eitaa logo
ڪــافھ ☕️کتـاب📚انقݪابـــ 🇮🇷
725 دنبال‌کننده
156 عکس
13 ویدیو
9 فایل
ڪافہ ڪتاب انقلاب دریچہ ای بہ دنیاے ڪاغذے ڪتاب @book_caffe_Eng👈 کانال انگلیسۍ ما پیج اینستاگرام بہ زودی.....
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ڪــافھ ☕️کتـاب📚انقݪابـــ 🇮🇷
✍ #محمدعلۍ_جعفرۍ 📗#قصه_دلبری #پارت_سیزدهم 🦋داشتم بال در مۍ آوردم. از دستش راحت شده بودم. ڪنجڪاوۍ
📗 🌚با همان ریش بلند و تیپ ساده همیشگۍ اش آمد. از در حیاط ڪه وارد خانه شد، با خاله ام از پنجره او را دیدیم . خاله ام خندید:« مرجان، این پسره چقدر شبیه شهداست!» با خنده گفتم :« خب شهدا یڪی مثل خودشون رو فرستادن برام!» ✨خانواده اش نشستند پیش مادرم و پدرم. خانواده ها با چشم و ابرو به هم اشاره ڪردند ڪه « این دو تا برن توی اتاق حرفاشون رو بزنن ! » با آدمی ڪه تا دیروز مثل ڪارد و پنیر بودیم حالا باید با هم مۍ نشستیم برای آینده مان حرف مۍ زدیم‌ . 🍁تا وارد اتاق شد، نگاهۍ انداخت به سرتاپاۍ اتاقم و گفت « چقدر آینه ! از بس خودتون رو میبینین این قدر اعتماد به نفستون رفته بالا دیگه!» ⚪️از بس هول ڪرده بودم فقط با ناخن هایم بازۍمۍ ڪردم. مثل گوشۍ در حال ویبره مۍ لرزیدم. خیلۍ خوشحال بود. به وسایل اتاقم نگاه مۍ ڪرد. خوب شد عروسڪ پشمالو و عڪس هایم را جمع ڪرده بودم. 😐😂 ✔️فقط مانده بود قاب عڪس چهار سالگۍ ام. اتاق را گز مۍزد. انگار روۍ مغزم رژه مۍ رفت . جلوۍ همان قاب عڪس ایستاد و خندید. چه در ذهنش مۍ چرخید نمۍ دانم! نشست رو به رویم. خندید و گفت :« دیدید آخر به دلتون نشستم!»😊 ⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🚛 @book_caffe ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
زندگۍ ، سبزترین آیه ، در اندیشه ۍبرگ🍀🌞 زندگۍ، 💦خاطر دریایۍ یڪ قطره، در آرامش رود◠◡◠ صبحتون به خیر و شادی🙂🦋 ●○●○●○●○ - ●○●○●○●○ ⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🚛 @book_caffe ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ڪــافھ ☕️کتـاب📚انقݪابـــ 🇮🇷
⛳️و اگر #خير و حق و صواب پيروز شد ، تو باز خواهی گشت🙃🤞 ؛ وگر نه ....... 😓و فرشته ها همه گريستند.🕸
🦋فرشته را گرفته بود. پیش خدا رفت و گفت: «خدایا مۍ خواهم زمین را از نزدیڪ ببینم🤲. اجازه میخواهم و . دلم بۍ تاب تجربه اۍ زمینۍ است🙃.» 🌺🖇خداوند درخواست فرشته را پذیرفت. فرشته گفت: «تا بازگردم را اینجا مۍ سپارم. این بال ها در زمین چندان به ڪار من نمۍ آید.» 🧚‍♂خداوند بالهاۍ فرشته را بر روۍ پشته اۍ از بالهاۍ دیگر گذاشت و گفت: « بالهایت را به امانت نگه مۍ داریم. اما بترس ڪه زمین اسیرت نڪند زیرا ڪه خاڪ زمینم است.» فرشته گفت: « باز مۍ گردم، حتما باز مۍ گردم. این قولۍ است ڪه فرشته اۍ به خداوند مۍ دهد😌✅.» فرشته به زمین آمد و از دیدن آن همه فرشته بۍ بال تعجب ڪرد!!😲 🌷🌝او هر ڪه را ڪه مۍ دید به یاد مۍ آورد. زیرا او را قبلا در دیده بود. اما نمۍفهمید چرا این فرشته ها براۍ پس گرفتن بال هایشان به بهشت بر نمۍ گردند.👀 فرشته هر روز چیزۍ را از یاد برد. 🤒 و روزی رسید ڪه دیگر چیزی از آن گذشته دور و زیبا به یاد نمۍ آورد؛ نه را و نه را. فرشته فراموش ڪرد. فرشته در زمین ماند.🌎 فرشته هرگز به زمین بر نگشت. ..‌ ... ✍عرفان_نظر_آهاری 📘 ⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🚛 @book_caffe ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_5958710778906280930.mp3
5.11M
😊👍 🎧 🧸 ༺◍⃟🌞🦋 ⇆ㅤ◁ㅤ ❚❚ㅤ ▷ㅤ↻ ━━━━━━━━━━━━━━━━ ⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🚛 @book_caffe ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🐬.💕رابطه عاشقانه ای با خدا داشت. این را از صحبت های خصوصی اش می فهمیدم. من از بقیه نیروهای رزمنده کوچکتر بودم. غیر مستقیم مرا نصیحت می کرد. یک بار به من گفت: «خدا، خدا، خدا😇 همه چیز دست خداست.🤲 تمام مشکلات بشر به خاطر دوری از خداست. ما باید مطیع محض باشیم. او از سود و زبان ما خبر دارد. هر چی گفته باید قبول کنیم. خیر و صلاح ما در همین است. »🦋🌺 👓🌞بعد به من گفت : این آیه رو ببین، چقدر خدا قشنگ با ما حرف زده. آدم می خواد از خوشحالی فریاد بزنه: 🍁الیس الله بکاف عبده؟ آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟ 📙خدای خوب ابراهیم ✍ ⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🚛 @book_caffe ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا