eitaa logo
کتیبه و پرچم باب الحرم
10.4هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
91 ویدیو
568 فایل
فروشگاه باب الحرم↶ @babolharam_shop ثبت سفارش👇 @babolharam_shop_admin شماره تماس: ☎️ 02155970902 ☎️ 02155970903 📞09052226697 آدرس:شهرری خیابان آستانه نبش کوچه شهید رجبی سایت فروشگاه↶ 🌐 shop.babolharam.net زیر نظر کانال متن روضه👇 @babolharam_net
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌‌رفت تا که دِینِ خودش را ادا کند این دشت را به تیر غمش مبتلا کند تنهاترین مدافع اسلام، یک نفس می‌رفت مثل باد که طوفان به پا کند آتش گرفته بود دل لشگر از تبش می‌خواست حاجت جگرش را روا کند اما ز دور، نیزه‌ای او را نشان گرفت باید صَفیّه در حرم او را دعا کند افتاد روی خاک و تنش پاره پاره شد کو یک نفر که مادر او را صدا کند دارد صَفیّه خواهرش از راه می‌رسد گویید مصطفی کفنی دست و پا کند یا لااقل عبای خودش را در آورد این جسم پاره جمع، به زیر عبا کند دارد صَفیّه خواهرش از راه می‌رسد چشمش به جسم حمزه نیفتد، خدا کند شاعر دوباره حال و هوایش عوض شد و باید اشاره‌ای ز غم کربلا کند اینجا صَفیّه زیر عبا دید حمزه را او را اگر برهنه ببیند چه‌ها کند ____________________________ ✅کانال سبک وشعرباب الحرم👇 http://eitaa.com/joinchat/2539847682C95ba3d938f 🔴بامابه روزباشیدهم سبک هم شعر👆
نیزه‌ها را سمت پهلویش ز بس انداختند حامیِ دین نبی را از فرس انداختند بی نَسَب‌ها چارسویش را گرفتند و سپس حمزه را چون شیر در کنج قفس انداختند سینه‌اش را چاک دادند و به روی خاک‌ها مُثلِه و صد پاره جسمش را سپس انداختند هر یک از اعضاء جسم او به صحرا پخش شد دست‌هایش را میان خار و خس انداختند آنقدَر پامال سُمِ اسب‌ها شد پیکرش عاقبت یار نبی را از نفس انداختند با تمام این مصیبت‌ها، کفن شد پیکرش از فرس افتادنش را هم ندیده خواهرش ____________________________ ✅کانال سبک وشعرباب الحرم👇 http://eitaa.com/joinchat/2539847682C95ba3d938f 🔴بامابه روزباشیدهم سبک هم شعر👆
نیزه‌ها را سمت پهلویش ز بس انداختند حامیِ دین نبی را از فرس انداختند بی نَسَب‌ها چارسویش را گرفتند و سپس حمزه را چون شیر در کنج قفس انداختند سینه‌اش را چاک دادند و به روی خاک‌ها مُثلِه و صد پاره جسمش را سپس انداختند هر یک از اعضاء جسم او به صحرا پخش شد دست‌هایش را میان خار و خس انداختند آنقدَر پامال سُمِ اسب‌ها شد پیکرش عاقبت یار نبی را از نفس انداختند با تمام این مصیبت‌ها، کفن شد پیکرش از فرس افتادنش را هم ندیده خواهرش ____________________________ ✅کانال سبک وشعرباب الحرم👇 http://eitaa.com/joinchat/2539847682C95ba3d938f 🔴بامابه روزباشیدهم سبک هم شعر👆
شهادت حضرت حمزه علیه السلام با حمزه سَرو و سایهء سر داشت احمد در غزوه ها صد شیر لشگر داشت احمد گرچه یتیم مکّه بود او با وجودش مثل پدر یک سایه بر سر داشت احمد وقتی علی و فاطمه با حمزه بودند سرو روان ، کوثر ، صنوبر داشت احمد بهتر بگویم این سه تن وقتی که بودند بابا، برادر ، مِهر مادر داشت احمد عشق عمو و این برادر زاده ناب است این عشق را از لطف داور داشت احمد وقتی می آمد قلب او آرام میشد او را شبیه کوه باور داشت احمد وقتی علی با حمزه می آمد به میدان در معرکه طوفان محشر داشت احمد صد حیف شد پشت و پناهش را گرفتند نامردها جان سپاهش را گرفتند یک نیزهء نامرد سوی او رها شد قلب پیمبر سوخت و دارُالعزا شد میخواستند قلب پیمبر گُر بگیرد یک خنجر آمد سینه اش بدجور واشد میخواستند رویش شناسایی نگردد دیگر نمیگویم سر و رویش چها شد پیغمبر از غم دست و پای خویش گُم کرد وقتی صفیّه باخبر زین ماجرا شد تا چشم خواهر جسم پُر خون را نبیند آقا متوسّل به سِتر یک عبا شد آقا کجا بودی که زینب لطمه میزد وقتی حسین بی سرتو زیر پا شد قحطی زده ها پیکرش را لخت کردند ته ماندهء سهمش فقط یک بوریا شد انگشت را با حرص انگشتر بریدند قانع نبودند و ز سر معجر کشیدند ........... ........... زهرا پس از حمزه شکایت داشت از غم مانند شمعی آب شد آرام و کم کم میرفت بالا قبر حمزه گریه میکرد آهش پُرآتش بود و چشمش مثل زمزم میگفت با صد آه و ناله ای عموجان بعد از تو و بابا شدم مجروح ماتم دیدند تنهائیم سوزاندند مارا بستند دستان علی را پیش چشمم مانند تو برسینه ام زخمی عمیق است میخ درِآتش گرفته خورده مُحکم سردرد دارم ای عمو از ضرب سیلی دور سرم گردید از آن ضربه عالم زیر در افتادم لگد باران شدم من از آن زمان دیگر عمو شد قامتم خم در بیت الاحزان مینشینم بر مزارت ایکاش زهرا زودتر آید کنارت مجتبی صمدی شهاب ۱۸ خرداد ۹۹ ـــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
۱۳ مدینه غرق عزا شد از داغ حضرت حمزه مدینه ماتم سرا شد از داغ حضرت حمزه در مدینه بهر حمزه برپا شده بزم عزا واویلتا واویلتا(۲) یاور دین مصطفی حامی دین باشد حمزه در راه اسلام و قرآن کشته ی کین باشد حمزه شهید ظلم و کینه شد، شیر رسول دو سرا واویلتا واویلتا بدست دشمنِ بی دین مثله شده پیکر او دیده گریان از داغ او گردیده پیغمبر او گردیده در جنگ احد مظلومانه جانش فدا واویلتا واویلتا هند جگر خواره نمود پیکر او پاره پاره روز پیغمبر اکرم بادیدنش شب تاره سوزد کنار پیکرش با گریه های بیصدا واویلتا واویلتا تا خواهرت صفیه خبرشهادتش شنید از مدینه تا به احد بسوی مقتلش دوید همراه زهرای اطهر آمد کنار شهدا واویلتا واویلتا تا که نبیند پیکر غرق به خونش خواهرش ختم رسل با عبایش پوشانده کل پیکرش ذکر خواهر او شده واغربتا واویلتا واویلتا واویلتا با دیدن برادرش خواهر او جان بر لب است در این شب ماتم زده دلها به یاد زینب است در کنار برادرش چه کشیده در کربلا واویلتا واویلتا زینب دیده برادرش در کربلا تنها شده در بین مقتل پر خون سر از تنش جدا شده در موج خون حسین او میزند مادر را صدا واویلتا واویلتا زینب دیده که شمر دون خنجرش از کمر کشید بر روی سینه اش نشست سر او از قفا برید دیده تنش نقش زمین رأس حسین بر نیزه ها واویلتا واویلتا .
۱۸ واویلتا روز عزای حضرت حمزه است به لب نوای حضرت حمزه است گریه برای حضرت حمزه است در بحر دین حمزه چو گوهر است مدینه ازداغش چو محشر است شهید ظلم و کینه حمزه شد خون از این غم قلب پیمبر است تسلیت مولا ختم الانبیا (۴) واویلتا بریاری دین رفته او میدان حمزه شده فدایی قران ختم رسل زداغ او گریان جان داده او در راه مکتبش دین احمد آیین و مذهبش با فرمایش ختم مرسلین سیدالشهدا شد لقبش تسلیت مولا ختم الانبیا واویلتا با نیزه ی وحشی زمین افتاد سر را روی خاک زمین بنهاد در راه اسلام و خدا جان داد دشمن بی دین سوی او شتافت بین کشته‌ها حمزه را که یافت از کینه هایی که زحمزه داشت هند ملعونه سینه اش شکافت تسلیت مولا ختم الانبیا واویلتا آوای غم رسیده تا افلاک حمزه فتاده با تن صد چاک غرق به خون غلتان بروی خاک تا که دید احمد مثله تنش با عبایش پوشانده بدنش فرموده نیاید کنار او تا خواهر نمیرد ز دیدنش تسلیت مولا ختم الانبیا واویلتا خواهر او صفیه جان بر لب کنار او بوده به تاب و تب افتاده دل یاد غم زینب دیده در موج خون برابرش پیکر پاره ی برادرش تن صد چاکش را روی زمین دیده دشمن زد بر نیزه سرش تسلیت مولا ختم الانبیا .
. علیه السلام اثر باز هم دل شد به دام غم اسیر میخورد بر سینه از غم موج تیر باز دل در سوگ دلداری نشست سرو رعنایی ز جور و کین شکست زنده شد یاد احد در ذهن و جان یاد حمزه آن شهید قهرمان او عموی با وفای احمد است یاور دین خدای سرمد است حمزه ای که بود سردار سپاه دین حق را بود او پشت و پناه با دلی روشن ز حق آگاه بود پشت گرمی رسول الله بود مرد حق بود و دلیر و صف شکن سخت می ترسید از او اهرمن دشمن از او کینه ای دیرینه داشت بغض او را در درون سینه داشت عاقبت آن فانی راه خدا کشته شد با دست قوم اشقیا امشب این دل از غمش بی تاب شد دیده ها از سوز دل پر آب شد از احد آن سرزمین غم فزا می رسد فریاد صد وا ویلتا حمزه افتاده به خاک و خون ز کین سرخ شد از خون پاک او زمین غسل شد جسمش میان خاک و خون نیزه از جسمش نمی آید برون می چکد خون از لب و از حنجرش مثله گردیده ز کینه پیکرش تا به خاک و خون قرینش یافتند سینه اش را تا جگر بشکافتند هرکه جسم حمزه را اینگونه دید آه جانسوز و حزینی بر کشید گفت با خود یا رب این مجروح کیست جای سالم در تن این کشته نیست تا رسول اله بشنید این خبر ناله زد جانسوز ،از عمق جگر یک ردا انداخت روی پیکرش تا نبیند جسم او را خواهرش یا رسول اله وای از کربلا وای از آن ماتم و آن ماجرا وای از آن لحظه که با سوز و آه خواهری آمد درون قتلگاه زینب آمد دید یارش را به خاک زد گریبان را ز اوج ناله چاک سوخت از بس ناله ها زد از محن دید یارش سر ندارد در بدن کند گیسو زین مصیبت از سرش بوسه باران کرد در خون حنجرش ....................................................... .
۱۸ واویلتا روز عزای حضرت حمزه است به لب نوای حضرت حمزه است گریه برای حضرت حمزه است در بحر دین حمزه چو گوهر است مدینه ازداغش چو محشر است شهید ظلم و کینه حمزه شد خون از این غم قلب پیمبر است تسلیت مولا ختم الانبیا (۴) واویلتا بریاری دین رفته او میدان حمزه شده فدایی قران ختم رسل زداغ او گریان جان داده او در راه مکتبش دین احمد آیین و مذهبش با فرمایش ختم مرسلین سیدالشهدا شد لقبش تسلیت مولا ختم الانبیا واویلتا با نیزه ی وحشی زمین افتاد سر را روی خاک زمین بنهاد در راه اسلام و خدا جان داد دشمن بی دین سوی او شتافت بین کشته‌ها حمزه را که یافت از کینه هایی که زحمزه داشت هند ملعونه سینه اش شکافت تسلیت مولا ختم الانبیا واویلتا آوای غم رسیده تا افلاک حمزه فتاده با تن صد چاک غرق به خون غلتان بروی خاک تا که دید احمد مثله تنش با عبایش پوشانده بدنش فرموده نیاید کنار او تا خواهر نمیرد ز دیدنش تسلیت مولا ختم الانبیا واویلتا خواهر او صفیه جان بر لب کنار او بوده به تاب و تب افتاده دل یاد غم زینب دیده در موج خون برابرش پیکر پاره ی برادرش تن صد چاکش را روی زمین دیده دشمن زد بر نیزه سرش تسلیت مولا ختم الانبیا .
۱۳ مدینه غرق عزا شد از داغ حضرت حمزه مدینه ماتم سرا شد از داغ حضرت حمزه در مدینه بهر حمزه برپا شده بزم عزا واویلتا واویلتا(۲) یاور دین مصطفی حامی دین باشد حمزه در راه اسلام و قرآن کشته ی کین باشد حمزه شهید ظلم و کینه شد، شیر رسول دو سرا واویلتا واویلتا بدست دشمنِ بی دین مثله شده پیکر او دیده گریان از داغ او گردیده پیغمبر او گردیده در جنگ احد مظلومانه جانش فدا واویلتا واویلتا هند جگر خواره نمود پیکر او پاره پاره روز پیغمبر اکرم بادیدنش شب تاره سوزد کنار پیکرش با گریه های بیصدا واویلتا واویلتا تا خواهرت صفیه خبرشهادتش شنید از مدینه تا به احد بسوی مقتلش دوید همراه زهرای اطهر آمد کنار شهدا واویلتا واویلتا تا که نبیند پیکر غرق به خونش خواهرش ختم رسل با عبایش پوشانده کل پیکرش ذکر خواهر او شده واغربتا واویلتا واویلتا واویلتا با دیدن برادرش خواهر او جان بر لب است در این شب ماتم زده دلها به یاد زینب است در کنار برادرش چه کشیده در کربلا واویلتا واویلتا زینب دیده برادرش در کربلا تنها شده در بین مقتل پر خون سر از تنش جدا شده در موج خون حسین او میزند مادر را صدا واویلتا واویلتا زینب دیده که شمر دون خنجرش از کمر کشید بر روی سینه اش نشست سر او از قفا برید دیده تنش نقش زمین رأس حسین بر نیزه ها واویلتا واویلتا .