🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
وقتی#برادر_فرمانده برای #شهادت میرفت
#شهید_سید_مجتبی_زینال_حسینی
شهادت 13 اردیبهشت 1365 فکه
🔸 وقتی بچه ها داشتند برای مامور شدن به گردانها میرفتند سید مجتبی برادرش سید محمد که فرمانده گردان تخریب بود رو کنار کشید و گفت آقا سید عرضی داشتم. ما در همین حد دیدیم وشنیدیم و دقایقی نگذشت سید مجتبی خوشحال دوید سمت چادر و تجهیزاتش رو برداشت و همراه گردانها رفت.
مجتبی رفت و سید مشغول عملیات شد.
عملیات سیدالشهداء علیه السلام یک روز بیشتر طول نکشید و دشمنی که طمع رسیدن به اندیمشک رو در سر می پروراند عقب زده شد و خبرهای عملیات زود پخش شد . ما توی #مقر_الوارثین منتظر بچه ها بودیم .
سید تازه از خط برگشته بود . مقر الوارثین میزبان تعدادی ازخانواده شهدایی بود که برای بازدید از جبهه اومده بودند و سید محمد باید به اونها خوش آمد میگفت. بعد از نماز ظهر و عصر بود که بیرون از حسینیه الوارثین ایستاده بودیم که خبر اومد سید مجتبی هم شهید شده. سید تا این خبر رو شنید یک آهی کشید و گفت خوش بحالش و عقب عقب رفت و به دیوار تکیه داد و روی زمین نشست و اولین جمله ای که گفت این بود.
🔸 حالا جواب مادرم رو چی بدم...
@alvaresinchannel