•| مَلْجَأ |•
_ چند ساعته دارم به این فکر میکنم که چطور باید به این جهان نگاه کرد؟ + چی شده مگه؟ _ چند وقته یه فکر
اگر درباره این متن سوالی براتون ایجاد شده حتما بپرسید که یک وقت شبههای ننداخته باشم
https://harfeto.timefriend.net/16793376580744
•| مَلْجَأ |•
تمدن غرب خیلی مبحث پیچیده و بسیطیه. وقتی میگیم غرب در وحله اول فقط کشور آمریکا و نهایت انگلیس و کشورهای جهان اول صنعتی شده با نظامِ اقتصادی سرمایهدارشدهش میاد توی ذهنمون. اما غرب رو اگر یک تمدن ببینیم از انقلاب فرانسه و حتی هم قبل تر شروع شده. اندیشمندانی داشته که فکر کردند و نظریه پردازی کردند اما باید ببینیم که این نظریات در پاسخ به چه جوی ایجاد شده؟
هزار سال دوره قرون وسطی فضایی رو در اروپا ایجاد کرده بود که علم در تسخیر کلیسا بود و افراد مذهبی هم اگر حرفی برای گفتن داشتن و دنبال علم حقیقت جو بودند کلیسا اونا رو سرکوب میکرد. همین راجر بیکن کشیش سان فرانسیس کنی که پرچمدار علم در اروپاست شخصیه که دستگاه پاپِ وقت دنبالش بود تا به هر طریقی که شده به قتل برسوندش. در پاسخ به این جو متفکرانی روی کار اومدند آگوستین با کتاب شهر خداش اومد و بین پاپ و پادشاه فاصله انداخت و به مرور پادشاهی از نهاد کلیسا گرفته شد. در این فضای سکولار متفکرانی روی کار آمدند و شروع به نظریه پردازی کردند. عصر روشنگری شد و عقلانیت انسان بیش از همه چیز در صدر اولویت ها قرار گرفت. فردیت رشد کرد و دین با جهان بینی مادی خود فردیت را طوری تفسیر کرد که حقوق انسان ها را نه آنکه کشف کند؛ بلکه تعیین کند. انقلاب صنعتی شد و علم ابزاری دست به دست خوی استعمار داد و در جهان منابع طبیعی و انسانی را چپاول کرد و کشورهایی را تحت عنوان جهان سوم معرفی کرد. از بعد علمی به اقتصادی رسید و سرمایه داری رو نظام جهانی کرد تا هر جای جهان آب از آب تکون خورد، تحت عنوان fatf و... در جریانش قرار بگیره. از بعد اقتصاد هم به بعد فرهنگ رسید و فرهنگ مصرف کنندگی رو در جوامع تزریق کرد و تبعاتی که به واسطه رسانه در زندگی علی الخصوص کشورهای جهان سومی به بار آورد و سبک زندگی جدیدی تحت عنوان زندگی مدرن به جوانان کشورهای استعمار شده تزریق کرد. از بعد فرهنگی هم به بعد آکادمیک جهش کرد و با دیکتاتوری علمی جلوی بروز و ظهور گزاره های علمیِ خلافِ منافع غرب ایستاد و خودش رو داعیه دار علم معرفی کرد بی خبر از اینکه روزی به استالین می خندید به خاطر اینکه میگفت جوری تحقیق کنید که فلان نتیحه را بدهد. اما حالا خودشان صرفا قواعد isi را میپذیرند و مسلمانی حق ندارد از نظام سازی اسلامی در مقاله اش بیاورد و در مجلات معتبر چاپ شود. اینها همه باعث شد تمدن غرب رفته رفته گردن کلفت تر از قبل بشه.
نمیخوام بگم صد در صد تمدن غرب بده؛ حرف من این نیست. حرف من خیلی کلی تر از این چیزاست. حرف من، حرف تمدنیه؛ چون این دو تمدن کاملا از همون جهانبینی با هم متفاوت اند. حرف من اینه که کاملا مستقل و با وجود داشتن هویت خودمون باید با غرب مواجهه داشته باشیم اون وقت مثلا نقاط مثبت فرهنگی غرب رو میگیریم بقیه ش رو ول میکنیم مثلا انضباط یکی از مواردیه که واقعا در فرهنگ غرب هست و نمیتونیم منکرش بشبم خب اینو میگیریم و الی آخر.
بحث، بحثِ مواجههی ما با این فرهنگه. اینکه شیفتهش نشیم که اگر بشیم همون بلایی سرمون میاد که روزی سر آندلس اومد. بحثِ مسئولیتِ مسلمون بودنمونه. اینکه دنبال راه سعادت بشریت باشیم و اسلام رو برای جوامع الگو سازی کنیم و در این مسیر خسته نشیم.
•| مَلْجَأ |•
خسته نشیم، خسته نشیم، خسته نشیم!
دعا کنید از امتحانات دنیایی و الهیمون سربلند بیرون بیایم :)
وااسفا باید خواند بهر مغزهای کوچکِ تُهی که سالهاست اصالت را از خویش گرفته و به جای فکر کردن، محتوای گیرنده های شنیداریشان را نشخوار میکنند.