تویِایناوضاعواحوال، قشنگترین
چیزیبودکهمیتونستمببینم، مثلکسیکهتویِاوجتاریکییهروزنهیِنورمیبینه.
ممنونمکهاینحسروبهقلبمهدیهکردی
دخترخوشگلهیِمهربون.
بایدبوستکنم. *پسبوسِپرتابیازاینجاتااونجاییکهتو
هستی.
- تامیلا -
تامیلا.ricablancamode_65c7350ca33f46b9ae2a989aaa000cd6_۰۶۰۸۲۰۲۵.mp3
زمان:
حجم:
2.8M
- وقللهم: لاتخافوا و لا تحزنوا، سیأتیحضرةالعباس(ع)وسیکوننور
لیاليحیاتکمالمظلمة.
- وبهآنانبگونترسیدومحزوننباشید، هماناعباس(ع)همانکسیستکهدر
شبهایتاریکزندگیبه
کمکتانمیآید...
- تامیلا -
- وقللهم: لاتخافوا و لا تحزنوا، سیأتیحضرةالعباس(ع)وسیکوننور لیاليحیاتکمالمظلمة. - وبهآ
*چونکهاینشباماهقشنگه، پسبیایدبهشاهکارِابراهیمیخانومِعزیزم
گوشبدید.
نجاتدهندهیِتوآینه؟
بزرگوارتغییرکاربریدادهفعلا. الانفقطخرابکنندهست، نهنجاتدهنده.
حاجآقاحسین؛ ممنونمکهبهمنشوندادین اونقدرکهبایدخواستنینیستم، وشماهم
منونخواستین.
- تامیلا -
*اینصوتعزیزِماست، عزیزبداریدش.
- ساکتم، آرومم
دیگهمثلقبلترهااصراریندارم، تلاشهامروکردم، وحالاتسلیمم.
قبولکردمکهمنونخواستی، وقرارنیستدیدارمونمیسربشه.
میدونی،
سالهایقبلتقلامیکردموُدستوپامیزدموُبه هرقیمتیکهبودمیخواستم
منوبهحضورتبخوای، اماامسالفرقداره
انگارهمهچیزروپذیرفتهم، وآرومکنجی
نشستمواونهاییکهبهدیدارتمیانرو
راهیمیکنمورفتنشونرونظارهگرمیشم.
نهاصراری، نهتقلایی، ونهحتیگلایهای.
میدونی، گلایهازتوبازیباآتیشه
میایکاریکنیدلِتوبسوزه، دلخودتمیسوزه.
لحنعراقیاروجلوضریحدیدی؟
شنیدهباشیلحظهاولفکرمیکنیکهدارن
باسیدالشهدادعوامیکنن، بهنظرمایناحاجتشونومیگیرن.
راستشمنبچهیهدندهایمنیستماخه،
کهپاموجلویضریحتزمینبکوبم،
کهاگهراهمندادیجلویدربخوابم
بیمعرفتیه، ولیمنمیزارممیرم.
اگهحسینبچگیامباشی ؛ میایدنبالم.
حالاهمدیگهاصراریندارم، نخواستیدیگه، کهاگهمیخواستیالانمنم
تویِطریقبودم.
بهقولِآقاجون، همینکهمیزاری
اسمتوبهزبونبیارم، برامبسه.
تویعالَمخیلیاهستنکهحتیتورو
نمیشناسن، پسالحمداللهکهمنجزو
اوناییمکهدوسِتدارن.
هرچند، دوستداشتنم
مثلنعلِاسبهایِکوفیِ
توروبوسیدن، ولیناراحتتکردن.
زیادسرتوبهدردنمیارم، بههرحالالان
حرمپراززائرهوشماهمسرتشلوغه.
فقطخیلیدلممیخوادبدونم، الانجایِمنکیتوحرمتنشسته؟
کیزیرقبهتدعامیکنهواشکمیریزه؟
بگذریم، حرفامبهاشکختممیشه، دلمنمیخوادحالاکهزائراتپیشتن
ناراحتتکنم.
آقاجونهمیشهوسطروضههاتفریاد
میزدکه: حسینخاکسرده، حسینیهروزیمیادزیرلحددیگهنمیتونم
بیامروضهت، مبادانوکرتو
تنهابزاری، منزیرخاکمازتدممیزنموُ براتگریهمیکنم، منکهجزتوکسیروندارم.
آرهحاجآقاحسین، آقاجوندلبریکردو
حقاکهخوشگلمخریدیش.
حالامنممثلآقاجونمیخوامبهتبگم، کههیچکسُجزشماوخانوادتندارم.
مبادامثلمردمبیوفایِدنیاتنهامبزاری.
معلومهکهانقدرآدمایِمشتیدورت
هستنکهمنبهچشتنیام.
ولیخب، توهواموداشتهباش.
دوستدارمحاجآقا، دردتبهجونم*
خلاصهکه :
[ توبــِهزِمنسرِکویتهزارهاداری
ولیبدان، کهگدایتفقطتـورادارد. ]
حاجآقاحسین.
میخواستماربعینبیامکربلا،بهتبگم
کیااذیتمکردن.
نهتنهاجاموندم، بلکههموناالانحرمتن.
انقدرخوشحالمیشموقتیمیبینمبرای
یکیهدیهمیگیرمواوننگهشمیداره.
تاابدمیتونمبابتشلبخندبزنم*