#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#غزل
او بر امور عالم ناسوت ناظم است
هرکس که غرق یاد علی نیست نادم است
ما سجده سمت ساقی میخانه می کنیم
زیرا شراب آتش عشقش مداوم است
روح الامین به شوق نجف گریه می کند
جبریل در حوالی آن بقعه خادم است
در ماورای عرش علی سیر می کند
بر راه های "عالَم" ما نیز "عالِم" است
وقتی که خال او حجرالاسود دل است
هر "مَحرمی" که شهر نجف رفته "مُحرم" است
فرمود ضربه ای زده و ضربه ای زنید
در حیرت از عدالت او ابن ملجم است
جایی که ذوالفقار علی در غلاف نیست
عریان شدن مقابل این تیغ لازم است
تنها به تیغ ابروی او جان نداده ایم
در این قتال وعده ی دیدار مجرم است
زینت گرفت مجلس ما با علی علی
نامش همیشه مایه ی فخر مراسم است
#علی_اصغر_یزدی
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#غزل
تقدیر عالم داشت با حیدر رقم می خورد
جام شراب اُمّت و مولا به هم می خورد
جام شرابی داشت در دستش علی آن روز
شیعه نمی شد هر که از آن باده کم می خورد!
در بیعتِ بیعت شکن ها هیچ خیری نیست
در بیعتِ فردی که در ظاهر قسم می خورد
هر کس که مِهر غیرِ حیدر در دلش می رفت
از لیست دلداده ها نامش قلم می خورد
ایرانیان با عشق بیعت با علی کردند
اصلا پیمبر هم قسم روی عجم می خورد!
حالا که با اذن علی شاعر شدم،ای کاش
شعرم گره با شعرهای محتشم می خورد
بالاتر از دست علی دستی نبود آنروز
تقدیر عالم داشت با حیدر رقم می خورد
#احسان_نرگسی
#شعر_شیعه
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#غزل
دلبسته ی مرام کسی جز علی نباش
در زندگی غلام کسی جز علی نباش
گفتم به دل:اگر پیِ مستیِ دائمی
ِمنْ بعد مست جام کسی جز علی نباش
حتی به وقتِ نامگذاریِ طفل خود
اصلا به فکر نام کسی جز علی نباش
دنیا پدید آمد و پروردگار گفت:
دنیا!مطیع و رام کسی جز علی نباش
تنها نصیحت پدرم این کلام بود:
در زندگی غلام کسی جز علی نباش
#احسان_نرگسی
#شعر_شیعه
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#عید_غدیر
دست هايت را که در دستش گرفت آرام شد
تازه انگاری دلش راضی به اين اسلام شد
دست هايت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:
مومنين! ( يک لحظه اينجا يک تبسم کرد و گفت: )
خوب می دانيد در دستانم اينک دست کيست؟
نام او عشق است ، آری می شناسيدش : علی ست
#قاسم_صرافان
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#قصیده
#مدح
بسم الّه ای تو نقطهی آغازِ نام عشق
از ابتدا تو بودی و تا انتها علیست
قرآنِ من ! چگونه کتابت شدی به وحی ؟
جبریل آمده است و پر از انّما علیست
از بس عظیم و اعظم و عظمی ست نام او
تسبیحِ اولیاءِ خدا ذکر یاعلیست
تنها قسیمِ جنّت و دوزخ نگاهِ اوست
پس مالکِ قیامتِ روز جزا علیست
آل عبا که روح خدا رانشانگرند؛
فیالجمله یک تناند که آل عبا علیست
معراج شد بهانه ی گفت و شنید عشق
صوت خدا علیست ... حدیث کسا علیست
حقّا که خانهزادِ حقاست او که حقِّ اوست
حق هرکجا که باشد، پیوسته با علیست
ای تیغ ذوالفقارِ دودم ، دم به دم بگو!
شمشیر و شیر حقّ و شهِ لافتی علیست
عطر شرابِ وحی دمید از غدیرخم
فرمان زحق رسید که فرمانروا علیست
آن روز مصطفی به زبانِ فصیح گفت :
ایمان بیاورید! امامِ شما علیست ...
جانها پر از تبرّکِ جانانهی تو شد
مر روح را مبارکی از مرحبا علیست
دلها پر از توسّلِ روحیلک الفداء
لبها پر از تحیّتِ یا حبّذا علیست
زیباترین ترانه به لبهای مؤمنین
یا مصطفی محمّد و یا مرتضی علیست
احیاءِ مردگانِ مسیح از دمِ که بود؟
عیسی بهانه بود که روحِ شفا علیست
ای مصطفای ناطقه اقرأ به نام عشق
بعد از تو خلقِ ملهمه را مقتدا علیست
دستش یداللّهیست که مافوقِ دستهاست
باب گشایشِ همهی کارها علیست
در لیلۀالمبیتِ ظُلَم ، خیرُحافظ اوست
آنکس که خفت جای نبیّ الوری علیست
نورٌ علی محمّد و بتها شکسته شد
بر دوشِ احمد آنکه نهاده است پا علیست
راهی به جز صراطِ علی مستقیم نیست
تا رهروان جاذبه را رهنما علیست
با کشتگان عشق الهی خدا چه کرد؟
بر کشتگانِ حبِّ علی خونبها علیست
حدّ سخن چگونه برآید ز وصف او؟
وقتی شهادتینِ دل انبیا علیست
او مرشدِ ابوذر و مقداد و میثم است
میر و امیرِ مالکِ لشگرگشا علیست
دستان او وسیع و شفیع و گرهگشاست
دستان ما توسلِ اشفع لنا علیست
چیزی مپرس از عاقبتِ کار عاشقان !
ای دل غمین مباش که مولای ما علیست
#حافظ_ایمانی
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#عید_غدیر
آخرین حج است و در تابند دلها در تولا و تبرا
حاجیان در قلبِ صحرا آب اندک در عوض طوفانِ گرما
چهرهها خیس از عرقها مانده در سینه نفسها
میرسد بانگِ جرسها ناقهها بر رَملهایِ بی قراری مثل سِیلی با جهاز عشق ، جاری روی شنها
آخرین حج است و برمیگردد از حج یک بیابان از خلایق
لیک پیغمبر در آشوبِ دقائق
یک طرف یک خیل عاشق
یک طرف جمعی منافق
یک طرف آئینهی حق
یک طرف آئینهی دق
بازهم مثل همیشه پشت او قرآن ناطق
در میان اینهمه در سینه دارد رازهای بی شماری از حقایق
آخرین حج است و میبیند ثمر دادهست رنجی که کشیده
سالها در سالها از دستِ جهل مردمانِ سرزمینِ خود چشیده
محنتِ شعبِ ابی طالب به جانِ خود خریده
کوچه کوچه سنگ خورده شهرها و شهرها هِی زخم دیده
هرچه میشد او شنیده زخمِ پیشانی و دندانِ شکسته بیش از هشتاد غزوه بار بسته
لیک از اینها گرانتر سختتر از هرچه دیده سختتر حتی زِ فهم بت پرستان دیدن جهلی عمیق از مردمان جاهلستان و نفاقِ هم قطاران است اما در دل او نور فرقان است بر لبهاش قرآن است
آخرین حج است و بعد از اینهمه انبوه غم
ظلم و ستم درد و اِلَم ناگاه وحی آمد
دوباره وحی در یک آیهی کوتاه آمد
کِای رسولِ برگزیده نور دیده هرچه کردی هرچه کردی هرچه دیدی
سالها در سالها اما همه هیچ است هیچ است!
هرچه رفتی آنچه گفتی آنچه خواندی و نشاندی
گوئیا ناگفتهای ناخواندهای ناوردهای هیچاست هیچ است آن
مگر امروز اینک در همین منزل رسانی جاودانی این پیام آسمانی:
آی بَلِّغ یا نَبی ما اُنزِلَ مِن رَبکَ امروز امت را
که ما بَلَغتَ ما بَلَغتَ ما بَلَغتَ سرانجام رسالت را
آخرین حج است و در گرمای طاقت سوزِ عالم سوز
در قلب کویری سخت پای برکهای خوشبخت اینگونه او فرمود :
هرکس پیش رو رفته است برگردد و هرکس پشت سر مانده است میمانیم تا آید و در پیش نگاه دوستدارانش محمد(ص)
از شتر پایین که آمد تا سه روز اُطراق کرد
حرف رفتن گفت و بازی با دل عشاق کرد
آخرین حج است اما اولین عید من است
بعد از این شکرِ خدا تکلیفِ عالم روشن است....
*« این روایت از تمامی بزرگان آمده
مستند ، واژه به واژه ست و فراوان آمده
عالمانِ اهل سنت با تواتر گفتهاند
با تجاهل یاکه حتی با تفاخر گفتهاند
فخر رازی اسقلانی ابن ماجه بن کثیر
ابن عبدُالبِّر بخاری مسلم و ابن جریر
ابن جوزی ابن شاهین و زهبی شافعی
تَرمزی و ابن حنبل جَزَری و نافعی
آنقدر نام است آید میشود خود یک کتاب
گفتهاند از خطبهی پیغمبر ختمی مآب»
رفت بر روی جهاز و گفت با اهل حجاز
گفت با اهل حقیقت گفت با اهل مجاز
بعد حمد و بعد تسبیح خدایش دم گرفت
دست حق را بین مشتش دست حق محکم گرفت
گفت: حق فرمود بعد از من تمام دین علیست
این علی و این علی و این علی و این علیست
آی مردم با پیمبر با خدا بیعت کنید
یک به یک با دست من با مرتضی بیعت کنید
دست او را برد بالا دست را بالا کشید
پیش آن سیلِ تماشا دست را بالا کشید
آنقدر بالا که حضرت با خدایش دست داد
پیش از هرکس خدا با مرتضایش دست داد
اَشهدُ اَنَّ امیرالمومنین تنها علی
اَشهدُ اَن لا امیرالمومنین الّا علی
کربلا هم آخرین حج بود و تنها مانده بود
حاجیان در خاک و خون بودند اما مانده بود
یک نفر جا مانده بود
تشنگی بود و خجل از طفل بابا مانده بود
روی دست خود علی را برد بالا برد بالا
آه بابا آه بابا
آخرین بار است دستِ غم به زانو میزند
اولین بار است اما حرف مُنّوا میزند
اولین بار است مردی اینچنین رو میزند....
*تحقیق این موضوع در کتاب الغدیر علامه امینی و کتب علامه سید مرتضی عسکری به تفصیل آمده .
#حسن_لطفی ۹۹/۰۵/۱۷
بسم الله الرحمن الرحیم
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#عید_غدیر
#مثنوی
دگر میخانه جای هر کسی نیست
که این مستی ، از آن مستانگی نیست
می من ، از شراب عشق باشد
الهی این گلاب عشق باشد
به عشق یار خود ، سر می گذارم
می مستانگی در دست دارم
دل من ، بهر تو ، گردیده شیدا
شدم آواره اندر کوه صحرا
به سوی قبله ام ره می سپارم
که آید از ره آن زیبا نگارم
الا ای چرخ هستی ، محورتو
جمال عرشیان در باور تو
دلم خواهد که شیدائی نماید
علی(ع) در را به روی من گشاید
میان میکده دل پر گرفته
سراغ از ، ساقی کوثر گرفته
گل زنبق بُود وصف کمالت
گل لاله بُوَد شرح جمالت
دلم مشتاق روی یار باشد
فلک زائر به کوی یار باشد
ز عشقت سینه هامان ، چاک گردد
غروب غم ، ز دلها پاک گردد
دل آواره ام ، اَندر جنون است
به یاد روی تو ، در موج خون است
الا ای حضرت عشقم نظر کن
شبی سوی دل زارم سفر کن
شود مجنون به دیدار تو خندان
گُل عشق و صفایی ، ای علی (ع) جان
#آرمین_غلامی
بسم الله الرحمن الرحیم
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#عید_غدیر
#مثنوی
اولین نقش دو عالم یا علیست
اهل عالم اسم اعظم یا علیست
بر لب حور و ملک نام خداست
بعد حق نام علی مرتضی است
بر تر از ادراک هایی یاعلی
پاک تر از پاک های یا علی
بر تر از اوهام ها نامت علی
می کنم مستی من از جامت علی
آیت عظمای حق باشد علی
جلوه ی سیمای حق باشد علی
یا علی شمشیر فتح خیبری
تو امیر المو منینی حیدری
مدح تو از درک ما با لا تر است
وسف تو از هرچه گویم برتر است
عشق رب العالمین باشد علی
پیشوای مسلمین باشد علی
دلبر مایی دلم مدیون توست
این دل دریاییم جیهون توست
شد خدا مفتون رویت یا علی
عالمین مجنون کویت یا علی
کل عالم در یدفرمان توست
رزق میکاییل در دستان توست
بر درت دل خاکساری می کند
تا قیامت بی قراری میکند
عرشیان مشتاق آن بویت علی
آسمان وابسته بر مویت علی
کیست آن که جلوه ی نور جلیست
ساقی بزو الست مولا علیست
تو نخستین نقش دنیای علی
بر همه دنیا تو مولای علی
#آرمین_غلامی
#مجنون_ڪرمانشاهی
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#شب_نوزدهم
#غزل
خیره به اسمان شده این دیده ی ترم
من بی کس همیشه تاریخ حیدرم..
یک روز آب خوش به گلویم نرفته ست
از ابتدا غریب مرا زاد مادرم
امشب فقط به فاطمه ام فکر میکنم
آغوش باز کرده در این شام آخرم
افطار تلخ من به نمک باز میشود
خرما چرا گذاشته زینب برابرم
ای کوفه خوش بخواب علی رفتنی شده
راحت شدید از من و فریاد منبرم
وقت اذان شدست مهیای رفتنم
شمشیرتان کجاست بکوبید بر سرم
الله اکبر! اشهد حیدر بلند شد...
یارب گواه باش که پر گشته ساغرم
فزت و رب کعبه!سرم غرق خون شده
این را برای فاطمه سوغات میبرم
من را رها کنید خودم راه میروم
حالا که ایستاده دم خانه دخترم
زینب بمان به خانه که خانه ست جای تو..
این کوچه نیست جای تو ای بانوی حرم
از کوچه رد شدن به تو یکروز میرسد
از حال و روز کوفه ی آنروز مضطرم
فریاد میزنند ببینید اسیر را
فریاد میزنی که خدا نیست معجرم
فریاد میزنند که خیراتشان دهید
فریاد میزنی که زنسل پیمبرم
فریاد میزنند که زینب حسین کو؟
فریاد میزنی که به نیزه است دلبرم
#سید_پوریا_هاشمی
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#فضائل
نقل شده که روزی امیر مؤمنان علی سلام اللّه علیه بر بالای منبر مسجد بصره فرمود: «از من بپرسید قبل از آن که مرا از دست بدهید.» مردی از میان جمعیّت برخاست و گفت: «ای امیر مؤمنان! جبرئیل هماکنون کجاست؟» حضرت علی سلام اللّه علیه نگاهی به سوی آسمان نمود، آنگاه به سمت چپ و راست نگاه کرد و فرمود: «تو جبرئیل هستی.» در این هنگام، آن شخص به پرواز درآمد و سقف مسجد را شکافت و رفت. مردم فریاد "الله اکبر" سرداده و گفتند: «ای امیرمؤمنان! از کجا فهمیدی که او جبرئیل است؟» امیرمؤمنان علی سلام اللّه علیه فرمود: «وقتی به آسمان نگاه کردم، تمام طبقه های آسمان را تا عرش دیدم، ولی او را نیافتم، آنگاه به تمام اطراف زمین نگریستم و او را ندیدم، پس فهمیدم که او جبرئیل است.»
📚انوارالنعمانیه 1/32
📚القطره ج٢ص٣۶١
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#مناجات
بنا شده ست زمین و زمان به نام علی
گرفته است قوام این جهان به نام علی
برای اینکه مُشخّص شود عیـار دقیق
شدند خَـلق خدا ، امتحان به نام علی
به دفتر ازلیّت به کِلْـکِ قدرتِ خویــش
نوشته رب،همه کون و مکان “به نام علی”
همیشــه محوِ تماشای آسمان هائیم
که بوده رونقِ هفت آسمان به نام علی
به احترام علی بسته شد درِ دوزخ
گشوده شــد درِ باغ جَنــان به نام علی
نشانه ای ست برای حلال زادگیَـش
همین که طفل گُشـاید زبان به نام علی
چگونه نام کسی جز علی ست بر لب او ؟
کسی که خورد چو ما آب و نان به نام علی
دُرست با وسطِ خــال می کند برخورد
همین که تیــر پَــرَد از کمان به نام علی
بگو که أشــهدُ أنّ علـی ، ولیُّ الله
گرفته چونکه هُویّت اَذان ، به نام علی
به ترس و جبر نبوده ست ، واقعاً قلبی ست
ارادت همه ی شیعیان به نام علی
سِزد ز چوبه ی دارش رُطب به بار آید
که داده میثم تمّـار ، جـان به نام علی
دعا کنید! که روزی وقوع خواهد یافت
ظهور حضرت صاحب زمان به نام علی
محمد قاسمی
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
برای جنت و دوزخ نمی کنم اصرار
بهشت بی تو عذابی ست تحت الانهار
مسیح زنده کند مرده را ،تعجب نیست!!
چرا که مدح تو هر خفته را کند بیدار
خدا به شکل تو خود را به خلق ظاهر کرد
خدایی تو ازین رو نمی شود انکار
بیا نشان بده تا خصم زهره آب کند
شتاب تیغ خودت را به لحظه ی پیکار
چگونه؟ کَنده ای آن درب خیبری را که
در استواری خود کم ندارد از دیوار
کسی که منکر اعجاز رد شمس تو شد
چه ساده رد شده از این مقوله ی دشوار
چه سجده ها که نکردم به سمت ایوانت
همیشه ذره کند عجز خویش را اظهار
کمی غبار نجف را به عاشقان برسان
که در هوای تو باشد جنون مان بسیار
شراب عشق تو را خوردم و به زاهد ها
تقیّه کردم و گفتم نمی کنم تکرار
به لطف چشم تو امید دارم ای ساقی
اگرچه کرده دلم بر گناه خود اصرار
ز شیرِ پاک گرفتم زَر ولایت را
به اختیار کشیدی مرا درین اجبار
بیا و خرده کلاف مرا بخر اقا
که شرمگین نشود عاشقت سر بازار
به روی دارِعلی رند گونه باید رفت
شبیه اشک پر از شوق میثم تمار
تولدِ منِ دیوانه لحظه ی مرگ است
فمن یمت یرنی علتی برین گفتار
#علی_اصغر_یزدی✍
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم