#موقعیت_جغرافیایی
#عملیات_کربلای_8
منطقه عملیاتی شلمچه
#لشگر10_سید_الشهداء_علیه_السلام
تاریخ عملیات 18فروردین66
سمت راست ما #لشگر_25_کربلا و سمت چپ ما #لشگر_19_فجر عملیات میکرد .
چون محدوده عملیات گسترده نبود #معابر_یگانها_به_هم_نزدیک_بود و حجم بالایی از نفرات و امکانات باید از معابر عبور میکرد.
با شروع عملیات همه معابر باز شد اما گذشتن از آن و رسیدن به خاکریز دشمن به کندی صورت میگرفت و دشمن هم از جهت آتش رو منطقه برتری داشت.
مدام تیربارهای سنگین وسبک دشمن روی معابر کار میکرد وتلفات میگرفت.
به علت شلوغی منطقه و عملیات چند لشگر قدرتمند ، یک مقدار نا هماهنگی به چشم میخورد.
🍃🍂🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🍃🍂🌷🌷 @alvaresinchannel
سومین شهید خانواده دقیقی
#تخریبچی_شهید_مجتبی_دقیقی
شهادت 18 فروردین 1366
شلمچه غرب کانال ماهی
#عملیات_کربلای_8
میروم مادر که اینک کربلا میخواندم
از دیار دور یار آشنا میخواندم
✅ سی و هشتمین سالگرد آسمانی شدنت گرامیباد
@alvaresinchannel
27.94M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹🌹
🌹
#عملیات_کربلای_8
غرب کانال ماهی
18 فروردین سال 1366
قرارگاه تاکتیکی لشگر 27
حاج محمد کوثری
#شهید_سعید_مهتدی
#شهید_دینشعاری
#شهید_صالحی
و........................
🌷شور و شوق شهادت
#سی_هفت_سال_گذشت
#عملیات_کربلای_8
#18_فروردین_66
#رزمندگان_تخریبچی_لشگر_10_سیدالشهداء_علیه_السلام
وقت اعزام به گردان ها برای عملیات
#جاده_اهواز_خرمشهر
#مقر_شهید_پور_رازقی
#تخریبچی_گمنام
#شهید_مجتبی_دقیقی
شهادت: #عملیات_کربلای_8
18 فروردین 1366
#شلمچه_غرب_کانال_ماهی
✍️✍️✍️ راوی:#جعفر_طهماسبی
برادرش حاج حسین دقیقی فرمانده ستاد لشگر بود و پارتی مجتبی شد. او هنوز از #تخریب_لشگر_نجف تسویه نکرده بود که به جمع رزمندگان تخریب لشگر ده سیدالشهداء(ع) وارد شد.
چند روز به عید سال 66 مانده بود که #شهید_حاج_ناصر_اربابیان که اون موقع معاون #گردان_تخریب_لشگر_10بود یک رزمنده را به جمع گردان معرفی کرد.
در نگاه اول چهره اش خیلی دلنشین بود. او گفت من قبلا هم تخریب بودم. او به ما نگفت داغدار غم برادر شهیدش است که چند هفته ای از شهادتش میگذرد.
.هر چه دیدیم لبخند زیبا و ادب مثال زدنی مجتبی بود.
قبل از عید بچه ها از مرخصی اومدند و مجتبی به همراه تعدادی از بچه های تخریب به منطقه شلمچه برای شناسایی عملیات اعزام شدند.
شهید سید محمد زینال الحسینی فرمانده تخریب لشگر ده سیدالشهداء(ع) میدونست خانواده دقیقی دو تا شهید داده. به خاطر این موضوع به بچه ها سفارش کرد که خیلی مواظب مجتبی باشند.
بچه ها برای شناسایی یک شب در میون جلو میرفتند.
منطقه عملیاتی غرب کانال ماهی خیلی محدود بود. فاصله خاکریز ما با دشمن 150 متر بیشتر نبود و مدام دشمن توی خط آتش میریخت.
دشمن چون نگران بود که رزمنده ها عملیات کنند مقابل خط خودش رو #مین پاشیده بود. یعنی نقطهای نبود که مین روی زمین نباشه و چون فاصله خط نزدیک بود ترددها را به شدت زیر نظر داشت. بچه ها برای شناسایی که میرفتند با خطر رفتن روی مین مواجه بودند و هم ممکن بود تیر و ترکش بخورن. چون خط آروم نبود.
با این وجود بعضی از تیم های شناسایی از خاکریز دشمن عبور میکردند و به پشت دشمن برای شناسایی میرفتند.
هر شب که بچهها مهیای رفتن میشدند، مجتبی التماس عالم رو میکرد که من هم همراه تیم های شناسایی راهی شوم. اما فرماندههان اجازه نمیدادند. کار مجتبی شده بود تنظیم گزارش تیمهای شناسایی. چون باید هر شب گزارش تیمهای شناسایی ثبت میشد و برای فرماندهی لشگر ارسال میشد.
روز 17 فروردین 66 بود که #بچه_های_تخریب_لشگر_10 به گردانها برای باز کردن معابر در میادین مین مامور شدند.
مجتبی هرچه التماس کرد نگذاشتند با بچه ها وارد میدون مین بشه.
مجتبی کاملا به منطقه توجیه بود و راه کارها و معابر و حتی آرایش موانع و میدون مین دشمن رو دقیق میشناخت و توقع داشت که از او استفاده کنند.اما دستور بود و باید اجرا میکرد...
بچه ها رفتند و مجتبی در سنگر تخریب که در کنار قرارگاه تاکتیکی لشگربود در انتظار نشست...
مجتبی اون شب دائم ذکر میگفت و برای سلامتی و موفقیت بچه ها دعا میکرد.
ساعت حدود یک یا دو نیمه شب بود که عملیات با رمز یا صاحب الزمان (ع) شروع شد.
به دلیل فشار دشمن روی یکی از معبرهای ما که به نام #فاطمه_زهرا(س) نام گذاری شده بود قرار شد #گردان_زهیر(ع) وارد عملیات بشه و این بار چون همه بچهها درگیر عملیات بودند، مجتبی جلو دوید و گفت من راه رو بلدم و گردان رو از معبر عبور میدهم. اینجا دیگه دست فرماندهها بسته شد و مجتبی هم سر از پا نمیشناخت
#شهید_مجتبی_دقیقی در این عملیات برای همیشه #جاوید_الاثر شد و از معبری که با نام فاطمه زهرا سلام الله علیها بود به دیدار بانوی بی نشان شتافت
#شهیدی_از_شهر_قدس
#تخریبچی_شهید_سیدحسین_نوراللهی
شهادت: #عملیات_کربلای_8
18 فروردین 1366
شلمچه غرب کانال ماهی
سید حسین سال 1348 در #روز_عاشورا در محله مهرآباد جنوبی تهران به دنیا آمد.سید حسین و سید حسن دو برادر دوقلو که از پدر و مادری که هر دو از سادات بودند دیده به جهان گشودند
بعد از پیروزی انقلاب به قلعه حسن خان دیروز و شهر قدس امروز نقل مکان کردند و در محله ی سر قنات ساکن شدند.
سید حسین از بسیجی های فعال محله شون بود و با سن و سال کم هر بار او را از جبهه منع میکردند تا اینکه در شناسنامه دست برد و سنش رو تغییر داد و به جبهه اعزام شد...
چون بچه های محلشون در تخریب لشگر10 بودند به اونجا اعزام گرفت.
جانشین گردان تخریب شهید حاج قاسم اصغری چون خودش اهل شهرقدس بود این بچه ها گرد او جمع میشدند.
شهید سید حسین اوایل سال 65 به تخریب لشگر10 آمد و در مدت کمی خودش رو در حد یک نیروی عملیاتی بالا کشید.. و در ماموریت های عملیاتی پای کار بود و در عملیات کربلای 8 در فروردین ماه سال 66 به عنوان نیروی تخریبچی به گردان ها مامور شد و در جریان عملیات در غرب کانال ماهی مفقود الاثر گردید... از او تعدادی دیگری از بچه های تخریب مامور به گردان ها خبری نبود.. بعد از جنگ تصویری از اسارت شهید سید حسین به دست دشمن منتشر شد اما نهایت پیکر مطهرش توسط بچه های تفحص از خاک شلمچه بیرون کشیده شد و به از سال ها در #بهشت_فاطمه(س) شهرستان قدس صاحب مزار شد..
روحش شاد
@alvaresinchannel
💠 خاطره فرمانده
▫️از رزمنده
🔷 سردار فضلی
فرمانده لشگر10 سیدالشهداء(ع)
من صدای فرماندهان و رزمندگان لشگر10 رو از پشت بی سیم هم میشناختم
در جریان #عملیات_کربلای_8 توی قرارگاه لشگر مشغول هدایت عملیات بودم و سر صدای بی سیم ها میومد.. شنیدم روی بی سیم کسی میگوید ..دوشگای بعثی مقابل ما تیر اندازی میکنه و نفس همه رو گرفته و دنبال راه چاره بود... صدا آشنا بود.. صدای حمید رضا کوثری مسوول تیم اطلاعات عملیات لشگر بود... روی بی سیم بهش گفتم: کوثری تو اونجا هستی و تیربار دوشکای دشمن امان همه رو بریده و ...... بعد شنیدم به محض اینکه این شهید عزیز و با غیرت پیام من رو شنیده بود سر وقت دوشگای دشمن رفته بود و شرش رو کم کرده بود..
#شهید_حمیدرضا_کوثری در عملیات کربلای 8 و در روز 19 فروردین ماه سال 1366 از شلمچه به آسمان پرکشید و پیکر مطهرش در قطعه 29 ردیف 108 شماره 3 گلزار شهدای بهشت زهراء(س) میهمان خاک شد.
#تخریبچی_سر_به_زیر
#شهید_علی_اصغر_صادقیان
معاون گردان تخریب لشگر10
شهادت: #عملیات_کربلای_8
#غرب_کانال_ماهی
18فروردین ماه سال 66
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
#تخریبچی_سر_به_زیر
#شهید_علی_اصغر_صادقیان
شهادت: #عملیات_کربلای_8
#غرب_کانال_ماهی
بارها میگفت: یه #تخریبچی باید مثل یه درخت پر ثمر باشه که هرچی بارش بیشتر میشه افتاده و متواضع تر میشه
او خودش اینگونه بود
توی گردان تخریب لشگر10 علی اصغر برای خودش استوانه ای بود.
معمولا توی عملیات ها در نقش معاون گردان ظاهر میشد
علی اصغر از بچه های مهندسی تهران بود و جبهه های جنوب و غرب رو تجربه کرده بود تخریب تیپ 20 رمضان بود و بعد هم تخریب قرارگاه ثارالله و بعد از اون اواخر تابستاند 1364 با جمعی از بچه های تخریبچی قرارگاه ثارالله به لشگر10 اومدند.. فرماندهان تخریب لشگر10 مثل شهید حاج عبدالله و شهید حاج سید محمد سابقه اش رو داشتند و به توانمندی او واقف بودند . علی اصغر در بدو ورود به تخریب لشگر10 کارش رو با آموزش و انتقال تجربیات به نیروهای تازه وارد شروع کرد و بعد هم تلاش برای آماده سازی نیروها برای عملیات والفجر8 شروع شد... علی اصغر در شب عملیات ام الرصاص با جمعی از بچه ها به گردان حضرت علی اکبر (ع) مامور شد و به عمق جزیره ام الرصاص نفوذ کردند ...روزهای سخت پاتک های دشمن در #عملیات_والفجر_8 در شهر فاو #شهید_علی_اصغر فرمانده تخریبچی در خط بود.
اونجا فقط انفجار در مسیر پاتک دشمن و مین گذاری چاره کار بود و این هم به آسانی انجام نمیشد .
بچه هایی که باید انتخاب میشدند برای این کار استثنایی بودند و علی اصغر روی تک تک بچه ها شناخت داشت و انتخاب نیروها برای عملیاتش حرف نداشت. اردیبهشت 65 کمک کار شهید زینال حسینی در خط فکه بود و پاکسازی میادین مین فکه رو مدیریت میکرد و چند روز بعد هم به کمک میروهای لشگر رفت برای مین گذاری در جلوی دشمن در منطقه عملیاتی شرهانی... عملیات کربلای 4 و 5 و 8 مسولیت محور تخریب رو در خط مقدم و قرارگاه لشگر10 داشت. تا اینکه به #عملیات_کربلای_8 رسید.
کار عملیات در غرب کانال ماهی سخت و پیچیده بود
فاصله با دشمن خیلی کم بود و خط درگیری هم شلوغ بود.
دشمن با آتش پرحجم و میدان های مین ایضایی سعی کرده بود حرکت رزمندگان رو در عملیات کند کنه.
برنامه ریزی برای عبور از زمین مسلح به مین و موانع وسیع دشمن در محور عملیاتی لشگر10 با شهید علی اصغر صادقیان به عنوان #معاون_تخریب_لشگر_10 بود.
روز 18 فروردین 66 روز سه شنبه و شب جهارشنبه بود بچه های تخریب در قرارگاه مراسم دعای توسل داشتند و اصغر اون شب اونقدر گریه کرد که چشم هاش کاسه خون شده بود ... و بعد از دعا به سمت خط حرکت کردند و بچه های توی خط با دشمن درگیر بودند و علی اصغر بین خط و قرارگاه در رفت و آمد بود. دشمن همه ی امکانات رزهی اش رو پای کار آورده بود که همون شب پاتک کنه و بچه ها رو عقب بزنه. و فرماندهان برای مقابله ی با دشمن به خط مقدم فراخوانده شدند.
شهید سید محمد زینال حسینی فرمانده تخریب لشگر10 و شهید علی اصغر صادقیان و یه تعداد از بچه های تخریب هم عازم خط شدند که در مسیر رسیدن به خط با گلوله خمپاره #شهید_علی_اصغر_صادقیان آسمانی شد.
و فرمانده تخریب لشگر10 شهید حاج سید محمد زینال حسینی بالای پیکر مطهر #شهید_علی_اصغر_صادقیان دو دستی بر سر میکوبید و میگفت: #خدایا_امیدم_رفت.
یاد شهید علی اصغر صادقیان و برادر شهید علی اکبر بخیر
به روح شهیدان صلوات.
راوی: #جعفر_طهماسبی
🔴#شهیدی_که_مزارش_بوی_گلاب_میدهد
✅✅ #شهید_سید_احمد_پلارک
38 سال گذشت
#عملیات_کربلای_8
غرب کانال ماهی
🔸#دو_روایت
🔶یکی #حقیقی و دیگری #دروغی
شهید بزرگوار #سید_احمد_پلارک رزمنده گردان عمار لشگر27 محمد رسول الله(ص) که در خط مقدم عملیات درغرب کانال ماهی با ترکش به شهادت رسید و متاسفانه در فضای مجازی و روایت های جعلی ، شهادت این شهید عزیز را در اثر بمباران سرویس دستشویی در جبهه روایت کردند و بوی خوش مزار این رزمنده مخلص را به این موضوع دروغ ربط میدهند...
امسال در گلزار شهدای بهشت زهراء سلام الله علیها سی و هشتمین سالگرد شهادتش یرگزارشد و همسنگراین شهید چگونگی شهادت شهید احمد پلارک را در عملیات کربلای 8 روایت کردند .....
ببینید و منتشر کنید...
#جهاد_تبین
#شهیدی_که_مزارش_بوی_گلاب_میدهد
@alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
🟢 #قربانی_عید_قربان_سال_1367
🌹🔹 #شهید_محمد_حسین_بابالو
شهادت 3 مرداد 1367
#عملیات_دفاع_سراسری
جاده اهواز- خرمشهر
بعد از #عملیات_کربلای_8 در بهار سال 66 اومد #گردان_تخریب.
قبلا گردان رزمی بود.
زود خودش رو پیدا کرد و از نیروهای عملیاتی بود
فرمانده ما #شهید_سید_محمد نگاه ویژه ای بهش داشت.
تیر اندازیش حرف نداشت. حتی گلوله آرپی جی رو خیلی دقیق به هدف میزد.
توی رزم های شبانه کمک بچه ها میکرد.
یک شب دررزم شبانه از بالای #حسینیه_الوارثین اونقدردقیق گلوله آرپی جی رو بین دو تا چادر بچه ها زد که من با همه ی وجودم بهش گفتم . دمت گرم
توی کارهای سخت همیشه پیش قدم بود.
شهیدزعفری وقتی میخواست صداش کنه نمیتونست اسم فامیلش رو صدا کنه... یه خورده فکر میکرد وصداش میکرد. برادر بیلولی
اون هم قهقه میخندید.
بعد ازشهادت #شهید_داوود_ابراهیمی که خیلی با هم صمیمی بودند خیلی به هم ریخت.
هوای رفتن به سرش زده بود.
تا آخرسال 66 توی تخریب موند.
میگفت مثل اینکه ما اینجا شهید نمیشبم
سال 67 رفت #گردان_حضرت_علی_اکبر_علیه السلام
و شهیددقایق آخر جنگ شد
و سوم مرداد 67 در نبردی عاشورایی با لب تشنه به لقاءحق شتافت.
@alvaresinchannel