الفِ آزادی.
من طرف ایران و ایرانی هستم، خیر نمیتونم و تمام این سالها رو یادمه از ۹۸ تا همین دوماه پیش. از روز اول مخالف دخالت خارجی بودم و هستم و هیچ وقت من را نخواهید دید که از آن دفاع کنم. اما تا قبل از کشته شدن خامنهای کمی به قدرت جا امید داشتم فکر میکنم. احساس میکردم مقاومت بیشتری میکند. بنظرم بدون خامنهای دیگه مثل قبل منسجم و یکپارچه نخواهد شد و روز تغییر نزدیک است.
الفِ آزادی.
تغییر میتونه به هر دو سمت بره.
مسیر اول اینه که مردم کنترل شرایط رو بدست بگیرند و این حکومت ۴۷ ساله را به تاریخ بسپارند. در این حالت روز آزادی نزدیک و میمون است.
مسیر دومی اما وجود دارد. آمریکا به حضورش در منطقه ادامه دهد و بعد از کنار زدن جا خود برای ایران تصمیم بگیرد و احتمالا رهبری، شاهی، کسی چیزی برای این مملکت گلچین کند و ما هم برگردیم به پنجاه سال پیش.
انتخاب با شما کدام خوب و کدام بد.
متوجهم و میفهمم این پرسش از کجا میاد. شاید در مسیر جایی من درست شفافسازی نکردم و مشکل من است.
بگذارید رو راست و شفاف به شما بگویم.
من آمریکا را دشمن قطعی و حتمی این مملکت میبینم، قبل از اینکه با جا مشکلی داشته باشم مشکل اصلی من در این دنیا آمریکا است. شاید موضعم هنوز شفاف نیست گاهی اینور و گاهی آنور بپرم اما در مورد آمریکا صریحا و واضحا بنده دشمن میبینمش. و معتقدم به هرچه که دست بزند شر میشود، بد میشود. اینکه خامنهای به دست آمریکا کشته شد برای من سنگین است. چون برای من آدم مبارک و مهمی نبود. از او هیچ وقت خوشم نیامد. اما فکر میکردم بدست این مردم کنار میرود و راه را برای آزادی باز میکند. اما اینکه به دست آمریکا کنار کشید و رفت برایش احترامی نزد من خرید. آمریکا قاتل تمام جوونهای ماست و درست مثل جا در خون شهدای ۱۸-۱۹ دی سهیم بود. این را شفاف و واضح بدانیم.
امروز اما مسئلهی من فراتر از خامنهای است. من نمیخواهم این مملکت دست غیر بیفتد، آمریکا اسرائیل یا حتی اعراب.
#ناشناس
سلام.ببخشید میدونم خیلی بچگانه و کلیشه ایه اما الان چی میشه؟واسه چی خبرگان رهبر انتخاب میکنه؟الان یعنی حتی نمیشه رای بدیم که رهبر کی باشه یا اصلا رهبر داشته باشیم یا نداشته باشیم؟حس میکنم اینجوری هیچی قرار نیست عوض بشه.فقط رهبر از شخصی به شخص دیگری داره منتقل میشه.
الفِ آزادی.
#ناشناس سلام.ببخشید میدونم خیلی بچگانه و کلیشه ایه اما الان چی میشه؟واسه چی خبرگان رهبر انتخاب میکن
ببین قضیه اینه که طبق قانون فعلی، انتخاب رهبر دستِ مجلس خبرگان رهبریه، نه رأی مستقیم مردم؛ یعنی مردم فقط به خبرگان رأی میدن و اونها داخل همون چارچوبِ ولایت فقیه تصمیم میگیرن چه کسی رهبر بشه. برای اینکه مردم خودشون مستقیم رأی بدن که کی رهبر باشه یا اصلاً رهبر داشته باشیم یا نه، باید قانون اساسی عوض بشه که اونم مسیر سخت و پیچیدهای داره. برای همین حس اینکه «قراره فقط یه نفر بره و یکی دیگه جاش بیاد و اصل ماجرا همونه» حس عجیبی نیست؛ چون تو ساختار فعلی، تغییر بیشتر جابهجایی آدمهاست تا تغییر خودِ سیستم. البته من بارها گفتم مشکل جا اصلا با فرد نیست، مشکل سیستمه! چیزی هم که آمریکا متوجه نمیشه هم همینه، اینهمه نقطه زنی و ترور از همون اوایل انقلاب همواره بیفایده بوده، چون این به قولی مکتب و سبکیه برای خودش که هر فرد فقط نقش کوچکی ازش رو بازی میکنه و در صورت حذف جایگزین میشه.
و البته هیچ سوالی در این برهه زمانی بچگانه نیست، شرایط سخت و پیچیدهایه و خیلی عادیه همه گیج باشیم.
#ناشناس
متشکرم از شفاف سازیتون. موضع من هم هنوز مشخص نیست، راستش فقط دارم فکر میکنم کدوم راه میتونه درست تر باشه که خب هر ثانیه ناامید تر میشم از اینکه فقط یک راه درست باشه. انگار وسط شریف ترین جناح و منطقی ترینه.
الفِ آزادی.
#ناشناس متشکرم از شفاف سازیتون. موضع من هم هنوز مشخص نیست، راستش فقط دارم فکر میکنم کدوم راه میتون
خواهش میکنم.
من هم مانند شما بودم مدت زیادی تا همین دیروز بخوام صادق باشم، در هیچ سایدی خودم را نمیدیدم و به قولی وسط بازی میکردم. اما بزرگواری من رو روشن کرد، الان در این برهه زمانی حق و باطل جوری از هم جدا شدهاند که مسیر حقانیت روشن است. ما شاهد دخالت بیگانه هستیم به کشور، هرچقدر از این نظام بدم میآید و نفرت دارم حداقل میدانم ایرانیاند و همواره امید داشتم که به دست خودمان کنار بروند و خودمان سرنوشت خودمان را بنویسیم. اما حال که آمریکا قصد دخالت دارد و میخواد خودش سرنوشت ما را بنویسد خیلی روشن من در جبههی ایران میایستم. اینکه الان منافعم با جمهوری اسلامی همسو شده به این معنا نیست که آن را میستایم اما بدان معناست که کشورم را دوست دارم، هم میهنانم را دوست دارم و از غرب بیزارم.