eitaa logo
ادبخانه
3.5هزار دنبال‌کننده
851 عکس
346 ویدیو
67 فایل
🌍ادبخانه موسسه فرهنگی هنری ایلیا ترنج 🔶ادبخانه، دانشخانه مجازی ادبیات و آیین است. در این سرای دانش، بُن مایه های شعر وادبیات ، پژوهش های ادبی، آیینی و....را می توان یافت. 🔷آیدی مدیر (صادق خیری) جهت تبلیغات: @Sadeghkheyri
مشاهده در ایتا
دانلود
سوگواره شعرفاطمی🚩 @adabkhane🏴
«هفته‌ی کتاب و کتابخوانی گرامی باد» 🌹 نیست بهتر به جهان هیچ چو گفتارِ کتاب عالمان بهره‌ورستند ز پندارِ کتاب گر که خواهی شوی آگاه، از اسرار جهان سیر کن در دل گنجینه‌ی اسرار کتاب باغ و بستان جهان، سبز اگر هست، یقین برگِ زردند همه ، در برِ گلزار کتاب غرق در خواب جهالت بشود بی تردید هرکه غافل شود از دیده‌ی بیدار کتاب هست تاریک اگر خانه‌ی اندیشه‌، ولی نورباران شود از پرتوِ انوار کتاب بالِ پرواز خٍرد را به تن خویش مجوی که بوَد هر پَرِ آن، برگِ سبکبار کتاب نوکِ شاهین ترازوی عَدالت، شده اَست در توازن، همه از معنی و معیار کتاب گر بخواهی که تورا پشت و پناهی باشد تکیه کن در همه‌ی عمر، به دیوار کتاب گنج جاوید نیابد به جهان هیچ کسی گر که غافل شود از گنج گهربار کتاب ای‌خوش آن‌کس که به بازار فضایل گردد بهر آموختن خویش، خریدار کتاب ای‌خوش آن‌دل، که درین عصر مَجازی بشود به حقیقت، همه‌ی عمر، گرفتار کتاب (ساقیا) مستی جاوید اگر می‌خواهی!؟ جرعه‌ای نوش کن از باده‌ی سرشار کتاب. سید محمدرضا شمس (ساقی) 1403/08/19 @shamssaghi
نظریه وحدت عشق.pdf
حجم: 796.2K
📕 برگزیده در پردازی ( ـ ) در دهمین همايش ملی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه _مدرس. 📗نویسندگان به ترتیب در نگارش مقاله🔻 ✍دکتر ✍پروفسور ✍دکتر @adabkhane💌
هدایت شده از ادبخانه
۱۲۸ هیچیم و هیچ را نَخرد هیچ کس به هیچ ای روزگار درگذر از چون و چند ما ( ۱۱ ه.ق) @adabkhane
هدایت شده از ادبخانه
۴۹ هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایهٔ هیچ که مرا نام نه در دفتر اشیا شنوند خاقانی (ق. ششم هجری) @adabkhane
مجموعه_سوالات_نهایی_فنون_3_از_سال_98_تا_1404.pdf
حجم: 1.8M
سوالات جامع و کامل آزمون نهایی فنون ادبی ۳ از خرداد ۹۸ تا شهریور ۱۴۰۴ ۳ پایه @adabkhane📗
هدایت شده از ادبخانه
۱۴۴ روح پدرم شاد که می‌گفت به استاد فرزند مرا «عشق» بیاموز و دگر هیچ! ملک‌الشعرا بهار @adabkhane 🌱
هدایت شده از ادبخانه
2 مردی ز شهرِ هرگزم از روزگارِ هیچ جان از نِتاجِ هرگز و تن از تبارِ هیچ از شهر بی‌ کرانۀ هرگز رسیده‌ام تا رخت خویش باز کنم در دیارِ هیچ از کوره راهِ هرگز و هیچم مسافری در دست، خونِ هرگز و در پای، خارِ هیچ در دل، امیدِ سرد و به سر آرزوی خام دَر دیده اشکِ شاید و بر دوش، بارِ هیچ در کام، حرفِ بوک و به لب، قصۀ مگر بر جبهه، نقشِ کاش و به چهره، نگارِ هیچ دنبال آب زندگی از چشمه‌ سارِ مرگ جویای نخلِ مردمی از جویبارِ هیچ دست از کنار شسته، نشسته میانِ موج پا بر سرِ جهان زده، سر بر کنارِ هیچ دیوانۀ خِرَدْوَر و فرزانۀ جهولعقل‌آفرینِ دشتِ جنون، هوشیارِ هیچ با عِزّ اقتدار و به پابندِ ذُلّ و ضعف با حکمِ اختیار و به دست اختیارِ هیچ هم خود کتابِ عبرت و هم اعتبارجوی از دفترِ زمانۀ بی‌ اعتبارِ هیچ چندی عبث نهاده قدم در ره خیال یک چند خیره کوفته سر بر جدارِ هیچ عمری فشانده اشکِ هنر پیش پای خلق یعنی که کرده گوهر خود را نثارِ هیچ قاف آرزویِ باطلم از دشت پُر غُراب سیمرغْ جویِ غافلم از کوهسارِ هیچ گم کرده راه پیکی‌ام از شهر بی نشان پیغام پُر ز پوچ رسانم به یارِ هیچ صراف سرنوشتم و سنجم بهای خاک نقاد بادسنجم و گیرم عیارِ هیچ بیع و شَرای خونم و بَیاع داغ و درد با زارگانِ مرگم و گوهرشمارِ هیچ جنسِ همه‌ زیانم و سودای هیچْ سود سوداگر خیالم و سرمایه دارِ هیچ گنجینۀ دریغم و ویرانۀ فسوس اندوهگین بیهُده افسوس خوارِ هیچ آیایِ بی‌ جوابم و امای بی‌ دلیل گفتار پوچ گونه و پندار وارِ هیچ ناپایدار کوهم و بر جای مانده سیل گردون نورد گردم و گردون سپارِ هیچ پرگار سرنگونم و عمری به پای سر بر گرد خویش دور زده در مدارِ هیچ عزلت نشین خانۀ بی‌ آسمانه‌ام محنت گزین بی در و پیکر حصارِ هیچ اندیشۀ محالم و سودای باطلم معنی‌ ترازِ صورت و صورت نگارِ هیچ در وادی فریبم و لب تشنۀ سراب در خانۀ دروغم و چشم انتظارِ هیچ بد نامی حیاتم و بر صفحۀ زمان با خون خود نگاشته‌ام یادگارِ هیچ محکوم بی‌ گناهم و معصوم بی‌ پناه مظلوم بی‌ تظلم و مصلوب وارِ هیچ دردم از اینکه تافته‌ام از امیدِ سرد داغم از اینکه سوخته‌ام در شرارِ هیچ کس خواستار هرگز، هرگز شنیده‌اید؟ یا هیچ دیده‌اید کسی دوستدارِ هیچ؟ آن هیچ کس که هرگز نشنیده‌ای منم هم دوستدار هرگز و هم خواستارِ هیچ ✍استاد @adabkhane