هدایت شده از ارژنگ
مبهم : اصیلِ بیتقلید
آدمیه که خودشبودن براش ارزشه. نه ادا درمیاره، نه نقش بازی میکنه، نه دنبال تأیید بقیهست.
یه جور صداقت خاموش توی حضورش هست؛ همون چیزی که ناخودآگاه بهت حس اعتماد میده.
حتی وقتی چیزی نمیگه، اون vibe مستقل و خاص ازش میتابه.. یه حس که انگار:
"من خودمم، با همهی پیچیدگیهام… و قرار نیست نسخهی هیچکس دیگه باشم."
از اونایی که وقتی میبینیش، شاید اولش ساده بهنظر بیاد.. ولی هر لحظه که بیشتر بشناسی، عمقهای بیشتری کشف میکنی.
همه چیز به اتمام رسیده بود ؛
و او داشت روی نقطه ای که به سر خط
رسیده بود دورِ خود میچرخید و میچرخید.
و امآن از آخرین صفحه از تقویم..
⁴⁰³ داره تموم میشه ؛
عجب سالی بودا
چه زود و طاقت فرسا گذشت ؛
یه سال پر از خاطره ؛
خندیدیم ، گریه کردیم ،
بعضی روزا دلمون گرفت ،
بعضی وقتا زمین خوردیم ،
و بعضی وقتا پرواز کردیم ،
رفاقت های جدید رو تجربه کردیم ،
از خیلی چیز ها گذشتیم ،
به خیلی چیز ها عادت کردیم ،
ولی خلاصه درس گرفتیم و بزرگتر شدیم.
یاد گرفتیم قدر لحظه ها رو بدونیم ،
امیدوارم باشیم ، قوی باشیم ..
خلاصه که رفیق خودت و پیروز ِ سال بدون .
حالا چشم به راه یه صفحه سفیدیم
یه سال نو ، یه فرصت نو ..
و امیدوارم تو سالِ جدید
هیچ چشمی بارونی نباشه،
حالِ دلتون خوب باشه ،
پر از اتفاقات قشنگ باشه ،
و به خواسته یِ دلی و قلبی و منطقی تون برسید :)
[ستایـش]