🍃💐
"تشنهام، خورشید میخواهم"
نامهات كه به دستم رسید،من خواب بودم؛ نامهات بیدارم كرد.
نامهات ستارهای بود كه
نیمهشب در خوابم چكید و
ناگهان دیدم كه بالشم خیس هزار قطره نور است.
دانستم كه تو اینجا بودهای و نامه را خودت آوردهای. رد پای تو روشن است.
هر جا كه نور هست، تو هستی، خودت گفتهای كه نام تو نور است.
نامهات پر از نام بود.
پر از نشان و نشانی.
نامت رزاق بود و
نشانت روزی و روز.
گفتی كه مهمانی است و گفتی هر كه هنوز دلی در سینه دارد
دعوت است.
گفتی كه سفره آسمان پهن است و منتظری تا كسی بیاید و از ظرف داغ خورشید لقمهای برگیرد.
و گفتی هر كس بیاید و جرعهای نور بنوشد، عاشق میشود.
گفتی همین است، آن اكسیر، آن معجون آتشین كه خاک را به بهشت میبرد.
و گفتی كه از دل كوچک من تا آخرین كوچه كهكشان راهی نیست، اما دم غنیمت است و فرصت كوتاه و گفتی اگر دیر برسیم شاید سفرهات را برچیده باشی، آن وقت شاید تا ابد گرسنه بمانیم...
آی فرشته،
آی فرشته كه
روزی دوستم بودی، بلند شو دستم را بگیر و راه را نشانم بده
خاکِ آنَم که او دَرین دریا
تَرکِ جان گُفته، کامل اُفتادست
#عطار_نیشابوری
#ستایش امروز
۱۳۹۹ / ۶ / ۶
🍃💐
نور، از جایی در تو
رسوخ خواهد کرد که
زخم خورده ای!😊
زخم های ما
دریچه ی ورود نور
به زندگی ما هستند،
آنها را قدر بدانیم✋
🍃💐
میبینَمَت که عَزمِ جَفا میکُنی، مَکُن
عَزْمِ عِتاب و فُرقَتِ ما میکُنی، مَکُن
در مَرغْزارِ غَیرت، چون شیرِ خشمگین
در خونَم ای دو دیده چَرا میکُنی، مَکُن
بَختِ مرا چو کِلْکْ نِگونْ میکُنی، مَکُن
پُشتِ مرا چو دالْ دوتا میکُنی، مَکُن
ای تو تمامْ لُطفِ خدا و عَطایِ او
خود را نَکال و قَهرِ خدا میکُنی، مَکُن
پیوند کردهیی کَرَم و لُطفْ با دِلَم
پیوند کرده را چه جُدا میکُنی، مَکُن
آن بَیذَقی که شاهْ شُدهست از رُخِ خوشَت
بازش به ماتِ غَم چه گدا میکُنی، مَکُن
آن بندهیی که بَدْر شُد از پَرتوِ رُخَت
چون ماهِ نو زِ غُصّه دوتا میکُنی، مَکُن
گَر گَبْر و مومن است، چو کُشتهیْ هوایِ توست
بر گَبْرِ کُشته، تو چه غَزا میکُنی، مَکُن
بیهوش شو، چو موسی و هَمچون عَصا خَموش
مانند طورْ تو چه صَدا میکُنی، مَکُن
#مولوی_کلیات شمس