- تامیلا -
میشهتمناکنمبراییهموضوعی خیلیدعاکنید؟ میشههردعایمجربیکهمیدونیدیاهر ذکروصلواتیکهبل
منتمیزاریدسرمبچهها
خیلیقضیهشمهمه، خیلی
زندگیمبستهستبهشمیشهپسلطفا؟(:
آریآنروزچومیرفتکسی، داشتمآمدنشراباور.
مننمیدانستممعنیهرگزرا، توچرابازنگشتی دیگر؟
- ابتهاجِعزیز -
وبازهمآرمانِعلیوردیِدیگری [ شهیدحمیدرضارجبزاده ] حالااوراهم
مانندجدشغریبگیرآوردند(:
- تامیلا -
وبازهمآرمانِعلیوردیِدیگری [ شهیدحمیدرضارجبزاده ] حالااوراهم مانندجدشغریبگیرآوردند(:
دلممیخوادبابتایناتفاقبمیرم.
- تامیلا -
وبازهمآرمانِعلیوردیِدیگری [ شهیدحمیدرضارجبزاده ] حالااوراهم مانندجدشغریبگیرآوردند(:
یکسریحرفهاییازنحوهیشهادت
ایشوننقلشدهکهازصبحتاهمینالاندائما
اینسوالتویسرممیادکه [ واقعاکسانیکهشهیدشکردنانسان
بودن؟ ]
چطوریهانسانمیتونهیهانسانِدیگهرو
فارغازهرعقیدهوباوریمُثلهکنه؟
- تامیلا -
یکسریحرفهاییازنحوهیشهادت ایشوننقلشدهکهازصبحتاهمینالاندائما اینسوالتویسرممیادک
راستییادمنبود۱۴۰۰سالپیشهم
انسانهاییبودنکهبهاهلبیتخدا
جسارتکردنوبدنهایمقدسشونرو
مُثلهکردن.
اینجاستکهمیفهممنوادگانِقاتلین
اباعبدالله(ع) هنوزهمهستن.
البتهخیلیمناسبنیستکهواژهی
" انسان " روبرایاونهاونوادگانشون بهکارببریم.
شایدبایدگفتحیوان [ البتهباعرضمعذرتازجایگاهحیوانات ] وحوش، نمیدونمهرواژهایکهبتونه
وحشیگریوخویِکثیفاینهارونمایانکنه.
- تامیلا -
وبازهمآرمانِعلیوردیِدیگری [ شهیدحمیدرضارجبزاده ] حالااوراهم مانندجدشغریبگیرآوردند(:
بابتکشتنبسیجیپولگرفتید؟ ۲هزاردلار؟چقدرارزونید
چقدربیمایهاید
چقدرپستید
چقدرحقیرید، چقدرکثیفیدواقعا.
شماوحوشِکثیفیکهاگرفردابابت
جنایتتوندستگیربشیدونهایتاًحکم
اعدامبراتونصادربشه [ کهبهنظرمن
برایاینوحوشاعدامکمترینچیزه ]
یکسریآدمکثیفترازخودتونمیانو
هشتگ *نهبهاعدام میزنن.
لعنتبهشماوذاتتون، لعنتبهحامیانتون.
بیصبرانهمنتظردستگیرشدنوقصاص
دقتکنیدقصاصنهاعدام [ چونمقولهیقصاصبااعداممتفاوته ] اینوحوشوقاتلینشهیدخواهمبود.
اونروزیکهقاتلینشاعدامبشنقطعا
خوشحالخواهمبود.
زیادهرویه؟ آرهمیخوامزیادهرویکنم
میخوامبرایمرگوحوشیکهقلب
یکانسانروزندهزندهازسینهشخارج
کردنخوشحالیکنم، هرچندکه مرگهمبراشونکمه.
- تامیلا -
بیصبرانهمنتظردستگیرشدنوقصاص دقتکنیدقصاصنهاعدام [ چونمقولهیقصاصبااعداممتفاوته ] ا
بهپیکرشبیحرمتیکردید؟ هلهلهکردید؟
جسارتکردید؟
روزاعدامتونهلهلهخواهمکرد.
بهاندازهیتمامجنایتهاتوننفرتمازتون
هرروزبیشترمیشهجماعتِسطلی.
- تامیلا -
آقاسیدرضا، دوسالپیشتویچنینروزی
یعنیروزشهادتشما، غرقبودمتوی
حلاوتآغوشتون
کاشالانهمروبهرویِگنبدتونبودم، کاش(: