eitaa logo
🥀عکس نوشته ایتا🥀
3.4هزار دنبال‌کننده
20.2هزار عکس
5.2هزار ویدیو
48 فایل
😘همه چی تواین کانال هست😘 ⬅تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران➡ 💪تأسیس:1398/05/3💪 مدیر⤵️⤵️ @yazahra1084 @kamali220👈شنوای حرفاتونیم🎶🎶🎶 ادمین تبادلات⤵️⤵️ @Yare_mahdii313 تعرفه های کانالمون⤵️⤵️ https://eitaa.com/joinchat/4183359543C72fc8331a5
مشاهده در ایتا
دانلود
🍀 💜 🌺 تو همین فکرا بودم که با شنیدن صدای جر و بحثی که از بیرون میومد توجهم جلب شد،کمی دقت کردمو با شنیدن صدای پر از خشم لیلا و گریه اورهان،دست گذاشتم روی سینمو با عجله از جا بلند شدم و از اتاق زدم بیرون،صدا از سمت مهمونخونه میومد:-خان دایی اون زمان که منو آنام و آیلا توی کلبه زندگی میکردیم،اون زمان که مردم آبادی ریختن سرمون و جایی برای موندن نداشتیم و آقام مجبور شد نوکری دیگرون رو کنه کجا بودی؟ غیرتتون کجا بود؟میخواین آنامو از بچه هاش جدا کنین فقط به خاطر حرف یه مشت احمق و اسم خودتونو گذاشتین مرد؟ در حالیکه قلبم وحشیانه میتپید خودمو رسوندم در مهمونخونه و همون لحظه ساواش سیلی محکمی در گوش لیلا خوابوند،انگار جریان خون توی تنم متوقف شد،نزدیک شدمو لیلا رو که شوک زده ایستاده بود و اورهان که بغلش داشت از شدت گریه پس می افتاد رو بغل گرفتمو رو به ساواش داد زدم:-به چه حقی دست روی دخترم بلند میکنی؟آقاش همچین کاری نکرده که الان تو بخوای براش جاشو پر کنی ساواش خان،نگران آبرو و غیرتتی نه؟چه زود عوض شدی؟رفتی شهر مرام و معرفت روستایی بودن رو از یاد بردی! اگه نگران آبروتی خیلی خب من ازدواج میکنم،ازدواج میکنم اما پامو توی خونه تو نمیذارم،دخترامو تنها نمیذارم تا یکی مثل تو پیدا بشه و به گناه نکرده مجازاتش کنه،بی بی شاهد باش من نمیخواستم حرفتو زمین بندازم اما خودتون خواستین،من همین امشب ازدواج میکنم،البته شده تک تک میرم در خونه ها رو میزنم و توی این ده یکیو پیدا میکنم تا از غیرتتون دفاع کنه! اینو گفتمو دست لیلا رو کشیدم و بدون اینکه به آتاش که سعی داشت جلوی ساواش رو بگیره تا حرکت اضافی نکنه نگاه کنم از مهمونخونه بیرون اومدم…. انقدر عصبانی بودم که تموم تنم داشت میلرزید،حتی بی بی هم با دیدن عصبانیتم ماتش برده بود تا حالا هیچ کدومشون منو اینجوری ندیده بودن! با رفتنمون توی اتاق لیوانی پر از آب کردمو دادم دست لیلا و دستی به صورتش کشیدم:-خوبی دخترم؟ با چونه ای لرزون لب زد:-همش تقصیر من بود آنا،نباید بدون حرف زدن با شما باهاشون بحث میکردم حالا میخوای چیکار کنی؟اگه آیاز بفهمه حتما عصبانی میشه! آهی کشیدمو گفتم:-نگران نباش دختر،چیزی نمیشه،قرار نیست واقعا ازدواج کنم فقط برای بسته شدن دهن مردم این کارو میکنم،راجع به این چیزا به آیاز حرفی نزن،نمیخوام دوباره بحث و جدل راه بیفته! 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 🌸به نیت فرج امام زمانمون اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸 🦋 🌹🦋 🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🌹🦋                    @Aksneveshteheitaa                🌻❤️🌻