eitaa logo
🥀عکس نوشته ایتا🥀
3.4هزار دنبال‌کننده
20.1هزار عکس
5.2هزار ویدیو
48 فایل
😘همه چی تواین کانال هست😘 ⬅تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران➡ 💪تأسیس:1398/05/3💪 مدیر⤵️⤵️ @yazahra1084 @kamali220👈شنوای حرفاتونیم🎶🎶🎶 ادمین تبادلات⤵️⤵️ @Yare_mahdii313 تعرفه های کانالمون⤵️⤵️ https://eitaa.com/joinchat/4183359543C72fc8331a5
مشاهده در ایتا
دانلود
🍀 💜 🌺 پا تند کردم سمت حیاط خلوت و خواستم مثل هر وقت دیگه ای که دلم میگیره برم توی باغ اما با دیدن قفل نیمه باز در پشت بوم پاهام از حرکت ایستاد،دست بردم بازش کنم که با یادآوری اون روز که از پله ها پایین افتادم منصرف شدم،دوباره قدم برداشتم سمت باغ اما فکر حال و هوای پشت بوم و اون آرامشش بر ترسم غلبه کرد:-اصلا که چی فوقش دوباره پرت میشم پایین میمیرم،اینجوری شاید خواستگاری آرات دوباره بهم بخوره... با این فکر اشکامو پس زدمو در پشت بومو باز کردمو با احتیاط از پله ها بالا رفتمو با رسیدنم نفس عمیقی کشیدمو رفتم جایی که دفعه پیش با آرات مراسم شمع گردونی رو نگاه کردیم،با اینکه هوا حسابی خنک بود اما حس میکردم از درون دارم میسوزم،دلم برای اون روزامون تنگ شده بود،کاش اینجوری نمیشد! با این جمله بغضم ترکید،نشستمو تکیمو دادم لبه پشت بوم:-کاش نمیرفتی آقاجون،با رفتنت همه چیزمو از دست دادم،حتی آرات،دلم میخواد مثل آنا امیدوار باشم یه روزی برمیگردی میگی تموم شد،میگی دیگه از پیشتون نمیرم،اما خودم دیدم نفس نمیکشیدی بدنت سرد بود،آقاجون اگه اون بالایی مراقبم باش،میدونم حالمو میفهمی،همیشه میفهمیدی،کمکم کن آقاجون دلم آشوبه... با صدای باز شدن در پشت بوم اشکامو پس زدم،تپش قلبم بالا رفت حتما آرات بود جز اون کسی اینجا نمیومد،خدایا الان میبینه گریه کردم،حتما فکر میکنه به خاطر اونه… حدسم درست بود با دیدنش نگاهمو ازش دزدیدمو نفس عمیقی کشیدمو بی هیچ حرفی سر به زیر رفتم سمت راه پله و خواستم برم پایین که همونجور که از کنارش رد میشدم بازومو گرفت:-کجا میری با این چشمای خیست؟نکنه دوباره هوس پرت شدن کردی؟ تقلا کردم تا دستمو از دستش بیرون بکشم اما زورم نرسید:-ولم کن میخوام برم پایین! محکمتر بازومو گرفت و در پشت بوم رو بست و جدی زل زد به صورتم:-چرا اومدی این بالا؟اون پایین نمیشه گریه کرد؟ -به تو چه هان؟مگه من باید از تو اجازه بگیرم کجا میرم؟برو این حرفارو به اون دختری که میخوای بگیریش بگو! اخمشو غلیظ تر کرد:-به اون چیکار داری؟مگه از خدات نبود من از زندگیت برم؟مگه نمیگفتی میبینیم یاد آقات می افتی نفست میگیره؟پس این رفتارا چیه؟ -کدوم رفتارا؟اصلا من با تو چیکار دارم؟ -خوب میدونی از چی حرف میزنم آیلا،اون نگاهات،رفتارت با اون پسره همین گریه هات،اینا نشونه چیه هان؟نکنه توقع داشتی تا آخر عمرم التماس کنم تا به خاطر کار نکرده ببخشیم؟ -رفتارم با اون پسره؟منظورت از این حرف چیه؟اصلا به چه حقی منو بازخواست میکنی؟ دستی به صورتش کشید و گفت:-یعنی میخوای باور کنم اون حرفات و اون اداهات برای حرص دادن من نبود؟یعنی واقعا تصمیم گرفتی به خواستگاریش جواب بدی؟بس کن آیلا،این رفتارای بچگونه رو بذار کنار،دیگه ده ساله نیستی! 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 🌸به نیت فرج امام زمانمون اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸 🦋 🌹🦋 🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🌹🦋                    @Aksneveshteheitaa                🌻❤️🌻