eitaa logo
- تامیلا -
1.3هزار دنبال‌کننده
624 عکس
119 ویدیو
9 فایل
برایَم از دریایی بگو که رگهای آبیِ زیر پوستت به آنجا می‌ریزند ؛ - .. آدمیزاد طومارِ طولانیِ انتظار است . . ؛ 🌛 وَ تامیلا هم‌تعریفِ بخشش است ، بخششِ بغض‌های بلعیده شده ..
مشاهده در ایتا
دانلود
من‌ ؛ امشب‌ ؛ خوشبخت‌ ؛ ترین‌ ؛ ادمم
- تامیلا -
-
یک‌سال‌گذشت‌ ..‌ یک‌سال‌غم‌ ؛ یک‌سال‌خنده‌ ؛ یک‌سال‌دلتنگی‌ ؛ یک‌سال‌‌‌خستگی‌ چه‌شبایی‌که‌با‌خودت‌گفتی‌من‌صبحُ‌ نمیبینم‌ ؛ اما‌دیدی .. چه‌روزایی‌که‌فکر‌میکردی‌‌تا‌شب‌‌جون‌ سالم‌به‌در‌نمیبری‌‌ ؛ اما‌بردی‌ چه‌‌لحظاتی‌که‌صدای‌شکستنتُ‌شنیدی‌ُ‌ هر‌آن‌منتظر‌فرو‌ریختنت‌بودی‌ ؛ اما‌‌‌‌ویران‌نشدی‌ چه‌وقتایی‌که‌به‌مو‌رسید‌ ؛ اما‌پاره‌نشد‌ چه‌آدمایی‌که‌تویِ‌این‌یک‌سال‌رفتنُ‌ تو‌فکر‌میکردی‌بدون‌اونا‌نمیتونی‌ ؛ اما‌تونستی‌ چقدر‌زمین‌خوردی‌ ، اما‌بلند‌شدی‌ چندین‌بار‌نزدیک‌پرتگاه‌زندگیت‌شدی‌ ؛ اما‌یه‌نفر‌شد‌‌دور‌برگردونِ‌زندگیت‌‌ . همشون‌‌گذشت‌ ؛ گذشتُ‌تو‌از‌پسش‌بر‌اومدی‌ از‌این‌به‌بعدم‌میگذره‌‌ .. تویِ‌این‌یکسال‌ ؛ دیدی ، شنیدی ، یاد‌گرفتی‌‌ ؛ تجربه‌کسب‌کردی‌ ، قوی‌شدی توی‌ِ‌این‌یک‌سال‌به‌اندازه‌یِ‌چند‌سال‌ بزرگتر‌شدی‌‌ُ‌ حالا‌ یه‌نرگس‌‌با‌تموم‌ِ‌احساساتش‌‌‌ ؛ تجربه‌هاش‌و‌‌‌‌غم‌هایِ‌کوچیکُ‌بزرگش‌ ایستاده‌جلوت‌ .. درد‌همراه‌با‌من‌بزرگ‌میشه‌ُ‌من‌قوی‌تر ‌میشم‌ درد‌رو‌میپذیرم‌و‌همراهش‌تولدم‌رو‌‌‌ جشن‌میگیرم‌ تولدی‌که‌خبر‌از‌قوی‌ترشدنُ‌ ؛ بزرگ‌تر‌شدنم‌‌میده‌ پس‌ منِ‌قوی‌ ، تولدت‌مبارک(:
هدایت شده از . بۍنهایت ؛
-InShot_20231029_184037734.mp3
زمان: حجم: 2.2M
آره 1:10 ، فقط همین .
هدایت شده از . بۍنهایت ؛
خب ؛ خودت که خوب میدونی ، من اصلا بلد نیستم شبیهِ تو قشنگ باشم یا قشنگ بنویسم ، الانم فقط و فقط میخوام حرفای دلمو بزنم . یادمه ؛ خیلی خوب یادمه روزایی که وارد زندگیم شدی ، زندگیم داشت تاریک ترین روزای خودشو میگذروند و من غرق اون تاریکی ها شده بودم . دقیقا وسطِ وسطِ وسطِ تاریکی های زندگی من از راه رسیدی . از راه رسیدی و اون همه تاریکی رو پر از نور وجودت کردی . ذره ذره مثل پرتوی آفتاب تابیدی به اون تاریکی ها و کم کم زندگیِ پر از تاریکی شد زندگیِ پر از نور . نورِ وجودت ، نورِ قشنگیات ، نورِ محبتت همیشه وقتی میگن نرگسو توصیف کن ، فقط همینو میتونم بگم . تنها جمله ای که میشه گفت همینه ، نورِ وسط تاریکی ها . نوری که اگر نباشه ، اگر قطع بشه و دیگه نتابه به این زندگی ، من بر میگردم به همون ظلماتی که توش غرق بودم . یادمه چه قشنگ دستمو گرفتی ، اشکامو از گونم پاک کردی ، از زمین بلندم کردی و یادم دادی قوی باشم . یادم نمیره روزایی که کنارم موندی تا از پا نیوفتم ، یادم نمیره شبایی که تا صبح پا به پام اشک ریختی و تلاش کردی آرومم کنی . آره تو ، دقیقا اون نقطه ی اوج زندگیِ منی . اون نقطه ای که با ذوق واسه همه تعریفش میکنم ، اون نقطه که پزشو به همه میدم . درست اون نقطه که به خاطرش جوونه زدم و باز از نو شروع به رشد کردم . تو خودِ خودشی ، همون امید من واسه ادامه دادن . پس کنارم بمون و جون بده به تن این آدم خسته ، این آدمی که میدونه بدون تو نمیتونه . تولدت مبارک قلب من 🤍 ( :
- تامیلا -
آره 1:10 ، فقط همین .
من‌از‌دیشب‌انقدر‌این‌آهنگُ‌گوش‌دادم‌ ‌انقدر‌این‌آهنگُ‌گوش‌دادم‌که‌هر‌آن‌ ممکنه‌‌از‌گوشام‌خون‌‌‌بزنه‌بیرون(:*
- تامیلا -
خب ؛ خودت که خوب میدونی ، من اصلا بلد نیستم شبیهِ تو قشنگ باشم یا قشنگ بنویسم ، الانم فقط و فقط میخو
دیروز‌جوابتُ‌هم‌تو‌پیوی‌ ؛ هم‌تو‌گروه‌دادم‌ خلاصه‌که‌ممنونتم‌دور‌برگردونِ‌زندگیم(:
- تامیلا -
‌این‌صوت‌‌عزیزِ‌ماست‌‌ ؛ عزیزِ‌خود‌بدانید‌*
قلبِ‌عزیز‌م‌ ؛ برایِ‌این‌موضوع‌یک‌بار‌غصه‌خوردی‌ بیخیالش‌شو‌لطفا‌ .
- تنم تابوت غمگینی که جانم رانمی‌فهمد دلِ تنگم حصار استخوانم را نمی‌فهمد .