر درک آنها از نفس پراکنده‌شان است. ‌ کتاب حرکت استاد علی صفائی حائری صفحه ۸۹ ‌‌‌
شِیخ .
خیال می کنیم دنیا خوابگاه و عشرتکده است. به‌خاطر همین مدام ضربه می خوریم و خرد می شویم. اگر بدانیم دنیا راه است و منتظر ضربه هایی که حرکتمان می دهد باشیم. فشارها خردمان نمی کند. در این هنگام به جای اینکه بخواهیم غم و رنج زندگی را کم کنیم خودمان را زیاد می کنیم... کتاب حرکت استاد علی صفائی حائری صفحه ۱۷۰ ‌
- فاقد کپشن .
‌ ترس، واژه‌ای بی معنا در ادبیاتِ انسانِ خداباور است. ترس از فقر، ترس از از دست دادن، ترس از مرگ، ترس از دشمنان، ترس از نرسیدن، ترس از قدرت‌های کذائی، ترس از تهدیدات، همه و همه برای آدمیزادی که موحد است بی معنا هستند... هنگامی که انسان، بر شانه‌های پرقدرت الهی تکیه کرده باشد، باد و طوفان و زلزله نیز او را بر زمین نخواهند زد. چه برسد به کلامِ ناامید کننده‌ی بیگانگان و حسودان. اگر هدف از کار و تلاش، رضایت خالق باشد و بس، همان آفریننده‌ی هستی بخش، معجزه را میهمان شب و روز حیات آدمی میکند تا او را به حوائجش برساند. بخش عظیمی از ناکامی های ما در زندگی، ریشه اش پیوند میخورد با ترس. ترس از شروع کردن، ترس از سختی کشیدن در مسیر پر فراز و نشیب زندگی، ترس از کنایه های مردم و ... حرکت را آغاز نمیکنیم زیرا که از دنیا و مافیها هراسانیم. ترس از چه، هراس از که؟ کدام قدرت و شوکت بالاتر از قدرت نامتناهی خداوند عزوجل؟ تا کی کنجی بنشینیم و در مقابل جهان سکوت کنیم؟ تا کی بترسیم و از خویشتن خویش، از استعداد های نهفته‌مان، از رسالت‌های مهممان فرار کنیم؟ شاید باید کمی بیش از گذشته با خدای مهربان خود خلوت کنیم و از او بخواهیم که به ما جسارتِ حیاتِ اثرگذار را بدهد. آدمیزاد اگر بخواهد صرفا بخورد و بخوابد و عیش کند دیگر چه تفاوتی دارد با میمون و ملخ و دیگر حیواناتِ بی عقل؟ به‌ قلم خودم
فروشگاه مجازی همسرم : • @sobhan_gom