eitaa logo
پناهگاه نویسنده ها؛
105 دنبال‌کننده
333 عکس
58 ویدیو
0 فایل
بیرون باران می آید تو خسته به دنبال سرپناهی هستی که ناگهان کتابفروشی قدیمی را میبینی و به سمت آن می روی. عطر چای و کتابان قدیمی در کتابفروشی پیچیده است "نگران نباش. برایت یک لیوان چای میاورم. هر کدام از کتاب هایی را که می خواهی بردار و بخوان".
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی بدبخت بود نه
زنش زنده نشد؟
فقط مشکل اینه که من یادم نمیاد تا کدوم قسمت دیدم
نه صبرکن تو هنوز کاراتو انجام ندادی مگه نه
بریم از اول