هنر و علم همچون دری هستند که از طبیعت به سوی دنیای انسانی گشوده شدهاند. طبیعت از در علم وارد دنیای انسانی میشود و انسان هم از در هنر وارد طبیعت میگردد و در آنجاست که به هستی خود پی برده و طبیعت را مادر خویش مینامد.
book
هنرمند پیش از اثر هنری یک عارف فیلسوف است.
که نه منقولات فلسفی؛ بل، بینش وسیع و تفکر عظیمی را در خود حل کرده است و راههای درازی را پیموده است که در اثر هنری او کوتاه شدهاند و میانبر، پیش پای مخاطبها خم گردیدهاند.
هنرمند همراه آن بینش و برخورد بلاواسطه، با جهان و در کنار این سبک بیان، به خلاقیت و آفرینش میرسد، خلق دنیایی که میتواند و باید باشد.
البته آن بینش و برخورد به آموزش و تجربه و این سبک بیان به دیدار و شهود و آموزش و ممارست نیاز دارد و این هر دو به پختگی و ورزیدگی در کنار فتنهها و درگیریها و بحرانها و آتش حادثهها.
در این درگیری و گرفتاری است که چشمهای دیگری در تو پلک باز میکنند و با این چشمهاست که نهفتهها را همانطور که دیدهای باز میگویی.
book
در این درگیری و گرفتاری است که چشمهای دیگری در تو پلک باز میکنند و با این چشمهاست که نهفتهها را
و در این بازگویی و تصویر ناچار حرفهای سادهی تو همان تشبیهها و استعارهها و کنایههای بدیع و آموزندهای است که ظرافت بینش تو را در خویش به امانت گرفته.
#نویسندگی
فلسفه مادر علم است و عرفان خاستگاه هنر. و مرادم از عرفان؛ آن شهود و دیدار و آن بینش وسیع و بیتکلفی است که کنار فتنهها و درگیریها و وازدگیها، چشمهایش باز میشوند و پلکهایش سبک میگردند.