🚨 #حمله_اسرائیل_به_ایران
📌 بررسی سوالات متداول مردم ایران درخصوص وضعیت جنگ موجودیتی کنونی (#جنگ_رستاخیز یا نبرد آخرالزمان صهیونیستها در منطقه)
⁉️ #اسرائیل میزنه؟
✍ بله قطعا میزنه
⁉️ ممکنه اسرائیل نزنه؟
✍ خیر، باید بزنه. #حیثیت قویترین ارتش منطقه و چهارمین قدرت نظامی دنیا رفته
⁉️ اسرائیل چطوری میزنه؟
✍ موشکی نمیتونه، چون برد موشکهای زمین به زمین اسرائیل به ایران نمیرسه، یعنی شکست مطلق! هوایی باید بزنه و از طریق جنگندهها و از آسمان کشورهای منطقه، که ایران #هشدار قاطع به تمام کشورهای منطقه داده که اگر نیروی هوایی اسرائیل از طریق آسمان این کشورها استفاده کنه، اون کشور، #هدف_مشروع تلقی خواهد کرد.
⁉️ ممکنه اسرائیل به تاسیسات اتمی و #هستهای ایران حمله کنه؟
✍ بعیده، چون ایران وارد فاز تغییر #دکترین_اتمی خودش میده و از نظر بینالمللی میتونه به راحتی #بمب_اتم تولید کنه که این برای آمریکا و رژیم کودککش، فاجعه خواهد بود!
⁉️ آیا ممکنه به تاسیسات نفتی و پالایشگاهی ایران حمله کنن؟
✍ محتملترین گزینه همینه. چون تاثیر رسانهای زیادی داره و برای صهیونیستها خوبه! اما این برای #آمریکا و #ارتجاع حاشیه خلیج فارس، یک فاجعه بزرگ خواهد بود. این کشورها چون حریم هوایی خودشون در اختیار صهیونیستها قرار دادن، بنابراین، دیگه نمیتونن نفتی بفروشن! #نفت در آستانهی زمستون، میره بالای ۲۰۰ دلار که برای اروپا و آمریکا، فاجعه خواهد بود.
⁉️ اسرائیل اف ۳۵ داره!
✍ ما هم سامانههای پدافندی داریم. سامانهی بومی سوم خرداد ما، پهپاد #گلوبال_هاوک آمریکایی که حداقل ۳ برابر اف ۳۵ قیمت داشت و تکنولوژی بالاتری داشت، قبلا به راحتی زده. اف ۳۵ بخوره، قدرت نظامی آمریکا کاملا زیر سوال خواهد رفت و این یعنی بالاترین تکنولوژی اونا، هوا شده! #روسیه و #چین جرات بیشتری پیدا میکنن!
⁉️ ممکنه شهرهای ایران رو بزنه؟!
✍ خیر. چون زدن #مناطق_مسکونی ما، پاسخ معکوس داره! این یعنی تمام شدن اسرائیل
⁉️ مراکز و پایگاههای نظامی رو چی؟
✍ احتمالا همینکارو میکنه. اما بعدش دیگه پایگاه هوایی سالمی براش باقی نخواهد موند. قدرت #اسراییل هم در #نیروی_هوایی و بمباران اونا خلاصه میشه
⁉️ مراکز اقتصادی رو چی؟! ممکنه بزنه؟
✍ مثل پالایشگاههای نفتی، اگر ضربهای به مراکز اقتصادی و صنعتی ما بخوره، ۳۳ #زیرساخت مهم و اصلی اسرائیل، پودر خواهد شد. یعنی فرار غاصبین جهود و پایان اسرائیل
⁉️ #ایران چیکار میکنه؟!
✍ کوچکترین حملهای توسط اسرائیل، به بدترین شکل ممکن توسط ایران #پاسخ داده خواهد شد. #وعده_صادق۳ حتمی خواهد بود. فراتر از تصور اسرائیل و آمریکا
⁉️ #آمریکا دخالت نظامی مستقیم میکنه؟
✍ بعیده تو این مقطع بخواد وارد تقابل مستقیم و #جنگ_فراگیر با ایران بشه
📌 نکته: صهیونیستها بیعقل هستند و خارج از معادلات هم ممکنه عمل کنن. اما، یقینا، ایران هم بلده که چطوری #سگ_هار رو مهار کنه
✍ ممکنه کار مشترک #تروریستی مثل همکاری مشترک موساد و سیا و داعش در جنایت کرمان و شاهچراغ، #خرابکاری امنیتی از جمله اقدامات علیه تاسیسات هستهای نطنز و حملات مضحک کوآدکوپتری مجاهدین خلق از داخل کشور، از دیگر تحرکات اونا باشه
✍ اقدام به ترور، #موازنه_قوا برای صهیونیستها ایجاد نمیکنه. احتمال شیطنت بزرگ در #سوریه و عراق هم، هر چقدر بزرگ، اقدام موثری در برابر عملیات تاریخی #وعده_صادق دو ایران نیست.
⁉️ چه وقت ممکنه حمله کنن؟!
✍ به احتمال بالا، قبل انتخابات آمریکا
📌 نکته: ۹۰ درصد #حمله_اسرائیل به ایران، پیوست #رسانه خواهد داشت. خدای نکرده نشه که ما #مردم_ایران خودمون ناخواسته بشیم سرباز بیجیره و مواجب اسرائیل در این #جنگ_رسانهای اونا! طوری نشه که هر #حمله اسرائیل رو خودمون ضریب چندبرابری بدیم و به اونا از نظر #جنگ_روانی کمک کنیم! بد نیس یکم ازشون #سانسور و کار رسانهای یاد بگیریم و هر مزخرفی رو منتشر نکنیم یا #ضریب ندیم.
⌛️ اسرائیل تمومه. فقط بحث زمان و سرعت فروپاشی مطرحه. اگر کمک نمیکنیم به #محور_مقاومت و دستور و #حکم_جهاد رهبری رو برای کمک به مقاومت و زدن ضربه به صهیونیستها (هر ضربهای، اعم از نظامی، اقتصادی، رسانهای، سیاسی) اجرا نمیکنیم، حداقل، پادوی اونا نشیم! خواسته یا ناخواسته! یاعلی...
❤️ السلام علیک یا ابا عبدالله 🇮🇷🇵🇸
#تحلیل #نبرد_بقا #نبرد_مرگ_و_زندگی
𔘓عطرنرگس³¹³𔘓
🚨 #حمله_اسرائیل_به_ایران 📌 بررسی سوالات متداول مردم ایران درخصوص وضعیت جنگ موجودیتی کنونی (#جنگ_رست
حتما طی این مدت حدیث کساء قرائت کنید و متوسل به حضرت زهرا سلاماللّهعلیها باشید. لزومی به هیچ ترسی نیست. شهدا محافظ این آب و خاک هستند.
↳| @atre_narges_313 |↲
✍ از روزی ۶، ۵ عملیات، رسیدیم به روزانه ۳۵، ۳۰ عملیات! از روزی ۳۰، ۲۰ موشک، رسیدیم به شلیک ۳۰۰، ۲۰۰ #موشک علیه شهرکها و شهرهای اشغالی
✍ از عملیات در عمق ۱۵، ۱۰ کیلومتری، رسیدیم به عمق ۱۲۰ کیلومتری! از کریات شمونه و الجلیل، رسیدیم به #حیفا و #تل_آویو
✍ صدای آژیرها، هر روز، صبح و شب، در تمام شهرکهای صهیونیستها شنیده میشه. اشغالگران یکسره در #پناهگاه هستن! اقتصاد و صنایع و زندگی عادی، تعطیل شده!
‼️ بله جنایت میکنن. کشتار میکنن. ویرانه میسازن. اما خودشون چی؟! زندگی سگیشون هر روز سگیتر شده
✍ سید رو زدن، جانشین سید رو زدن، جانشین جانشین #شهید_نصرالله رو هم زدن، فرماندهان ارشد رو زدن، با انفجار پیجرها شوک بزرگی وارد کردن، #ضاحیه رو دارن تبدیل میکنن به #غزه جدید. مردم #جنوب_لبنان رو مجبور به کوچ کردن! که هر کدوم این وقایع، یک ارتش بزرگ رو از هم میپاشوند؛ اما...
‼️ ۱۰۰ هزار آوارهی اشغالگر، کمکم داره تبدیل میشه به دو میلیون #آواره و مفلوک. حتی توان پیشروی زمینی ندارن و با دویست سیصد متر پیشروی و گرفتن عکس، سریعا عقبنشینی میکنن! #تلفات عجیبی در شهرکها متحمل میشن! روزانه چند ده نفر از کماندوهاشون نفله میشن یا به هلاکت میرسن
🟡 اینه قدرت #پرچمهای_زرد_رنگ آخرالزمانی که در روایات #فتنه_شام قبل از ظهور، ازشون به نیکی اسم برده شده
✍ #حزب_الله دلاور و قهرمان زنده هست و زنده میمونه. #ابدال_شام که نظیر ندارند و از اصلیترین زمینهسازان و #منتظران_ظهور هستند.
💛 السلام علیک یا فاتح خیبر 🇮🇷🇵🇸
#حزبالله_لبنان #نبرد_بقا #حکم_جهاد
𔘓عطرنرگس³¹³𔘓
📖 #وآنکهدیرترآمد 🔖 #قسمت_دهم مرد حنظل دیگر را هم نیمه کرد و به احمد داد. فکر کردم اگر من هم مثل ا
📖 #وآنکهدیرترآمد
🔖 #قسمت_یازدهم
خم شدم و بر آن شیار ظریف دست کشیدم.
از به یاد آوردن آن دستان قوی و آن چشم های گیرا قلبم پر از شادی شد. کنار احمد نشستم و دستم را دور شانه اش حلقه کردم.
گفتم:
«خوشحال نیستی؟»
گفت:
«شاید آن مرد، آدمیزاد نباشد. مثلاً از ملائک باشد یا... چه میدانم؟!»
گفتم:
«بعید هم نیست، با آن صورت مثل ماه، آن دستان قوی و آن بوی بسیار خوش... شانه هایش را دیدی؟ اگر شانه من و تو را کنار هم بگذارند باز هم از او باریک تر هستیم.»
خندیدم و گفتم:
«با آن حنظل خوردنمان!»
احمد هم خندید سرحال آمده بود. گفت:
«یا شاید فرستاده رسول الله بود!»
گفتم:
«چقدر خود را به خدا نزدیک احساس میکنم.» با شرمندگی از احمد پرسیدم:
«احمد تو نماز را کامل بلدی؟»
بر خلاف انتظارم تعجب نکرد. با محبت لبخند زد و گفت:
«آب که نداریم، باید تیمم کنیم.»
تیمم کردیم و قامت بستیم. احمد بلند میخواند و من تکرار می کردم و اسم الله را آن طوری می گفتیم که باید.
چون میدانستیم که خدا میشنود.
خورشید در حال غروب بود.
نورش دیگر آزار دهنده نبود. تا شب یکسره از آن جوان حرف زدیم، از جوانی و زیبایی و مهربانی اش.
وقتی حرفهایمان تمام می شد باز از نو شروع می کردیم.
اصلاً شب و بیابان و گرگها و حیوانات درنده را فراموش کرده بودیم!!
حتی در قید فردا و تشنگی، گرسنگی و نگرانی خانواده هایمان نبودیم.
آن شب با آن که ماه بدر (ماه کامل) نبود،
به راحتی میتوانستیم همدیگر و دور و برمان را ببینیم.
رو به روی احمد نشسته بودم دستانش را دور زانوانش حلقه کرده بود و به آرامی تکان میخورد و حرف می زد که وقتی مرد را دیدیم چه بگوییم، چکار کنیم و چه بپرسیم.
چشمم به پشت سر احمد افتاد و خشکم زد.
به فاصله ای نه چندان دور اشباح سیاهی حرکت می کردند. چشم هایشان می درخشید.
از جا پریدم و گفتم: ...
#رمان_مهدوی
↳| @atre_narges_313 |↲
𔘓عطرنرگس³¹³𔘓
📖 #وآنکهدیرترآمد 🔖 #قسمت_یازدهم خم شدم و بر آن شیار ظریف دست کشیدم. از به یاد آوردن آن دستان قو
📖 #وآنکهدیرترآمد
🔖 #قسمت_دوازدهم
«گرگ!»
احمد هم بلند شد و کنارم ایستاد.
ترسان گفتم: «چکار کنیم؟»
احمد گفت: «آرام باش.»
نمی توانستم آرام بمانم. از آن اطمینان و شجاعت خبری نبود. فقط میخواستم از آن دندانهای سفید که به سرعت نزدیک میشدند فرار کنم.
فریاد زدم:
«بدو احمد! الان می رسند.»
و خواستم بدوم، اما احمد بازویم را گرفت و مرا به زور نشاند و گفت:
«از جایت تکان نخور. مگر یادت رفته آن مرد چه گفت؟»
دست و پا زنان داد زدم:
«ولم کن. بگذار بروم. الان تکه پاره مان میکنند.»
احمد شانه هایم را به شدت تکان داد و گفت:
«دیوانه! کجا می خواهی بروی؟ دور و برت را نگاه کن!»
راست میگفت گرگها جلوتر آمده، محاصره مان کرده بودند و با چشمهای براق و ترسناک خیره مان بودند.
حتی صدای غرغر و خرناسشان را هم می شنیدیم!
لرز شدیدی به جانم افتاد و بغضی که داشت خفه ام میکرد، به هق هق گریهای شدید مبدل شد.
بازوی احمد را چسبیده بودم و فکر میکردم خوب است اول خفه ام کنند تا زود بمیرم و هیچ نفهمم. احمد ساکت بود و فقط می لرزید.
بالاخره جسورترین گرگها جلو دوید. صورتم را بر شانه احمد فشردم و فریاد زدم:
«نه...نه...»
هر لحظه منتظر پنجه ها و دندانهای تیزی بودم که بر گوشت تنم فرو روند اما خبری نشد. احمد نفس حبس شده اش را بیرون داد و با لکنت گفت:
«...نگاه... کن»
چیزی که دیدم باور کردنی نبود. گرگ ها حمله می کردند اما پوزه شان از شیار نگذشته، انگار دستی نامرئی پسشان می زد.
احمد خوشحال و ناباور پشت سر هم می گفت: «حالا دیدی حالا دیدی؟!!»
نشست و مرا هم نشاند. حالم جا آمده بود. وقتی قیافه بور شده گرگها را دیدیم که چطور با حسرت بوی گوشت ما را به مشام می کشند، کیفمان بیشتر شد.
و...
گفتم:
«عجب ماجرایی در یک قدمی گرگها باشی ...
#رمان_مهدوی
↳| @atre_narges_313 |↲
آرزوی تو مرا زنده نگه میدارد..❤️
#شَبت_بخیر_ای_همه_آرزوی_من
↳| @atre_narges_313 |↲
💌سلام بر تو ای مولایی که
بیرق هدایت
به یمن وجود تو برافراشته است
و سینه ات مالامال از علم الهی است...
السَّلاَمُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ
ای پرده نشین غیبت
و #سلام بر تو ، آن هنگام
که بر تخت پادشاهی عصر ظهور
خواهی نشست...
السَّلاَمُ عَلَیْکَ حِینَ تَقُومُ السَّلاَمُ عَلَیْکَ حِینَ تقعد
↳| @atre_narges_313 |↲
🌷بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ 🌷
الهی به امید رحمت تو🤲
سلام و عرض ادب و احترام
❤️امروز سه شنبه متعلق است به امام سجاد و امام باقر و امام صادق علیهم السلام ✨
🌷روزمان را با ۵ شاخه گل #صلوات به محضر مبارکشان معطر می کنیم .🌷
❤️اللهم صل علی محمد و آل محمدوعجل فرجهم 🌺
↳| @atre_narges_313 |↲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔 شهید تاسوعا سالروز شهادت
🌹 شهید مدافع حرم مصطفی صدر زاده
حاج قاسم :
❣یه جوان تو دل برویی بود آدم لذت میبرد نگاهش کنه!
"من واقعا عاشقش بودم" ..
#سالروزشهادت
✨هدیه به روح پاکش صلوات ✨
↳| @atre_narges_313 |↲
🍃روزی که رود
پرده غیبت
ز رخت رو به کناری
روشن بشود خانه عالم
ز تماشای رخ تو
#العجلمولایغریبم
↳| @atre_narges_313 |↲
💠آیت الله مجتهدی تهرانی رحمة الله علیه:
🔸جوانی در مسجد گوهرشاد به من گفت:
"لباسهایی که چروک و کثیف است موادی برای شستشو و تمیز کردن آنها هست؛ حال اگر قلب را زنگار بگیرد آیا وسیله ای برای پاک کردن آنها داریم؟"
🔸از سوال او خوشم آمد و گفتم :
" بله! با دو کار میشود این زنگارها را از دل برد؛ یکی تلاوت قرآن و دیگری استغفار کردن خصوصا در سحرها"
🔸 پیامبر اکرم (ص)فرمودند:
"دلها را زنگار میگیرد مانند زنگار مس، پس آنها را با #استغفار و #قرآن خواندن جلا دهید"
↳| @atre_narges_313 |↲