ذوق و شوقی که دارد، منحصر به فرد است.
حتی آن زمان که برای بچه هایمان خرید میکنیم. با وجودی که میدانیم مخارجش کمی سنگین است و حتی نگرانمان میکند ، اما درست مثل روزهای کودکی خودمان ذوق داریم.... ساعت ها بین قفسه های لوازم التحریر می چرخیم تا بهترین هایشان را "انتخاب" کنیم ....
اما همین واژه "انتخاب" برایمان دردناک میشود، هنگامی که می انديشم به آنهایی که از این نعمت محرومند... از نعمت انتخاب.
واقعیت این است که فرزندان دیگری ، درست مانند فرزندان ما و با همان آرزوها و رویاها وجود دارند اما تنگدستی پدر و مادرهایشان اجازه نمی دهد نه انتخابی داشته باشند و نه حتی شوقی.
امسال عهد بسته ایم تا هر کدام به مقدار توانمان در ساختن این لحظات برای دانش آموزان نیازمند بکوشیم، شما هم میتوانید در این همدلی، با ما همراه باشید.
6037997238884788
به نام یگانه میخوش
°•|از چادرم تــــــا شهـــادت|•°
ذوق و شوقی که دارد، منحصر به فرد است. حتی آن زمان که برای بچه هایمان خرید میکنیم. با وجودی که میدان
سلام رفقا🌱
نزدیک اول مهر هست، دانش آموزان نیازمند رو فراموش نکنیم!
اجرتون با امام حسین!⚘
تواینْدنیابہعنوانیہرفیق
روهیچڪسبہجزحسین«ع»
حسابنڪن🖤
شباولقبرهمہمیرن،الا،حسین«ع»(:
#حسینجانم
@Witness
🚩 فیلمهایی که امروز پخش میشود
🔹«خاتم شیراز» ساعت ۸ از شبکه دو
🔸«آنسوی پرچین» ساعت ۹ از شبکه امید
🔹«آنلاین» ساعت ۱۰ از شبکه سه
🔸«پروفسور و مرد دیوانه» ساعت ۱۰:۳۰ از شبکه چهار
🔹«به خاطر هانیه» ساعت ۱۱از شبکه نمایش
🔸«ترانه آتش» ساعت ۱۳از شبکه نمایش
🔹«بازگشت به دریا» ساعت ۱۳:۳۰ از شبکه پنج
🔸«آستریکس و نبرد بزرگ» ساعت ۱۴ از شبکه کودک
🔹«ذهن سفید» ساعت ۱۵از شبکه نمایش
🔸«سرزمین مادری» ساعت ۱۶ از شبکه سه
🔹«عکس های هالیس وود» ساعت ۱۷از شبکه نمایش
🔸«هوگو» به کارگردانی ساعت ۱۷:۴۵ از شبکه امید
🔹«هر شب تنهایی» ساعت ۱۹از شبکه نمایش
🔸«جابز» ساعت ۲۰:۴۵ از شبکه چهار
🔹«بیست» ساعت ۲۱ از شبکه نمایش
🔸«پرواز در شب» ساعت ۲۳ از شبکه یک
🔹«تغییر زندگی» ساعت ۲۳ از شبکه نمایش
🔸«بادی که در مرغزار پیچید» ساعت ۲۴ از شبکه سه
🔹«نبض نگاه» ساعت ۲۴ از شبکه شما
#عطاری_بانو
🔸️️پنج خاصیت میگو
🔹️منبع پروتئین و کلسترول
🔹️سرشار از سلنیوم
🔹️ضد فشارخون
🔹️ضد کمخونی
🔹️ضد آلزایمر
@Witness
#آیتاللهفاطمےنیا:
این همہ در اینترنت
و ڪتابها میگردے
دنبالـ اینکہ آقاے قاضۍ چۍ گفتہ
آقاے بہجت چۍگفتہ،
این همہ این در و آن میزنے،
چیشد آخر؟!
تو هـنوز جواب مادرت رو
تلخ میدے
میخواۍ بشے
سالڪ بنده خُـدا. . .🍃🤞🏻
#تلنگرانه
@Witness
سلام ✋🏻
ادمین رمان هستم و با روزی دو پارت رمان در خدمتتونم 😊
در ضمن رمان رو خودم می نویسم پس اگه عیبی بود، انتقادی بود و نظری 👇🏻
@Always87
در خدمتم 😊
°•|از چادرم تــــــا شهـــادت|•°
سلام ✋🏻 ادمین رمان هستم و با روزی دو پارت رمان در خدمتتونم 😊 در ضمن رمان رو خودم می نویسم پس اگه عی
~
#رمان
#پارت_اول
#چشمانت_حرف_هایت_را_میگویند
از کلاس اومدم بیرون و به سمت محوطه ی دانشگاه رفتم تا تاکسی بگیرم و برگردم خونه ...
بازم این پسره ...
بیخیال راحله ، سرم رو انداختم پایین و از جلوش رد شدم ... اصلا براش مهم نبود که چیکار میکنه ... محرم و نامحرم هم سرش نمی شد ... اصلا به من چه ... اینهمه پسر مثل اون هستن ... چرا گیر دادی به اون ؟
- راحله ...
خشک شدم از تعجب .!خودش بود . با اخم برگشتم سمتش ، از اخمم هول شد و زود یه خانم پشت راحله گفت ...
کی از ابرو هام رو بردم بالا و سرمو انداختم پایین ...
+ راحله...خانم ؟
- بفرمایین ؟
+ میشه حرف بزنیم ؟
- خیر !
+ میشه بپرسم چرا؟
- دلیلی نمی بینم با یه نامحرم هم کلام بشم ...
+ خواهش میکنم ... لطفا .
این همون پسر مغروره که اینطوری خودشو به آب و آتیش میزنه ؟
- ببخشید من عجله دارم .
+ زود تموم میشه ... لطفا !
و با چشماش مظلومانه زل زد بهم .
- بفرمایین ...
+ میشه بشینین ؟
و به نیمکت توی محوطه اشاره کرد ...
- خیر ، همینطوری راحتم .
+ لطفا !
خودم رو به گوشه ی نیمکت هدایت کردم .
+ ممنون.
و خودش نشست اون گوشه ی نیمکت . بعد از دو سال دیگه همه با اخلاق من آشنا شده بودن .!
- امرتون ؟
+ راستش ... میخواستم ببینم ... یعنی بپرسم که شما ... چرا شما از من خوشتون نمیاد ؟
- من با کسی دشمنی ندارم ولی یه سری خط قرمز هایی برای خودم دارم...
+ پس چرا شما با من مثل بقیه ی پسرا رفتار نمی کنین ؟
- منظورتون چیه ؟ من همه ی نامحرما برام یکی هستن و ...
+ ببخشید وسط حرفتون ولی ...
- ببینین آقای ...
مکث کردم ... نه اسمش رو می دونستم نه فامیلش ...
بخندی زد و گفت :
+ دانیال هستم ... دانیال علی پور .
بہ قلم👈🏻 ریحانہ ربانے
#کپی_با_ذکر_نام_نویسنده
@Witness ☺️
°•|از چادرم تــــــا شهـــادت|•°
~ #رمان #پارت_اول #چشمانت_حرف_هایت_را_میگویند از کلاس اومدم بیرون و به سمت محوطه ی دانشگاه رفتم
#رمان
#پارت_دوم
#چشمانت_حرف_هایت_را_میگویند
- آقای علی پور لطفا از این به بعد از صحت داشتن افکارتون باخبر بشین بعد در موردش سوال کنین. الانم من باید برم دیرم شده . یاعلی ...
من رفتم و او را با قیافه ی مات و مبهوت تنها گذاشتم . چرا براش مهم بود که نظر من در موردش چیه ؟
استغفرالله ...
استغفاری کردم و یاد قول و قرارم با خودم افتادم که نباید به نامحرمی فکر کنم ...
+ به به ! راحله خانوم . پارسال آشنا ، امسال هیچی !
فاطمه بود ... بهترین دوستم . دوای دردم پیش خودش بود .
+ خب حالا چرا تو فکری ؟
- فاطمه جانم ! من الان هیچی نمی گم که باز یادم نیفته ولی تو یه کاری بکن حواسم پرت باشه ...
+ آهان ! به گمونم راحله خانم به نامحرما فکر کردن ...
- هعی ... چی بگم ؟
چادرم را محکم تر گرفتم و با فاطمه قدم زدیم ...
اصلا یادم رفته بود که میخواستم تاکسی بگیرم !
- فاطمه ؟
+ جان فاطمه ؟
- بریم کتاب بخریم ؟
+ کتاب ؟ الان ؟
- آره خیلی وقته یه کتاب درست حسابی نخوندم .
+ باشه هر جور میدونی ...
رفتیم توی کتاب فروشی ...
من و فاطمه وقتی پامون رو توی کتابفروشی ها میگذاشتیم میرفتیم سروقت کتابای شهدایی ...
رفیق شهید من و فاطمه شهید حججی بودن : داداش محسن ~
لد یکی از کتابا جذبم کرد ...
هم اسمش و هم جلدش ...
یه انار ...
یادت باشد ... عاشقانه ترین کاتاب مدافعان حرم ...
همون رو برداشتم ... فاطمه هم کتاب خانم کارکوب رو برداشت . پولش رو حساب کردیم و زدیم بیرون ...
+ چرا نزاشتی دو تا کتاب بردارم ؟ این خوراک دو ساعتمه ...
- اگه خوراک دوساعت شماس ، خوراک نیم ساعت منه ولی ، باید حساب شده بخونیم ... باید همشو یاد بگیریم و توی زندگیمون به کار ببریم ...
بہ قلم 👈🏻 ریحانہ ربانے
#کپی_با_ذکر_نام_نویسنده
@Witness ☺️