هدایت شده از . بۍنهایت ؛
خب ؛ خودت که خوب میدونی ، من اصلا بلد نیستم شبیهِ تو قشنگ باشم یا قشنگ بنویسم ، الانم فقط و فقط میخوام حرفای دلمو بزنم . یادمه ؛ خیلی خوب یادمه روزایی که وارد زندگیم شدی ، زندگیم داشت تاریک ترین روزای خودشو میگذروند و من غرق اون تاریکی ها شده بودم . دقیقا وسطِ وسطِ وسطِ تاریکی های زندگی من از راه رسیدی . از راه رسیدی و اون همه تاریکی رو پر از نور وجودت کردی . ذره ذره مثل پرتوی آفتاب تابیدی به اون تاریکی ها و کم کم زندگیِ پر از تاریکی شد زندگیِ پر از نور . نورِ وجودت ، نورِ قشنگیات ، نورِ محبتت همیشه وقتی میگن نرگسو توصیف کن ، فقط همینو میتونم بگم . تنها جمله ای که میشه گفت همینه ، نورِ وسط تاریکی ها . نوری که اگر نباشه ، اگر قطع بشه و دیگه نتابه به این زندگی ، من بر میگردم به همون ظلماتی که توش غرق بودم . یادمه چه قشنگ دستمو گرفتی ، اشکامو از گونم پاک کردی ، از زمین بلندم کردی و یادم دادی قوی باشم . یادم نمیره روزایی که کنارم موندی تا از پا نیوفتم ، یادم نمیره شبایی که تا صبح پا به پام اشک ریختی و تلاش کردی آرومم کنی . آره تو ، دقیقا اون نقطه ی اوج زندگیِ منی . اون نقطه ای که با ذوق واسه همه تعریفش میکنم ، اون نقطه که پزشو به همه میدم . درست اون نقطه که به خاطرش جوونه زدم و باز از نو شروع به رشد کردم . تو خودِ خودشی ، همون امید من واسه ادامه دادن . پس کنارم بمون و جون بده به تن این آدم خسته ، این آدمی که میدونه بدون تو نمیتونه . تولدت مبارک قلب من 🤍 ( :
- تامیلا -
آره 1:10 ، فقط همین .
منازدیشبانقدراینآهنگُگوشدادم
انقدراینآهنگُگوشدادمکههرآن
ممکنهازگوشامخونبزنهبیرون(:*
- تامیلا -
خب ؛ خودت که خوب میدونی ، من اصلا بلد نیستم شبیهِ تو قشنگ باشم یا قشنگ بنویسم ، الانم فقط و فقط میخو
دیروزجوابتُهمتوپیوی ؛ همتوگروهدادم
خلاصهکهممنونتمدوربرگردونِزندگیم(:
دلمتنگاستومیگریمدلمتنگاستومیخندم
کسی که نیست دیوانه جهانم را نمیفهمد .