خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
یه ایده به ذهنم اومده بود، تردید داشتم بگم یا نه، گفتم دلم رو بزنم به دریا و مطرح کنم شاید بچهها خو
"جلسه و برنامهریزی برای دههی فاطمیه"
دوم/
بعد یه هفته تونستم کف خیابون حاضر بشم و به جمعیت نگاه کنم و دوباره لبخند رضایت بزنم از بابت وجود همچین مردمانی، دویستوخوردهای شبه و جدی من هر شبی که میرم همون شور و شوق برپاست، گاهی میترسم و میگم نکنه جمعیت کم شه، اما با وجود اینکه سعادت ندارم و نمیتونم هر شب برم باز هم میبینم که هنوز مرد و زن، پیر و جَوون و حتی بچهها با اشتیاق میان و تا آخرش هستن.
امشب به جزئیات توجه کردم، آقای جَوونی که با بچهش پرچم بزرگی رو تکون میداد، بچههایی که با گچ سفید روی آسفالت نقاشی میکشیدن، نوجَوونهایی که چای و آب پخش میکردن، دوتا جَوونی که گوشهی تجمع قاب عکسهای قشنگ میفروختن و خونوادهای که با کالسکه و نوزادِ کوچکشون کنار خیابون با پرچم بودند و با دیدن این صحنه فقط با خودم فکر میکنم که سالها و قرنهاست که دشمنهامون میخوان تفکر شیعه رو ریشهکَن کنن و بزرگانِ ما رو به شهادت میرسونن ولی خب دریغ از اینکه از ذره ذره خاکِ این سرزمین سربازهایی میجوشه از جنسِ همون بچهها و نوجَوونهایی که زمان جنگ ۸ سال دفاع مقدس از خیلی چیزهاشون زده بودن و رفته بودن خط مقدم.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
دوم/ بعد یه هفته تونستم کف خیابون حاضر بشم و به جمعیت نگاه کنم و دوباره لبخند رضایت بزنم از بابت وج
"ان تقوموا لله مثنی و فرادی.."
- ★
امشب یه بخشِ ستارهدار داشت که از اول هفته منتظرش بودم، اونم اینکه دوتایی بعد مدتها بزنیم بیرون و بیدغدغه دربارهی هر چیزی حرف بزنیم، پس خیلی یهویی رفتیم نشستیم یهجا و با دوتا بستنیِ شکلاتی و همونجا هم به رزالین گفتم: هر چیزی شکلاتیش خوبه!
تایید کرد و با خنده گفت: چه عجب تو یه چیزی تفاهم داریم!
هردو خندیدیم.
و یه ساعت حرف زدن دربارهی زمین و زمان و خندیدن به ریلزهای اینستا و تعریف کردنِ چرت ترین اتفاقات روز برای هم تونست یه تراپیِ فوقالعاده برام باشه.
تهش هم به این نتیجه میرسیم که همه بَدَن ما خوبیم. هه.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
حاج مهدی دقیقاً میزنه به هدف..
دلتنگی اَمونمون رو بُریده آقاجان..
اولین باری که پدرت را دیدم، گویی قاصدکی بودم که در هوایِ بهاریِ اردیبهشت اینسو و آنسو میرفت، آزاد و دلباخته..
ایّامِ فاطمیه رسیده.. یادش بخیر.. حضرت آقا میگفتن رزقِ هر سالِ کشور رو توی روضههای فاطمیه میگرفتن.. :))
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
ایّامِ فاطمیه رسیده.. یادش بخیر.. حضرت آقا میگفتن رزقِ هر سالِ کشور رو توی روضههای فاطمیه میگرفتن
"روضهی شبای فاطمیه.. زیلوهایِ آبیِ حسینیه.. خداحافظ.."