eitaa logo
پذیرش
72 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
60 ویدیو
0 فایل
گاهی اوقات انسان ها فقط انسان هستند.... https://abzarek.ir/service-p/msg/4281664 ۲۱ / ۲ / ۱۴۰۳
مشاهده در ایتا
دانلود
پذیرش
دیک دست‌هایش را باز کرد. جیسون نگاهش کرد. «اوه، نه.» «بیا بغلم کن.» «نه.» «جِییییی.» «من آدم بالغی ه
جیسون ابتدا دست‌هایش را بالا آورد، انگار می‌خواست او را پس بزند، بعد انگشت‌هایش پشت لباس دیک جمع شدند. جیسون صورتش را به شانه‌ی او فشار داد. «سه روز خیلی زیاده، احمق.» لبخند دیک محو شد. «آره. می‌دونم.» «دوباره این کار رو نکن.» «سعی می‌کنم بیشتر بیام.» «قول بده.» دیک کمی عقب رفت تا صورتش را ببیند. «قول می‌دم.» جیسون سریع او را رها کرد و با اخم به سمت راهرو رفت. «خوبه. حالا گمشو. داری جلوی در رو می‌گیری.» دیک پشت سرش گفت: «منم دوستت دارم، جیسون!» «خفه شو!» از بالای پله‌ها، تیم فریاد زد: «جیسون گریه کرد! من دیدم!» «تیم دریک، وصیت‌نامه‌ت رو بنویس!»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دوک در آشپزخانه ایستاده بود و به صحنه‌ی روبه‌رویش نگاه می‌کرد. دیک داشت با جیسون بر سر آخرین تکه‌ی کیک مبارزه می‌کرد. تیم مخفیانه از هر دویشان فیلم می‌گرفت. استفانی با صدای بلند شرط می‌بست که جیسون برنده می‌شود. کاس بی‌صدا مقداری از تکه‌ی کیک را از وسط میز برداشت و خورد. دمین با انزجار گفت: «این خانواده هیچ‌گونه تمدن یا انضباطی ندارد.»
پذیرش
دوک در آشپزخانه ایستاده بود و به صحنه‌ی روبه‌رویش نگاه می‌کرد. دیک داشت با جیسون بر سر آخرین تکه‌ی ک
«چه اتفاقی افتاده؟» همه با هم گفتند: «هیچی.» بروس آهسته سر تکان داد. «باشه.» بعد آخرین تکه‌ی کیک را برداشت و رفت.
پذیرش
جیسون دهانش باز ماند. «اون... اون کیک من رو دزدید.»
«بــــــروس! اون کیک مال من بود!» صدای بروس: «اسم تو روش نوشته نشده بود.» «من باهاش رابطه‌ی عاطفی داشتم!»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دیک آهسته گفت: «من هنوز دوستت دارم، می‌دونی؟» باربارا دیگر لبخند نمی‌زد اما نگاهش نرم شده بود. «آره، دیک. می‌دونم.» «و تو؟» باربارا نفس آرامی کشید. «فکر می‌کنی چرا هنوز جواب تماس‌هات رو می‌دم؟» دیک خندید، ولی چشم‌هایش کمی سرخ شده بود. «چون عاشق صدای منی؟» «چون نگرانم یه روز خودت رو از یه پشت‌بوم بندازی پایین.» «این هم یه جور عشقه.» «تو احمقی.» «عاشقتم.»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گاهی، برای دو آدمی که سال‌هاست از گفتن کلمه‌ی «ما» می‌ترسند، همین که هنوز کنار هم بمانند، خودش یک جور اعتراف است.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رسماً اعلام می‌کنم که وین‌منور یک قانون جدید داره: هرکس یکی رو بغل می‌کنه، حداقل پنج دقیقه حق نداره ولش کنه. جیسون خودش این قانون رو نوشته، استفانی امضا کرده، دیک برایش پوستر طراحی کرده، تیم فایل دیجیتالش رو ساخته، دیمین اعلام کرده «مزخرفه» و بعد مخفیانه امضاش کرده، کاس هم کنار اسمش یک قلب کشیده. و بروس قانون رو قاب گرفته و زده به دیوار اتاق کارش.