عشق در لحظه پدید می آید، دوست داشتن در امتداد زمان.
این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
عشق معیارها را درهم می ریزد، دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود.
عشق ناگهان و ناخواسته شعله میکشد، دوست داشتن از شناختن و خواستن سرچشمه میگیرد.
عشق قانون نمیشناسد، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین عاطفیست.
عشق فوران میکند ، چون آتشفشان و شره میکند ،چون آبشاری عظیم،
دوست داشتن، جاری میشود ، چون رودخانه ای بر بستری با شیب نرم.
عشق ویران کردن خویش است، دوست داشتن، ساختنی عظیم…!
اشکال ما آدمها این است که؛ هر کدام به روش خود یکدیگر را دوست داریم،
گاهی ظالمانه، گاهی خودخواهانه، گاهی مغرورانه، گاهی مالکانه و نیز گاهی عمیقاً عاشقانه …
و چقدر در راه و روشهای خود در نهایت دوست داشتن، قلب یک دیگر را می شکنیم و احساس یکدیگر را جریحه دار میکنیم.
+نادر ابراهیمی
دوستت بدارم یا عاشقت باشم؟👀✨
@biekaran
✦ آدمها در قلبهای وسیع اما ساده، منزل میکنند،
نه در قلبهای تنگی که با اَداها و ظاهرسازیها تزئین شدهاند.
@ostad_shojae
یه متن نوشتم.
انقدر قشنگ بود بنظرم که همون جا در دم زدم به برد مدرسه مون.
خواستم بگم اگه بخواید نیازی به انتشاراتی و ورق بازی و... ندارید. دنیای مخاطب های شما میتونه هر قشری و در هر موقعیتی باشه😙😇
هدایت شده از mosafer ofogh
🔶 رهبر معظم انقلاب: از خواندن کتاب "پروتکل های دانشوران صهیون" غفلت نکنید.
🔶 کتاب پروتکل های صهیون، توسط گروه اتاق تحلیل خلاصه شده و در قالب یک فایل پی دی اف، تقدیم عزیزان می شود.
🔹لطفاً در حد توان این فایل را در گروه هایی که عضو هستید به اشتراک بگذارید.
💡 هوش سفید| سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای 👇
@aledavood 👈 عضو شوید
هدایت شده از مدرسه نبشتن
اصطلاح 《کَفم بُرید!》 را زیاد شنیدید.
ببینیم این اصطلاح از کجا آمده؟
جناب مولانا در دیوان شمس گفته:
کو یکی بُرهان که آن از روی تو روشنترست؟
کف نبُرَّد کفرها زین یوسف کنعان چرا؟
یا در جای دیگه میگوید:
تو چو یوسفی رسیده
همه مصر کف بریده
بنما جمال و بستان
دل و جان تجارتی کن
کف بُریدن: اشاره و یا تلمیح* دارد به داستان حضرت یوسف که همسر عزیز مصر عاشق او بود و زنان طبقه اشراف و دوستانِ وی او را در این باره ملامت میکردند و او برای رفعِ این ملامت مهمانیای ترتیب داد و در لحظهای که آن زنها ترنج در دست داشتند و میخواستند بِبُرند یوسف را واردِ خانه کرد. زیبایی یوسف چندان بود که آن جمعِ زنان همگی به جای ترنج کف دستهای خود را بریدند.
«هاتف اصفهانی» هم در جایی گفته:
ناصح که رُخش دیده کف خویش بُریدهست
هاتف! به چه رو میکُندم باز ملامت؟
پس《کف بر شدن》به معنای مبهوت شدن و شگفت زده شدن، که در افواه نوجوانان متداول است، یک اصطلاح امروزی نیست و ریشه در گذشته زبان فارسی دارد.
*تلمیح؛ یکی از صنایع علم بدیع است که طبق آن شاعر یا نویسنده در ضمن گفتار خود به آیه، حدیث یا داستانی اشاره دارد.
#واژه_گردی
@nebeshtan
هدایت شده از مدرسه نبشتن
سخت دشوار است منظورِ خلایق زیستن
با همه زشتی٬ اگر در پیشِ خود خوبم بس است!
#بیدل
@nebeshtan
خداروشکر که هنوز جانی در قلم هست که از شما بنویسد...
شکر خدا هنوز روحمان زنده است
براستی اگر نبودی چه کسی با دم مسیحایی خویش مردگان را زنده میکرد؟