خَمی که ابرویِ شوخِ تو در کمان انداخت
به قصد جانِ منِ زارِ ناتوان انداخت
نبود نقش دو عالَم، که رنگ الفت بود
زمانه طرح محبّت، نه این زمان انداخت
به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد
فریبِ چشمِ تو صد فتنه در جهان انداخت
شرابخورده و خِویکرده میرَوی به چمن
که آبِ روی تو آتش در ارغوان انداخت
به بزمگاهِ چمن، دوش، مست، بگذشتم
چو از دهانِ تواَم غنچه در گُمان انداخت
بنفشه طُرِّهٔ مفتول خود گره میزد
صبا حکایتِ زلفِ تو در میان انداخت
ز شَرمِ آن که به روی تو نسبتش کردم
سمن به دستِ صبا، خاک در دهان انداخت
من از ورع، مِی و مطرب ندیدمی زین پیش
هوای مغبچگانم در این و آن انداخت
کنون به آبِ میِ لعل، خرقه میشویَم
نصیبهٔ ازل از خود نمیتوان انداخت
مگر گشایشِ حافظ در این خرابی بود
که بخششِ ازلش، در میِ مغان انداخت
جهان به کامِ من اکنون شود که دورِ زمان
مرا به بندگیِ خواجهٔ جهان انداخت
✍#حافظ #شعر #غزل
@adabkhane🔮
هدایت شده از اشعار شادروان شمس قمی
#فروتنی
فروتن هرکه شد بخشد سرافرازی سر خود را
طلا از خاكساری، ارج بخشد جوهر خود را
نيابد سَروری ظالم ز بالا دست بنشستن
فراز دار، قاتل سَروری بخشد سر خود را
غرور و خودپسندی آدمی را میکند فانی
پلنگ از كبر، ساقط سازد از كُه پيكر خود را
ز خودبينی، نبوّت قطع شد از دودهی يوسف
عجب تنبيه میسازد خدا پيغمبر خود را
نگون كرد از فلک، ابليس خودبين را خدا اما
ز طاعت بُرد برتر از ملَک، فرمانبر خود را
به بازار سحر، از سيم اشک و زرّ ِ رخساره
جزای ناسپاسی میدهم سيم و زر خود را
ز ايام جوانی بهر پيری، بالشی راحت
مهيا چون پَرِ قو كردهام موی سر خود را
حجاب آتش عِصيان شود موی سپيد سر
كند آتش، حجاب معصيت خاكستر خود را
ز ناهنجاری بانگ زغن در ساحت گلشن
كشد بلبل ز ناچاری به سر، بال و پر خود را
به نامحرم مگو راز دل خونين كه چون غنچه
گشايد لب كند رسوا ، دل خونپرور خود را
درآن محفل كه ساقی، خود بوَد مست مِی نخوَت
نبخشد بر خماران قطرهای از ساغر خود را
جهان چون گشته سرمست از می خُمّ غدير دوست
بوَد تحصيلِ حاصل وعدهی حق، كوثر خود را
ز پاکی سيرِ معراج خداجویی توان كردن
كه مانَد جبرئيل از همرهی ريزد پر خود را
اگر مضمون بکری نافريند طبع (شمس قم)
بسوزد در شرار غبطه، شعر و دفتر خود را
شادروان سید علیرضا شمس قمی
#شمس_قمی
eitaa.com/shamseqomi
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⛔️ #فحشدادن سه بلا و بیچارگی دارد.😳 ... #نکته #ناسزا❌ دشنام
اینَش سزا نبود دلِ حقگُزارِ من
کز غمگسارِ خود سخنِ ناسزا شنید
#حافظ، وظیفهٔ تو دعا گفتن است و بس
در بَندِ آن مباش که نشنید یا شنید
@adabkhane💯