eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
میخام براتون یه داستان خفن بگم بیدارید ؟!
شهریار و ثریا عشق نافرجام دیشب رو که یادتونه ؟! یه روز ثریا بعد چند سال عکس شهریار تو روزنامه (به عنوان شاعر) میبینه ؛ و براش یه نامه مینویسه که خالی از لطف نیست اگر بدونیم (:
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
شهریار و ثریا عشق نافرجام دیشب رو که یادتونه ؟! یه روز ثریا بعد چند سال عکس شهریار تو روزنامه (به عن
بعد دیدن عکس براش نامه مینویسه : عکست رو تو روزنامه دیدم و باورم نشد تو همان شهریار منی ؛ همان دانشجوی چهل سال پیش مدرسه‌ی فنون ؛ چقدر شکسته شدی دلداده‌ی من .. انقدر این تغیر تو مرا دگرگون کرد که اشک ریختم ؛ سهیلا دختر کوچکم پرسید چرا گریه میکنی ؟! گفتم برای جوانی و خاطر های فراموش نشدنی اش ..
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
بعد دیدن عکس براش نامه مینویسه : عکست رو تو روزنامه دیدم و باورم نشد تو همان شهریار منی ؛ همان دانشج
آن روز که مرا تا خانه رساندی را در خاطر داری ؟! که من اجازه ندادم تنها برگردی و تورا تا مقصد همراهی کردم ؛ و تو گفتی خوب نیست این وقت شب تنها به خانه برگردم و باز مرا تا خانه رساندی ؛ این کار را انقدر ادامه دادیم تا خورشید طلوع کرد ..
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
آن روز که مرا تا خانه رساندی را در خاطر داری ؟! که من اجازه ندادم تنها برگردی و تورا تا مقصد همراهی
هنوز گاه گاهی ستاری که بهم آموختی را در دست میگیرم و غزل تو را زمزمه میکنم : گذشته من و جانان به سینما ماند خدا ستاره این سینما نگه دارد :)!
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
هنوز گاه گاهی ستاری که بهم آموختی را در دست میگیرم و غزل تو را زمزمه میکنم : گذشته من و جانان به سین
دیشب شاید خیلیا با خوندن داستان شهریار ؛ ثریا رو معشوق نالایق دونستند ! ولی بنظرم حالا با خوندن این نامه و فهمیدن اینکه ثریا همه خاطرات رو مو به مو از بَر اوضاع فرق میکنه :)! همیشه اونی ک میره غمگین ترینه .. مثل شمس ؛ مثل ثریا ؛
من دلم خیلی برات تنگِ ؛ ولی از الان به بعد هروقت بیای دیره :)!🚶🏻‍♂'🌱
-آینه‌ء ضمیرِ من ، جز تو نمیدهد نشان🌱
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
± من ?!
- اسطوره‌یِ انجامِ حماقت هایِ پی‌ در پی .'
- غزل و مثنوی و آیه و قرآنِ منی . . ؛ بوسه‌ی مستِ منی ، شاکِلِه‌ی جانِ منی !
- با بغض میگفت لعنت به دنیایی ك . . ‹ یکی از خوشحالی گریش میگیره ، یکیم از بدبختی و درموندگی خودش خندش میگیره :)!🧜‍♀️'🔒 ›