اماعزیزِمن، آدمهامرامیترسانند.
آنهاموجبِوحشتممیشوند؛ همانگاهیکهدرحضورملبخندمیزنندو
درغیابمخنجریتیزمیکنندبرایِنابودیام.
آدمهاواقعاعجیباند.
آنهاموجوداتِفریبندهایهستند، بسیارفریبنده.
- تامیلا -
دیگهجدیاگهتویِاینوضعیتحاجرضا همنطلبههیچیدیگه،احتمالابایدبرم بمیرم.
کاشالانمشهدبودم، کاشپیشتبودمحاجرضا.
سفراییهویی>>>>
اینکهیهدفعهبهتزنگمیزننمیگن؛ مندارممیرمفلانجا، میایباهمبریم؟
ارررهعزیزم، معلومهکهمیام.
- تامیلا -
سفراییهویی>>>> اینکهیهدفعهبهتزنگمیزننمیگن؛ مندارممیرمفلانجا، میایباهمبریم؟ ارررهعزیزم،
جدیهنوزمباورمنمیشه(((((((:
کلادوساعتهبهمخبردادن، ولیحقیقتارو
پامبندنیستم.
ایناسنپیهدارهتمامتلاششومیکنه
کهمنوزودبرسونهفرودگاه.
ولیترافیکتهراناجازهنمیده.
خدایالطفابرسمبهپرواز(((((((((:.
- تامیلا -
ایناسنپیهدارهتمامتلاششومیکنه کهمنوزودبرسونهفرودگاه. ولیترافیکتهراناجازهنمیده. خدایا
هرآنممکنهبزنمزیرگریه.
ایناسنپیهخیلیباحاله؛ دارهدلداریممیدهکهنگراننباشمیرسیم
ازپروازجانمیمونی.
احتمالاپروازتاخیرداره.
خبمررد؛ اگهتاخیرنداشتمنچهگِلیبهسربگیرم؟
- تامیلا -
اونکیهکهازپروازجاموندهوحالاکفِسالنِ فرودگاهدارهگریهمیکنه؟
قسمتجالبماجرامیدونینچیه؟
همینکهرسیدمفرودگاه، یکیازپروازا
تازهنشستهبود
مسافراداشتنخارجمیشدنکهچندقدمیمیه آقاییکفسالنحالشبدشدوبعدم
تشنجکرد
ودرعرض۵دقیقهتااورژانسبرسهفوت
کرد.
باورتونمیشهبچهها؟
جلویچشمامیهنفرجونشوازدستداد.
خدایمنلطفادیگهبسه.
- تامیلا -
قسمتجالبماجرامیدونینچیه؟ همینکهرسیدمفرودگاه، یکیازپروازا تازهنشستهبود مسافراداشتنخار
حالانمیدونمبایدواسهیجاموندنمازپروازگریه کنم، یااونبندهیِخدا(:
- تامیلا -
کاشالانمشهدبودم، کاشپیشتبودمحاجرضا.
دیروز، دقیقا۲۴ساعتبعدازاینپیام، خیلیعجیب،تاکیدمیکنمخیلیعجییب
وغیرممکنودورازتصور، والبتهبدونهیچ
برنامهیقبلیمنوطلبیدیحاجرضا.
ولیخبازپروازجاموندم.
هرچنددیگههیچامیدینداشتمکهبازم
بخوامبیاموبعدازجاموندنمازپرواز
یکدرصدهمفکرشونمیکردمکه
یهجوریازجاییکهاصلابهذهنمم
خطورنمیکرد، بازماجازهبدیبهم
برایدیدار.
اماحالاتقریباحدود۷۲ساعتازاینپیام
میگذرهومنبدونهیچامیدیبازمطلبیدهشدم.
کاشمیشدانقدرجیغبزنمتاکلشهر
بفهمن، بفهمنکهشماممکنکنندهی
کارهایغیرممکنی.
الهیمندورسرشمابگردم((((:.