eitaa logo
اشعار حسینی و آموزش مداحی
6هزار دنبال‌کننده
273 عکس
204 ویدیو
44 فایل
کانال اشعار حسینی این کانال زیر مجموعه کانال مقتل ضامن اشک است. اشعار بر اساس مطالب مقتل است. http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af آی دی برای ارسال اشعار @Yaghoubian آی دی استاد @m_h_tabemanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
. (عج) ای ناله ی یار دلغمین مهدی جان آرامش دلهای حزین مهدی جان در هر سحرجمعه تو را می خوانیم یابن النجباءالاکرمین مهدی جان ✍ .
. (ع) از امیر لافتی باید نوشت از علی شیر خدا باید نوشت انما و هل اتی باید نوشت ازوصی مصطفی باید نوشت فاتح بدر و حنین و خیبراست عشق سلمان است و عشق بوذر است خانه زاد حضرت داور علیست شهرعلم مصطفی را در علیست ازتمام انبیا برتر علیست شوهرصدیقه ی اطهر علیست کیست آنکه بر عدو غالب بود او علی ابن ابیطالب بود کیست حیدر پادشاهی بی بدل نور او در طینت ما از ازل نام شیرینش به لبها چون عسل ذکرجان بخشش بود خیرالعمل نام مولا می کند دل منجلی یاعلی و یاعلی و یاعلی شیعه بی همتاست وقتی باعلیست پرچمش بالاست وقتی باعلیست مادرش زهراست وقتی باعلیست محشرش زیباست وقتی باعلیست برجبین ما نوشته حق چنین دوستداران امیرالمومنین شعربی حیدر ندارد اعتبار شعر باحیدر بماند یادگار رسم شاگردی به جا آرد (بهار) گوید این بیت از زبان سازگار "شیعه از آغاز خلقت باعلیست اول و آخرکلامش یاعلیست" (بهار)✍ بیت آخر ترکیب بند از استاد عزیزم حاج غلامرضا سازگار می باشد. ............................ . مدح مولا امیرالمومنین علی (ع) گذرم تا که بیفتد به خیابان نجف می شوم معتکفی سرزده مهمان نجف فخرم این است که ازعهد شبابم تا حال نوکرم نوکر درباری سلطان نجف ذکر یا فاطمه دل می برد از حضرت عشق می روم از حرمش تا به شبستان نجف بس که صحن حرمش نزد خدا محترم است بال جبرییل شده قالی ایوان نجف برده بی شک زسلیمان نبی هوش و هواس نقش رنگین روی فرش سلیمان نجف بهر خدمت به علی هرملکی صف بسته تاشود خادم و جاروکش و دربان نجف بارها گفته به فیروزه،عقیق یمنی ناب ناب است فقط در بیابان نجف جرج جرداق مسیحی یکی از عشاق است که شده واله و شیدا و پریشان نجف یاعلی بر در تو مثل فقیر آمده ایم نان و خرما بده بر دست یتیمان نجف ای (بهار) این نمک و طبع روان را داری تو ز نان و نمک سفره ی احسان نجف (بهار)✍ .
. میلاد حضرت علی اکبر(ع) بده قوتی بزنم قلم به مدیح حیدر دیگری نه بیان بود نه زبان بود تو خودت بگو علی اکبری چه تشابهی چه تفاهمی چه جلالتی شده محشری نه شبیه آن نه شبیه این به یقین شبیه پیمبری بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله حسنت جمیع خصاله صلوا علیه و آله* قد و قامتت چه قیامتی مَثَلِ جلال محمدی به که رفته خلق وخصال تو توکه خود خصال محمدی چه شجاعتی چه فصاحتی نه فقط کمال محمدی صلوات حق به جمال تو سر و پا جمال محمدی بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله حسنت جمیع خصاله صلوا علیه و آله* به مبارکی شجر ولا شده صاحب ثمر حسین علوی نسب دُر فاطمی مه انجمن قمر حسین ببری دل از مه هاشمی یم معرفت گهر حسین ملکی به شکل بشر تویی گل یاسمن پسر حسین بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله حسنت جمیع خصاله صلوا علیه و آله* شده عاشق گل روی تو مَلک سما چه ملاحتی که زشهد وصف لبت عسل مَثَلی بود چه حلاوتی من و مدح تو نه لیاقتی تو مدیح شاه کرامتی به روایتی خود مصطفی چه شباهتی چه اصالتی* بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله حسنت جمیع خصاله صلوا علیه و آله* نه نمی رسم به مدیح تو به زبان الکن و نارسا کلمات افاقه نمی کند به سکوت می رسم ای بسا* تو خودت به چامه ی این حقیر نظری ز مرحمتت نما به کدام واژه بخوانمت* حَقِ مطلب تو شود ادا بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله حسنت جمیع خصاله صلوا علیه و آله* ✍ *تضامین از اساتید بزرگوار قاسم صرافان و زکریا اخلاقی وسعدی علیه الرحمه .
. یا ام المومنین یا حضرت خدیجه(س) در بین زنها برتر خدیجه والا خدیجه پشت و پناه و سنگ صبور طاها خدیجه مریم خدیجه ساره خدیجه حوا خدیجه هاجرخدیجه بهتر بگویم زهرا خدیجه نازل شده بر دامان پاکش آیات کوثر تفسیر یاسین تفسیر قدر و  طاها خدیجه اول زنی که آورده ایمان بر همسر خود هم کفو احمد بی شک ندارد همتا خدیجه مردی نمود و دارایی اش را در راه دین داد هرگز نبوده دلبسته بر این دنیا خدیجه شمشیر حیدر،مال خدیجه، دین را نگه داشت والی والا عالی اعلا مولا،خدیجه کوری چشم مرکب سوار جنگ جمل گو ام الائمه است ام الائمه است تنها خدیجه در روز محشر در اوج سختی مارا غمی نیست آنجا بسنجند معیار هرکس را باخدیجه عشق محمد(ص) عشق به اسلام داریم اما در وادی عشق ما قطره ایم و دریا خدیجه از جانب حق آمد کفن بر جسم شریفت قطعا که بوده جایت در عرش اعلا خدیجه رفتی ندیدی کرببلا را وقتی کفن شد جسم حسینت با بوریای صحرا خدیجه بس کن (بهار) از این روضه بگذر در کربلا هم حتما رسیده بازینب و با زهرا ، خدیجه (بهار)✍ .
. یا (س) پرونده ی من پرشده از بار گناه در راه گنه جوانی ام گشته تباه باروی سیه آمده ام درحرمت یافاطمه اشفعی لنا عندالله (بهار)✍ .
. حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) زائران مشهدش از کعبه هم افزونتر است یک زیارت از هزاران حج مکه برتراست انبیا بر درگهش دست توسل می زنند در کمال خودپیمبر در شجاعت حیدراست پنجره فولادصحنش حاجت عالم دهد آب سقاخانه اش هم جرعه ای ازکوثراست می کندبایک نگاهش خاک راگوهر رضا رافتش راکن نگه مهمان پذیرکافراست جبرییل ازسوی حق دربان صحنش می شود بهر زوارش ملک خدمتگذارو چاکراست حاتم طایی گدایی ازگدایان درش خادم مهمان سرایش از کریمان برتراست یک امین الله خواندن درحریمش باصفاست روبه روی پنجره فولادباشد بهتراست در حرم باد بهاری می وزد ازهرطرف گرچه تابستان بود مرداد یا شهریور است بوی عطر گل وزیده در میان صحن او دست هرخادم گل یاس و گلاب قمصر است قبله ی هفتم امام هشتمین شمس الشموس مدح و وصفش دردهانم همچو شهدشکّراست در زمان موت و میزان و حساب روزحشر دستگیر زائران و خادمین و نوکر است روز عقبی در کنار جان و جانانش رضا حضرت معصومه هم آن دم شفیع محشراست حیله های دشمن ایران شود نقش برآب تاعلی موسی الرضا پشت وپناه کشوراست ای (بهار) ازلطف سلطان خراسان طبع تو ازنبات مشهد و سوهان قم شیرین تراست (بهار)✍ .
. مدح و روضه حضرت (ع) آیات محکمات خدا باقرالعلوم نور زمین و نورسما باقرالعلوم استاد درس علم وسخا باقرالعلوم ای یادگار کرببلا باقرالعلوم ای سایه ات به روی سرشیعه مستدام ازانبیاء و خالق وخلقت تورا سلام ای مفتخرزمقدمتان اول رجب شیرین تراست بردن نام تو ازرطب داری زمجتبی و زخون خدا نسب هم نام مصطفایی وباقر تورا لقب مرآت حسن وجه خداوند سرمدی تو پنجمین امامی و دوم محمدی ((ای مدحتان بر اهل سخن خوشترین کلام))* علمت برای دشمن حق تیغ درنیام هرعالمی به پیش قدومت کند قیام داده تورا زسوی نبی جابرت سلام انوارحق به صورت ماه تو منجلی است خلق و خصال و هیبت تو همچنان علی است دیدی به کودکی غم جانکاه کربلا عمری به سینه ات شرر آه کربلا دیدی به روی نیزه سرماه کربلا دیدی به زیرپا بدن شاه کربلا آن روضه ای که دردل تو پر عذاب بود طشت طلا و زینب و بزم شراب بود ماییم خاک پای تو آقای مهربان قربان قبر خاکی ات ای پادشاه جان شمع و چراغ قبرغریبت ستارگان روزی زند برای مزار تو سایبان مهدی فاطمه که همه افتخارماست روز ظهور منجی عالم (بهار) ماست (بهار)✍ *مصرع داخل پرانتز از استاد عزیزم حاج غلامرضا سازگار(میثم) می باشد* .
. (ع) از امیر لافتی باید نوشت از علی شیرخدا باید نوشت انما و هل اتی باید نوشت از وصی مصطفی باید نوشت فاتح بدر و حنین و خیبراست عشق سلمان است و عشق بوذر است خانه زاد حضرت داور علیست شهرعلم مصطفی را در علیست ازتمام انبیا برتر علیست شوهرصدیقه ی اطهر علیست کیست آنکه بر عدو غالب بود او علی ابن ابیطالب بود کیست حیدر پادشاهی بی بدل نور او در طینت ما از ازل نام شیرینش به لبها چون عسل ذکرجان بخشش بود خیرالعمل نام مولا می کند دل منجلی یاعلی و یاعلی و یاعلی شیعه بی همتاست وقتی باعلیست پرچمش بالاست وقتی باعلیست مادرش زهراست وقتی باعلیست محشرش زیباست وقتی باعلیست برجبین ما نوشته حق چنین دوستداران امیرالمومنین شعربی حیدر ندارد اعتبار شعر باحیدر بماند یادگار رسم شاگردی به جا آرد (بهار) گوید این بیت از زبان سازگار "شیعه از آغاز خلقت باعلیست اول و آخرکلامش یاعلیست" (بهار)✍ بیت آخر ترکیب بند از استاد عزیزم حاج غلام رضا سازگار می باشد. .
. (ع) گذرم تا که بیفتد به خیابان نجف می شوم معتکفی سرزده مهمان نجف فخرم این است که ازعهد شبابم تا حال نوکرم نوکر درباری سلطان نجف ذکر یا فاطمه دل می برد از حضرت عشق می روم از حرمش تا به شبستان نجف بس که صحن حرمش نزد خدا محترم است بال جبرییل شده قالی ایوان نجف برده بی شک زسلیمان نبی هوش و هواس نقش رنگین روی فرش سلیمان نجف بهر خدمت به علی هرملکی صف بسته تاشود خادم و جاروکش و دربان نجف بارها گفته به فیروزه،عقیق یمنی ناب ناب است فقط در بیابان نجف جرج جرداق مسیحی یکی از عشاق است که شده واله و شیدا و پریشان نجف یاعلی بر در تو مثل فقیر آمده ایم نان و خرما بده بر دست یتیمان نجف ای (بهار) این نمک و طبع روان را داری تو ز نان و نمک سفره ی احسان نجف (بهار)✍ .
. از دیدن رویش مرا تحریم کردند پیراهنش را بین خود تقسیم کردند عشق مرا با خنجر کندی گرفتند یک پیکر بی سر به من تقدیم کردند ✍ .
. ورود به ملعون آسمان آسمان بزن فریاد از ستم ها و جور و استبداد ای زمین پاره کن گریبان را دخَلَتْ زینبُ علی بْنِ زیاد ✍ .
. یارقیه (س) وقتی تو رفتی دخترت شد قد خمیده تو آمدی با پا نه بلکه سربریده بابا عدو دندان شیری ام شکسته درخردسالی دخترت مویش سفیده شیب الخضیبی ای پدر خدالتریبی چون حنجرت از گوشهایم خون چکیده سیلی جواب گریه هایم بود بابا ازترس زجرو حرمله رنگم پریده آن شب که ازناقه فتادم دربیابان آمدبه پیشم مادرت اما خمیده پاهایم از خارمغیلان زخم گشته از بس رقیه دردل صحرا دویده آن کودک شامی به طعنه گفت بامن بابا برای من لباس نو خریده این دخترت ازکربلا تا کوفه وشام چیزی به جزکعب نی وسیلی ندیده دیدم که می زد برلبت او خیزران را ازاین مصیبت برلب من جان رسیده .