«طَـنـیـن»
||بسم الله الرحمن الرحیم|| ورق هفدهم •• آراد:تقریبا همه چیز آماده بود...برای چندمین بار به ساعت نگا
پ.ن:صبر کن👌🏻
پ.ن:داداش خیلی دوست دارم:))))
پ.ن: توکل به خدا😉
پ.ن:باز چی بلایی قرار سرمون بیاری که از الان داری معذرت خواهی میکنی؟!🤣
پ.ن:داداش کوچولوی من🥲
پ.ن:اون سال؟؟؟🤔
پ.ن:عاطفه....
پ.ن:جای زخم های یادگاری خاطرهاش هنوز درد میکنه:)
پ.ن:به نظرتون برای رسول چه اتفاقی افتاده؟🤨دوست دارم نظراتتون رو بشنوم:))
••✨••
ابزارک 😉
https://abzarek.ir/service-p/msg/3340080
اگه یه وقتی ابزارک خراب بود🙃
https://harfeto.timefriend.net/17778783069852
••✨••
خونهٔ قشنگمون😍
@TaNiN_RaZ2
••✨••
هدایت شده از 🇮🇷•°•°ره رو عشق°•°•🇮🇷
قهوهاش را تمام کرد و گفت:
'چطور انقدر خوب دیگران را دلداری میدهی؟'
خندیدم و گفتم: حرف هایی را میزنم که دوست داشتم دیگران به من بگویند...☕
«طَـنـیـن»
اونی که تو دلم بود داغش رو دلم موند💔🥲 #اسپویل #دلی #ادیتخودم
به شخصه اینو خیلی دوست دارم🥲
اونجایی حمید هیراد میگه:
من و تو یه شب تو خیابون یه بند میزدیم هی قدم....
رسیدیم به جایی که گفتی به من دیگه نه تو نه من:))
اگر بلایی که بر سرمان آمد را فراموش کنیم روزی خواهد رسید که مجبوریم دوباره آن را زندگی کنیم، هیچوقت به کسی نمیگویم به دنبال انتقام باش ولی آنچه روی داده را هم فراموش نکنید.
[علی عزت بگویچ]