eitaa logo
انجمن ادبی مَطلَع
818 دنبال‌کننده
622 عکس
220 ویدیو
16 فایل
﷽ 💠محفل ادبی مطلع | تاسیس ۱۴۰۰ 🔷 نشر اشعار ولایی 🔷 اعلان مراسمات هفتگی 🔷 رسانه شعر مشهد https://eitaa.com/joinchat/4073652327C9ee4eeaef2
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از فاطمه عارف‌نژاد
ابرها از خجالت آب شدند خانه‌ها، خانه‌ها خراب شدند فصل کوچ آمد و پرستوها باز «آوارگان» خطاب شدند @fatemeh_arefnejad
هدایت شده از فاطمه عارف‌نژاد
📨 به همهٔ آن‌ها که در طرف درست تاریخ ایستاده‌اند دور از نگاه تنگ‌نظرها کنار هم هم‌درد، در شلوغ خبرها کنار هم از شرق و غرب پل زده و ایستاده‌ایم در سنگلاخ خوف و خطرها کنار هم ما دیده‌ایم زخم زبان‌ها در این مصاف ما خورده‌ایم خون جگرها کنار هم یک جبهه‌اند پیش غرور ‌تفنگ و تیر گنجشک‌ها و شانه‌به‌سرها کنار هم آن‌سو نشسته مویه‌کنان جمع مادران این‌سو شکسته بغض پدرها کنار هم دلگرمی همیم که رد می‌شویم زود از سردسیرِ کوه‌وکمرها کنار هم پرشور می‌شوند صداهای متحد پررنگ می‌شوند اثرها کنار هم تنها، حریف تلخی این قصه نیستیم باید که دانه دانه شکرها کنار هم… @fatemeh_arefnejad
هدایت شده از فاطمه عارف‌نژاد
دیدی هیاهو ختم شد آخر به خاکستر؟ دیدی نشستم در شب محشر به خاکستر؟ تبعید شد یک شادی دیگر به آینده تبدیل شد یک خانهٔ دیگر به خاکستر پروانه‌ها از زنده ماندن شرمگین بودند وقتی بدل شد گیسوی دختر به خاکستر ای گل! نسیم از صبح دنبال تو می‌گردد خیمه به خیمه… آه… خاکستر به خاکستر سجاده‌ام آتش گرفته، تا قیام بعد هنگام سجده می‌گذارم سر به خاکستر تا کی از آوار دلم ققنوس برخیزد زل می‌زنم با چشم‌های تر به خاکستر آغاز یک معماری تازه‌ست ویرانه با من «هوالحی»‌ای بگو… بنگر به خاکستر @fatemeh_arefnejad
هدایت شده از فاطمه عارف‌نژاد
یکی شبیه تو… از ایلِ دل‌اناری‌ها امیدِ رد شدن از فصل بی‌قراری‌ها یکی شبیه تو در روزهای برفیِ رنج پناه داده به گنجشک‌ها، قناری‌ها یکی شبیه تو با عشق زندگی‌کرده نجیب و ساده و هم‌سفرهٔ نداری‌ها یکی شبیه تو حرفش نشسته بر کرسی که ایستاده میان شلوغ‌کاری‌ها نه از جماعتِ هم‌کیش با نفاق و فریب نه از قبیلهٔ بی‌رونقِ شعاری‌ها یکی شبیه تو باید که از شبِ فتنه دریچه‌ای بگشاید به رستگاری‌ها 🇮🇷 | @fatemeh_arefnejad
هدایت شده از فاطمه عارف‌نژاد
بکُش! بکُش! که قرار است زنده‌تر باشیم! که در نهایت شب، مژدهٔ سحر باشیم سری به نیزه بزن باز، عصر عاشوراست از آسمان و زمین لازم است سر باشیم شبیه پرچم سرخی که می‌وزد با شور نوید فتح به هنگامهٔ خطر باشیم زمان آن شده از ذوالفقار دم بزنیم زمان آن شده شمشیر شعله‌ور باشیم شبیه صاعقه نازل شویم بر سر کفر به محو کردن طاغوت، مفتخر باشیم مباد سورهٔ انسان نخوانده جان بدهیم مباد از غم تاریخ بی‌خبر باشیم بزن! بکش! که بنا شد سوار مرکب خون هزار سال بتازیم و در سفر باشیم از آن کسی که برای حبیب نامه نوشت برای سوته‌دلان پیک نامه‌بر باشیم اشارتی به اذان‌های منتشر در باد بشارتی به کران‌های تازه‌تر باشیم جوانه می‌زند از خاک ما نهال قیام چه باک اگر همگی زخمی تبر باشیم؟ @fatemeh_arefnejad
هدایت شده از فاطمه عارف‌نژاد
هزار سوگ چشیدیم و داغدار شدیم چه شد که نسل خبرهای ناگوار شدیم؟ صدای شیون بیروت در جهان پیچید شبی که باز پر از بهت انفجار شدیم چقدر دیر به خود آمدیم وقت وداع چقدر زود به نادیدنت دچار شدیم دوباره روضه به سمت نیامدن رفت… آه دوباره خیره به یک اسب بی‌سوار شدیم آهای سیبِ سر نیزه! یاد ما هم باش ببین چطور به خون جگر انار شدیم نگاه تو همه را برد سمت سرچشمه تو رفتی و همه با اشک، آبشار شدیم اگر به خاک نشستیم، از شکست نبود که گرم خواندن آیات سجده‌دار شدیم قسم به ماه که ما پیشمرگ حضرت صبح… قسم به سرو که قربانی بهار شدیم | | @fatemeh_arefnejad
هدایت شده از فاطمه عارف‌نژاد
یحیی چقدر صاعقه در چشم‌های توست! طوفان فقط چکیده‌ای از ماجرای توست «بگذار کربلا بشود» گفتی و گذشت دنیا هنوز خیره به بغض صدای توست یحیی! به آرزوت رسیدی؟ مبارک است! من مانده‌ام که عید شده یا عزای توست ای سرو سربلند! به افتادنت خوشند امروز، روز جشن تبرها برای توست معمار فتح هفتم اکتبر! مرگ کو؟! این سنگ قبر نیست، که سنگ بنای توست کِی با عبور موج فراموش می‌شوی؟ ساحل همیشه در قرق ردپای توست آغوش باز کن وطنت را به سعی زخم! غزه _همان که خواسته‌ای_ کربلای توست حالا بجنگ زنده‌تر از سال‌های قبل… یحیی! هنوز اسلحه در دست‌های توست با تو حماسه‌تر به غزل فکر می‌کنم شعرم در انتهای خودش، ابتدای توست | @fatemeh_arefnejad
هدایت شده از فاطمه عارف‌نژاد
قدم‌هایت شکوه ریشه را در خاک احیا کرد نهالان را برای لمس فروردین مهیا کرد صدایت نغمه‌ای نو خواند در گوش قناری‌ها نگاهت فطرت داوودی گل را شکوفا کرد دل چشمه به چشمت گرم شد، با اشک تو جوشید برای رد شدن از سنگ و صخره راه پیدا کرد گواهی می‌دهد قاف از بلندای غرور خود که سیمرغی که حرفش بود، با امر تو پر وا کرد همیشه می‌شد از بالابلند قلهٔ فکرت افق‌های بعید و تازه را راحت تماشا کرد کسی پرسید روزی لشکر سربازهایت کو؟ زمان راز تو و گهواره‌ها را زود افشا کرد زلال رودها را ردپای تو به دریا برد نسیم صبح‌دم را شور تو طوفان الاقصی کرد @fatemeh_arefnejad
هدایت شده از فاطمه عارف‌نژاد
هنوز می‌چکد از چشم‌ها بهانهٔ تو بیا که سر بگذارد جهان به شانهٔ تو برای گریهٔ این ابرهای سرگردان کجاست بهتر از آغوش بی‌کرانهٔ تو؟ به پای بوسی دریای وعده داده شده از ابتدای زمان رودها روانهٔ تو نفس نفس همه‌جا بادها سراسیمه سحر سحر همه در جست‌وجوی خانهٔ تو ستاره‌ها همه پا در رکاب نور امید نگاه سرخ افق مشعل نشانهٔ تو اگرچه باور تقویم‌ ما زمستانی‌ست هزار سکه بهار است در خزانهٔ تو میان باغ خزان‌خیز چارفصل هنوز به انتظار تو قد می‌کشد جوانهٔ تو به صبح جمعه قسم عصر، عصر دلتنگی‌ست بخواه تا بشوم لایق زمانهٔ تو @fatemeh_arefnejad
هدایت شده از شعر انقلاب
🌷 أینَ نصرُالله؟ در آستانه تشییع با شکوه سیدمقاومت شهید گزیده‌ای از آثار شاعران انقلاب که در تجلیل از این شخصیت ارزشمند و مقاومت مردم لبنان سروده شده است، بازنشر می‌شود. ✍🏻 آیه‌های نصر | ✍🏻 مرد | ✍🏻 فتح خون | ✍🏻 شهادت | ✍🏻 خون شهید | ✍🏻 نصر خدا | ✍🏻 سورۀ نصر | ✍🏻 شهادت افتخار ماست | ✍🏻 حزب الله پیروز است | ✍🏻 شبیه کوه... | ✍🏻 خورشیدهای شعله‌ور | ✍🏻 نامیرا | ✍🏻 تابوت سرخ ماه | ✍🏻 نصر من الله | ✍🏻 نحن الغالبون | ✍🏻 صبح امید | ✍🏻 پس از حاج قاسم... | ✍🏻 خون‌بهای تو | ✍🏻 بازمی‌گردی | ✍🏻 یاران نصرالله | ✍🏻 أینَ نصرُالله؟ | ✍🏻 خون‌خواهی | ✍🏻 مطلع امید | ✍🏻 کرب‌وبلای ما | ✍🏻 نصرالله می‌ماند | ✍🏻 آیۀ استقامت | ✍🏻 جاءَ نصرالله | ✍🏻 تماشا کن شکوهش را | ✍🏻 خطبهٔ شمشیر | ✍🏻 مردان میدان | ✍🏻 فرزند روح‌الله | ✍🏻 سید جاودان | ✍🏻 سرو سرافراز جهاد | ✍🏻 جاء نصرالله | ✍🏻 فداییان حسین | ✍🏻 شهیدتر شده‌ای | ✍🏻 آرزوهای شهیدان | ✍🏻 کمالَ الإنقطاع | ✍🏻 به داغ لاله... | ✍🏻 فتح عظیم | ✍🏻 خیبرشکن | ✍🏻 نصرالله باقی‌ست | ✍🏻 سروهای زخم‌خورده | ✍🏻 چقدر دیر به خود آمدیم... | ✍🏻 لحظه‌های مرگ و زندگی‌ | ✍🏻 زمان محو طاغوت | ✍🏻 حزب‌الله | ✍🏻 سرو | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
هدایت شده از فاطمه عارف‌نژاد
شبیه روضهٔ شش‌ماهه‌ای، پر از تب‌و‌تابی شبیه دلهرهٔ چشم‌های خیس ربابی رسید تیر که از حال مادر تو بپرسد نداشتم به خدا غیر صبر و صبر جوابی مرا و صبر مرا دشمنم نشد که بفهمد کجا خیال مگس می‌رسد به درک عقابی؟ من و تو قطعه‌ای از خاک کربلای حسینیم که مانده‌ایم کنارش بدون جرعهٔ آبی به تیر غیب گرفتار می‌شوند شیاطین اگر که رد شود از این شب سیاه شهابی خدا گرفته در آغوش خود مرا که نمیرم... خدا گرفته در آغوش خود تو را که بخوابی... . . . . و پلک می‌زنم و صبحِ فتح مسجدالاقصاست و پلک می‌زنم و آمده‌ست روز حسابی @fatemeh_arefnejad
هدایت شده از فاطمه عارف‌نژاد
در تلاطم طوفان.pdf
حجم: 7.87M
هو الشهید امسال هم دارد از راه می‌رسد و من به غیر از کلمه، چیزی برای پیشکش کردن به فلسطین مظلوم و مقاوم ندارم. مجموعه‌ای مختصر شامل ده شعر من است که همه از بین سروده‌های پس از طوفان الاقصی انتخاب شده‌اند. این بضاعت مزجات تقدیم به تمام زنان و کودکان غزه که آیه‌های صبر و یقین‌اند. @fatemeh_arefnejad پ.ن ۱: بسیار ممنون می‌شوم اگر محبت کنید و در انتشار این فایل سهیم باشید. پ.ن ۲: زحمت طراحی «در تلاطم طوفان» با دوست عزیزم زهرا الله‌وردی بوده که این نسخه را برای موبایل تنظیم کرده است. @fatemeh_arefnejad