eitaa logo
اَدن‌ا؛
81 دنبال‌کننده
52 عکس
10 ویدیو
2 فایل
اَدنا | کمترین. _خوشگِل‌به‌کسی‌میگن‌که گِل‌فطرتش‌خوشه،به‌معنای دیگه‌‌انسانی‌که‌از‌کمترین‌رسیده‌ به‌بیشترین‌درجه‌ی‌آدمیت. ؛خاتونم، برای شما مینویسم کاملا دلی و بی شیله پیله و اساس درست حسابی، اما براساس واقعیت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4048622
مشاهده در ایتا
دانلود
_وقتی تسبیح تربت و دست میگیرین،دست اباعبدالله الحسین(ع) و تو دست گرفتید!
_یهودیان کودک خوار،ای رذل ترین مردم روی زمین به گوش باشید که شما رهبر دینی ما را شهید کردید نه رهبر سیاسی‌مان را! و طبق گفته های کتب های مقدستان اگر رهبر دینی امتی را به شهادت برسانید بلای آسمانی بر سر شما نازل شده و شما در جهان رسوا می‌شوید و مردم تک تک مناطق خاکی و آبی به اعتراض از خشونت شما برخواسته و به طور کامل نابود خواهید شد! _لعنت الله علی قوم الظالمین_
_دین از سیاست جدا شدنی نیست،این یک‌ اصلِ! اما رهبر شهید ما،آسیدعلی‌حسینی خامنه‌ای رهبر سیاسی منطقه‌ی خودمون بودن نه رهبر سیاسی کل عالم! رهبری اصلی امت اسلام در کل عالم بشریت به دست اباصالح المهدی(عج) میچرخه ولاغیر.
اَدن‌ا؛
_معصومه تا خبر شهادت آسیدعلی را شنیده بود چادرش را سر کرده و به سمت حرم دویده بود و زودتر از همه‌ی م
_برای اولین بار اینگونه می‌‌گریستم،کل وجودم اشک بود و اشک بود و اشک و امان از دلی که آرام نداشت،طفلی گناهی هم نداشت،بعد از مدت ها فرصت سبک کردن بارهای تلنبار شده‌اش را پیدا کرده بود و بی‌خبر از همه جا نمیدانست که بار سنگین تری را به دوش خواهد کشید..! محدثه ضربه ای به شانه ام زد،با صدای لرزان آرام جانمی گفتم و گویا این اول روضه بود... _میدونی چی یادم افتاد؟! اون تیکه سخنرانی آسید بود یه آقایی داد میزنن آقا خیلی دوست داریم و آسید در جواب میگن خوشبحالتون،شما منو میبینید و دوستم دارید،من شمارو نمیبینم و دوستتون دارم. صدای ناله هایمان بلند شد،شبیه کودکان یتیم به دور هم حلقه زده و یکی سر دیگری را به آغوش داشت و از عمق جان می‌گریستم بر مظلومیت آقایمان! _خاتون کی امسال میاد شعار سال جدید و اعلام کنه؟! _خاتون دیگه به عشق نمازخوندن پشت سر کی مردم مصلی و کوچه خیابونای اطرافشو کیپ تا کیپ پر کنن؟! _من با ذوق خوابیدم که فردا سخنرانی آقا رو ببینم. _کی دیگه بدون عصا و با اقتدار یهو میاد و امید میشه برای دلامون؟! _خاتون آقا زیر آواره؟! _خاتون آقا کفن داره؟! _مگه قرار نبود ما فدایی آقا شیم،پس چرا آقا فدای ما شد؟! _خاتون دست آقا سرجاشه؟! _خاتون آقا سر به تن داره؟! _وای خاتون آقا قرار بود عقدتو بخونن. _یا الله آقا تک به تک به اسم احوال مارو میپرسیدن. _آقا هرسال میرفتن مشهد پیش امام رضا(ع)،اینسری امام رضا(ع) رسید بالا سر آقا. _آقا قول انگشترای عقدتو داده بودن. _مگه قرار نبود بریم دیدار آقا؟! بریم الان کجا ما؟! _و..... تک به تک این کلمات با هق هق و نفس نفس بیان میشد و با هر جمله صدای ما بلندتر از قبل محفل اشک را پر میکرد و جمعیتی که با ما همصدا می‌گریستند... هناس شروع به خواندن زیارت عاشورا کرد و زمزمه هایمان جای ناله هایمان را گرفت،تا رسید به قسمت سلام محضر مولای تشنه لبمان،ناخودآگاه بود ناله ها و هق هق هایمان،حالا هنگام سلام به پیشگاه اصحاب الحسین(ع) یاد آسیدعلی‌حسینی‌خامنه‌ای در جان زنده میشد..! آقایی شروع به مداحی کرد از قتلگاه خواند،از حسرت کربلا،از امام رضایی که قول داده است بیاید،از تربت کربلا و از مظلومیت مولایمان،بانویی زینبی وار ایستاده و شروع به سخنرانی کرد،آقایی به سمت مقبره می‌دوید و مویه کنان خود را کنار حاج رمضان رساند،پدر بزرگی دست در دست نوه هایش مردانه اشک میریخت و کنار مزار جناب دولابی نشست،پدر و پسری چفیه بر سر تکیه بر تن یکدیگر زده و بی صدا می‌گریستند،دخترهایی زانو به بغل گوشه ای از مقبره نشسته و اشک میریختند و مادری قد خمیده و پرچم ایران به دست و آخ! گفتم مادر...! آقاجان! یک سوال؟! مادرسادات به استقبال فرزندشان آمدند؟! ۱۴۰۴/۱۲/۱۰ _رهبر شهیدم_
_
اَدن‌ا؛
_
زن با یک دست گهواره را و با دست دیگر دنیا را تکان می‌دهد. _تیکه‌کتاب
_اونجایی زندگی به خودش گره‌‌مون زد که امید بستیم به خلق الله،نه الله!
_الحمدالله که توفیق داشتم و دیدم و شنیدم از آدم هایی که امروزه کنار اسمشون کلمه‌ی شهید میاد:). شهادتتون مبارک:)، وخوشا به سعادتتون که آخر آخرش ختم به شهادت شد. دم افطارِ،برای صبر خانواده‌ی شهدا دعا کنید.