eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1.1هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
261 ویدیو
8 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
*/
یک/ خوابیدن تو یه خونه‌ وسط جنگل اونم کنارِ بخاری و زیر پتو پشمی تجربه‌ی جالبی بود. البته در صورتی که روز فرداش آزمون نداشته باشم و تا صبح کابوس نبینم و مجبور نباشم هفت و نیم صبح به خاطر درس پاشم.
دو/ اول که از ماشین پیاده شدم یهو شش تا سگ محاصره‌مون کردن و من نشستم تو ماشین و گفتم تا نرن اون‌ور نمیام بیروننننن. هیچی خلاصه که صدایِ واق‌واق‌شون هنوز توی گوش‌هامه، لعنتی‌ها مثل گرگ زوزه می‌کشیدن. =)))))))))))
سه/ داشتیم برمی‌گشتیم و جنگل خلوتِ خلوت بود، مدام مامان می‌گفت چرا هیچ ماشینی رد نمی‌شه؟ چرا درخت‌هاش انقدر ترسناکن‌ و بلندن‌؟ و من مدام اذیتش می‌کردم و می‌گفتم شاید مثل فیلم‌ها این درخت‌ها یه روزی آدم بودن‌. هاهاها‌‌. ولی شوخی شوخی گم شدیم، یهو رفتیم و رفتیم و دیدیم که داریم از شهر انگار دور و دورتر می‌شیم و شانس آوردیم که یکی رد شد و ایستاد و گفتیم شهر کدوم‌ سمتیه؟ گفت دقیقاً خلاف جاده‌ای که داشتیم می‌رفتیم و بعد گفت من از جلو می‌رم و پشت سرم بیاید. فرشته‌ی نجات‌مون بود جدی.
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
سه/ داشتیم برمی‌گشتیم و جنگل خلوتِ خلوت بود، مدام مامان می‌گفت چرا هیچ ماشینی رد نمی‌شه؟ چرا درخت‌ها
ولی جدی یه لحظه یاد سریال استرنجر تینگز افتادم و اینجوری بودم که: الان یه هیولا از لا به لای درخت‌ها خودشو می‌کوبونه به شیشه‌ی ماشین.
می‌گذره‌ ولی دقیقاً اینجوری که سعدی می‌گه: بگذشت و چه گویم که چه بر من بگذشت‌..
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
*/
نورِ خورشید توی پاییز خیلی قشنگ‌تره‌. ملایم و ملیح.
رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ.. پروردگارا! و آنچه را به آن تاب و توان نداریم بر ما تحمیل مکن.. اَلبَقَرَة - ۲۸۶ /