🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹🌹🌹
🌹🌹
🌹
#مداحی_در_جبهه
#سردار_شهید_مدافع_حرم
#حاج_سید_احمد_قریشی
✅ حاج احمد در ایام #عملیات_والفجر_8 مسوول تبلیغات #تیپ_10_سیدالشهداء_علیه_السلام بود
خیلی فعال و تخصصی عمل کرد و این همه عکس و تصویر از این عملیات ثمره تلاش این شهید است
حاج احمد مداح اهل بیت (ع) هم بود.پسر عموی ایشون شهید سید جمال قریشی هم مداحی میکرد.
ایام فاطمیه بود و هر گردان و واحدی مراسم عزاداری برای رزمنده های خودش داشت.در این تصویر هم مشخص است شهید آقا سید احمد قریشی مشغول مداحی در بین بچه های تبلیغات است.
روحش شاد.
@Alvaresinchannel
#یاد_باد_آن_روزگاران_یاد_باد
بیست و هفتم خرداد
#27_خرداد_ماه_سال1364
در این روز فرمانده دوست داشتنی و یادگار شهدا #حاج_علی_فضلی فرماندهی #تیپ_10_سیدالشهداء_علیه_السلام را عهده دار شد.
38 سال قبل در چنین روزی بود که حاج علی 24 ساله با حکم فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان فرمانده لشگر10 معرفی شد.حاج علی قبل از فرماندهی تیپ سیدالشهداء(ع) فرماندهی تیپ المهدی(ع) در عملیات های فتح المبین و بیت المقدس و لشگر27 حضرت رسول(ص) در عملیات های والفجر مقدماتی را عهده دار بود..
✅ اولین عملیات با هدایت فرمانده جدید در روز 25 مرداد ماه 1364 و در منطقه عمومی فکه با نام #عاشورای_3 انجام شد.
🔷 حکم تاسیس تیپ سیدالشهداء(ع) قبل از عملیات بیت المقدس به نام شهید محسن وزوایی زده شد و بعد از شهادت این شهید ، سردار شهید حاج علیرضا موحد دانش و شهید حاج کاظم رستگار و برادر محمد خزاعی فرماندهی این تیپ را عهده دار بودند و از خرداد سال 1364تا پایان دفاع مقدس و حتی سال های بعد از جنگ نیز یردار حاج علی فضلی سکاندار لشگر10 بود
یاد و خاطره این چهره ماندگار مردانگی و غیرت گرامیباد و خدا سایه او را مستدام بدارد.
@alvaresinchannel
روایت چهل و یکسال قبل این روزها و شبها
👇👇👇👇👇👇
#خاطرات_خیبری
#تیپ_10_سیدالشهداء_علیه_السلام
#جزیره_مجنون_شمالی
✍️✍️✍️✍️ راوی: #محسن_رضایی
(اطلاعات عملیات لشگر10)
1️⃣قسمت اول
توی #جزیره_مجنون_شمالی از هلی کوپتر که پیاده شدیم .با جواد ربیعی و محرابی راه افتادیم سمت#جزیره_جنوبی.توی راه عراقی هایی که توی نیزارهای هور مخفی شده بودند #دخیل_الخمینی میگفتن و میامدن بیرون ما هم میگفتیم دستاشون رو بگذارن رو سرشون و جاده رو ادامه بدن تا برسند به #پد هلی_کوپترها ، اوفتادیم توی جاده شرقی جزیره جنوبی، چند تا کمپرسی 1921 بنز روشن رها شده بود ، با فاصله هر یک کیلومتر عراقی ها کنار جاده کانال نگهبانی به عمق یک متر و بیست و عرض هفتاد سانت و طول بیست متر کنده بودند که کنارش کلبه های خشتی ۶ متر مربعی برای استراحت ساخته بودند ، تا آخر جاده شرقی جزیره جنوبی رفتیم هنوز عراقی ها به خودشون نیومده بودند.
سمت چپ جاده بچه های لشگر ۲۷؛۱۴امام حسین(ع) و 8 نجف قسمتی از خاکریز #طلائیه رو گرفته بودند و شدیدا آتیش دشمن روی اونها اجرا میشد.
از اینطرف هم توی جزیره پشت دشمن بودیم و انگار عراقی ها هنوز متوجه از دست دادن جزایر نشده بودند سریع یه یک کیلومتری اومدیم عقب.
#رحمت_اله_کرد مسئول اطلاعات تیپ، #رستگار فرمانده تیپ سیدالشهدا ع ، #حاج_احمد_غلامی و چند تا از بچه های طرح و علیات توی خونه خشتی آخری رسیده بودند.
گزارش دادیم . #شهید_رستگار فرمانده تیپ گفت:که شب با ۴ گردان تیپ و لشگر ۱۷ به سمت خاکریز و #پل_طلائیه از پشت حمله میکنیم و لشگر عاشورا هم از #پد_غربی به سمت #پل_طلائیه عملیات میکنه
نزدیکی های ظهر بود که #شهید_کرد طرح مانور و ماموریت ما که قرار شد با #گردان_حضرت_زهیر و #حضرت_قمر_بنی_هاشم(ع) بریم را گفت.
چقدر اروم و با وقار بود شاید میدونست فردا صبح زمان شهادتش هستش ، کنارش همه ی #بچه_های_اطلاعات و 3فرماندهان_تیپ احساس اطمینان می کردند ، مطمئن بودم موفقیم چون هیچ مانعی جلومون نبود و از پشت به دشمن حمله میکردیم.
ادامه دارد.....
🌹
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
@alvaresinchannel
#خاطرات_خیبری
#تیپ_10_سیدالشهداء_علیه_السلام
#جزیره_مجنون_جنوبی
✍️✍️✍️✍️ راوی: #محسن_رضایی
(اطلاعات عملیات لشگر10)
2️⃣قسمت دوم
غروب همه گردان های عمل کننده #تیپ_سیدالشهداء(ع) نزدیک خط آمدند و منتظر حرکت برای عملیات شدند. من برای پر کردن قمقمه از آب هور لب آب رفتم یک جعبه مهمات کنار در شانه های پد داخل آب بود. برای فرو نرفتن در گل بروی آن رفتم غافل از اینک جعبه چوبی مهمات روی آب است و به داخل افتادم و به خاطر عمیق بودن هور که حدود ۴ متر بود حسابی خیس شدم و چون لباس اضافه نداشتیم و هوا هم سرد بود مجبور شدم یکدست لباس عراقی بپوشم و لباسهای خیس خودم را روی آن بپوشم.
نیروها به ستون کنار هم روی پد آماده دستور حرکت بودند هوا داشت روشن میشد و هنوز دستوری نیامده بود. چیزی که من شنیدم این بود که نیروهای #لشگر_عاشورا بطور کامل به جزیره منتقل نشدند به همین خاطر عملیات به تعویق افتاد.
بعد از نماز صبح از سرما و برای استراحت به داخل خانه خشتی رفتم و چون جا نبود نشسته خوابیدم، آقایان حاج کاظم رستگار ، احمد غلامی ، تقی محقق ، بهمن نجفی ، سلمان طرقی ، داود فرخزاد ، نظری و رحمت اله کرد و تعداد زیادی دیگر از بچه های #طرح_و_عملیات داخل خونه خشتی بودند ، هنوزچشمهایم گرم نشده بود که آتش خمپاره و توپخانه دشمن شروع شد فکر می کنم حاج تقی محقق بود که داخل آمد و بلند به شهید رستگار فرمانده تیپ گفت: نیروهای #لشگر_17_علی_این_ابیطالب(ع) برای چی به عقب می روند..
ازشون سووال کردم آنها می گویند تعویض شدیم !
رستگار به بیسم چی گفت که با قرارگاه تماس بگیرد و جویای موضوع بشود ،که قرارگاه گفت هیچ یگانی تعویض نشده ، شدت آتش دشمن زیادتر شد. متوجه شدیم تعداد زیادی تانک از پد وسط جزیره از ما عبور کردند و کل یگانهای مستقر در #پد_جنوبی درمحاصره قرار گرفتند به خاطر تیر مستقیم تانکها همه نیروها از روی پد به شیب کنار پدها به صورت خوابیده جان پناه گرفتند .
من داخل خانه خشتی آمدم #شهید_رحمت_اله_کرد به من و محرابی و جواد ربیعی و صفری که از #اطلاعات_عملیات بودیم گفت که بلند شویم کمک کنیم گردانها را به عقب ببریم .
از خانه خشتی بیرون رفتیم تا ماموریت محوله رو انجام دهیم که با منظره دلخراشی روبرو شدم تعداد زیادی شهید و مجروح درکنار پد خوابونده بودن برای عقب بردن.
باید گردان ها رو عقب میاوردیم که به بچه ها آسیبی نرسد. مسیر عقب رفتن یه جاده مالرو در سراشیبی پد بود که اگر احتیاط نمیکردی و یه مقدار بالاتنه در دید دشمن قرار میگرفت با انواع سلاح و توپ و خمپاره میزدند .
جاده مالرو زیر دید تانکها بود و آتش پرحجم روی جاده ما رو نگران کرد که مبادا در محاصره قرار گرفتیم. دوباره به داخل خانه خشتی اومدم ، شهید کرد با تعجب پرسید.. پس چی شد گفتم نمیشه عقب رفت تو محاصره ایم ، راه زیر تیر مستقیم کالیبر و توب و تانکه ! شهید کرد زیر لب یه چیز هایی گفت که من نشنیدم و نگاه تلخی بهم کرد که باعث شد آخرین دیدارمان این وداع تلخ باشه بعد گفت چی شد حالا آتیش سنگینه؟؟؟؟؟ اینه! من باورم نمیشد که کرد اینجوری حرف بزنه یه جورایی خجالت کشیدم بیرون آمدم و با گردانها حرکت کردیم جهنم آتش بود .
ادامه دارد..............
@alvaresinchannel