بعدازدیدنپستمجتبیشکوریو
نظراتوکامنتهایزیرپستشفقط
یکچیزبهذهنمخطورکرد
اونماینکه، شمامجتبیشکوریهم
باشی، حتیاگریکعمرازحرفات لذتبردهباشنوترندسوشالمدیاباشی، حتیاگهباحرفهاومشاورههاتبه
خیلیهاکمککردهباشیتاراهشونرو
پیداکنن، وخیلیچیزهایدیگه
امافقطکافیهاعتقاداتونظراتتیکمبا
مردمفرقکنهوهمسونباشه، کافیه
بفهمنهمرنگجماعتنیستی
بازهمیکعدهایپیدامیشنکهباهات
مخالفتکننودائمابهتتوهینکنن
اینمردمخیلیزودفراموشمیکننکه
توکیبودیوچیکارکردی.
- تامیلا -
بعدازدیدنپستمجتبیشکوریو نظراتوکامنتهایزیرپستشفقط یکچیزبهذهنمخطورکرد اونماینکه،
درکلآقایِشکوری، دمِشماگرمکه
انقدرشهامتداشتیتااعتقاداتترو
بیانکنیبدونِترسازحرفهاوافکارِمردم.
همیشهبرامحکمِاونکاشفروداشتیکه
دنبالِکشفکردنیوبهنظرمحالاکشف
کردیوکشفشدی، اونمتوسطِاباعبدالله.
- تامیلا -
جنابِچاوشییهقطعهدادهبیرون برایاباعبداللهبهاسمِ [ زخمِآفتاب ] بیشترازاینکهیهموسیقی
جنابِچاوشی، بازهمیهقطعهدادهبیرون
کهشرحفراقمیدهازبیانوزبانِعمهی
سادات، اسطورهیصبر(س)
وراستشبهنظرمروضهست.
ماکهقبلازاینهاهمباآهنگایِشما
جونمیدادیمآقایچاوشیحالاکه
دیگهبرامونروضهخوندید.
فارغازهمهیاینهاکاورِاینقطعهرو
حسنروحالامینطراحیکردهو [ توخودحدیثمفصلبخوانازمجمل ]
- تامیلا -
*
بیایدباهمبهاینشاهکارگوشبدیمو
اشکبریزیم(:
وبرایبارهزارمتحسینکنیماینمردرو
کسیکهانقدرقشنگپایعقایدش
وایساده.
- تامیلا -
*
آقایچاوشیراستشماهمچهلروزهکه ...
بگذریم، بگذارشرحِمابمانددرمیانِ چشمهایمان.
[ او ] اشکِنوکرهایشرامیبیندو
شرحِماراهمخواهدخواند.
اماراستشرابخواهیدمابرایرقیهاش
کمگذاشتیم.
کمگذاشتیمکهدرمیانِروضهیخرابه
جانندادیموچهلروزاستکهنفس
میکشیم.
ونهایتاً
حرامبادآندنیاییکهبهحسین(ع)وفا
نکرد.
میشهتمناکنمبراییهموضوعی
خیلیدعاکنید؟
میشههردعایمجربیکهمیدونیدیاهر
ذکروصلواتیکهبلدیدروفوتکنید
سمتِمن؟
خیلیخیلیمهمهودورتونبگردم(:
- تامیلا -
میشهتمناکنمبراییهموضوعی خیلیدعاکنید؟ میشههردعایمجربیکهمیدونیدیاهر ذکروصلواتیکهبل
منتمیزاریدسرمبچهها
خیلیقضیهشمهمه، خیلی
زندگیمبستهستبهشمیشهپسلطفا؟(:
آریآنروزچومیرفتکسی، داشتمآمدنشراباور.
مننمیدانستممعنیهرگزرا، توچرابازنگشتی دیگر؟
- ابتهاجِعزیز -
وبازهمآرمانِعلیوردیِدیگری [ شهیدحمیدرضارجبزاده ] حالااوراهم
مانندجدشغریبگیرآوردند(:
- تامیلا -
وبازهمآرمانِعلیوردیِدیگری [ شهیدحمیدرضارجبزاده ] حالااوراهم مانندجدشغریبگیرآوردند(:
دلممیخوادبابتایناتفاقبمیرم.