از اینکه یکی جلوم درِ گوشی حرف میزنه متنفرم، متنفر.
حسِ اضافه بودن به آدم میده، خیلی صریح انگار طرف مقابل داره میگه: به تو مربوط نیست.
امروز سر جلسه آزمون اینجوری بودم که من همه اینا رو خوندم و خاکبرسرم که نمیتونم حل کنم.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
_
میتونم بخاطر اینکه ایتا کیفیتش رو پایین آورد گریه کنم.
دلم میخواد فردا برم لب ساحل، برنامه دارن کنار دریا و من نمیتونم برم.
غمگینم.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
امروز سر جلسه آزمون اینجوری بودم که من همه اینا رو خوندم و خاکبرسرم که نمیتونم حل کنم.
بعد سر جلسه مراقبمون، یه خانوم گوگولیِ بامزه ی جثجیثنحیحثحثحثح بود و من داشتم با یه مراقب دیگه آقا شیپ می کردم.. . وای خیلی خوب بودننزنیننی.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
بعد سر جلسه مراقبمون، یه خانوم گوگولیِ بامزه ی جثجیثنحیحثحثحثح بود و من داشتم با یه مراقب دیگه آقا
شاید هم نامزد بودن.. . واساتیتیتییحثحثحیحی. 😭