eitaa logo
🥀عکس نوشته ایتا🥀
3.4هزار دنبال‌کننده
20.1هزار عکس
5.2هزار ویدیو
48 فایل
😘همه چی تواین کانال هست😘 ⬅تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران➡ 💪تأسیس:1398/05/3💪 مدیر⤵️⤵️ @yazahra1084 @kamali220👈شنوای حرفاتونیم🎶🎶🎶 ادمین تبادلات⤵️⤵️ @Yare_mahdii313 تعرفه های کانالمون⤵️⤵️ https://eitaa.com/joinchat/4183359543C72fc8331a5
مشاهده در ایتا
دانلود
🍀 💜 🌺 با رفتن آرات بغض کرده پلکای سنگینمو گذاشتم روی هم انقدر درد کشیده بودمو بدنم کوفته بود که نفهمیدم کجا رفتم… نمیدونم چقدر گذشته بود که با شنیدن صدای گریه ی بچه ای شوک زده چشم باز کردمو نگاهی به نوزاد زیبایی که کنار دستم خوابیده بود و صورتش از گریه قرمز شده بود انداختمو ناخودآگاه دستم سر خورد سمت شکمم،با دردی که توی تنم پیچید همه چیز رو به یاد آوردمو ذوق زده چرخیدم سمت دخترم:-میبینیش چقدر خوشگله،درست شبیه خودت! اشکای مزاحمی که جلوی دیدم رو گرفته بود رو پس زدمو کشیدمش توی بغلم و تا میتونستم ازش بو کشیدم:-نمیخوای بهش شیر بدی؟گمونم گرسنه اس! سری به نشونه مثبت تکون دادمو با کمک آرات شروع کردم به شیر دادن بهش و همزمان نگاهمو بین اجزای صورتش میگردوندم:-چطوری آوردیش عمه چیزی نگفت؟ -دایه رو فرستادم بره خیالش رو راحت کردم جایی نمیریم،بهش یادآوری کردم که ما قول داده بودیم از اینجا بیرون نریم نه اینکه بچمونو بدیم اون بزرگ کنه،بهت که گفتم اجازه نمیدم بچمونو قربونی کنه! چند روز وانمود کن باهاش موافقی چند روز تا حالت بهتر بشه، بعدش دخترمون رو برمیداریمو از این خراب شده میزنیم بیرون میریم جایی که دست هیچ کس بهمون نرسه! متعجب سر چرخوندم سمتش:-چی میگی آرات مگه میتونیم از دست عمه فرار کنیم! -اونشو بسپار به من فقط تو به کسی حرفی نزن! -آنام چی میشه؟اگه دوباره رفت سراغ اون؟ -اون آناتو جلوی تموم بزرگای ده بخشیده دوباره که نمیتونه از تصمیمش صرف نظر کنه! -عمارت چی؟میخوای اینجارو دست کی بسپاری اصلا فکرشو کردی کجا زندگی کنیم؟اگه بریم ده پایین که میفهمن! -هفت ماهی وقت داشتم به این چیزا فکر کنم،برای خودمون خونه ای توی تهران خریدم،اونجا بزرگه نمیتونه پیموت بیاد! اینجا رو‌هم میسپارم دست سردار،پسر با جنمیه تو این چند وقته که با نازگل عروسی کرده تا الان رفتار بدی ازش ندیدم! -اما اینجوری عمه دوباره تنها میشه بعد معلوم نیست دست به چه کارایی بزنه! -همه اینا تقصیر خودشه من نمیخواستم تنهاش بذارم اما دلمم نمیخواد بچمو بازیچه خودش کنه،نگران آناتم نباش آقاجونم مثل چشماش مراقبشه مگه یادت نیست اون روز چطوری فراریش داده بود؟ بوسه ای روی پیشونی من و بعد روی دستای دخترمون نشوند:-میرم آدم بفرستم ده پایین آنات اینارو خبر کنه،حتما خیلی خوشحال میشه خودمم میرم تدارکات اومدنشونو ببینم،بالی و ننه اشرف رو میفرستم پیشت تا اون موقع میخوام یه اسم خوب برای این کوچولو انتخاب کرده باشی! 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 🌸به نیت فرج امام زمانمون اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸 🦋 🌹🦋 🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🌹🦋                    @Aksneveshteheitaa                🌻❤️🌻