eitaa logo
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
18.5هزار دنبال‌کننده
782 عکس
407 ویدیو
7 فایل
عضو انجمن رمان آنلاین ایتا🌱 https://eitaa.com/anjoman_romam_eta/7 رمان به قلم‌ زهرا حبیب اله #لواسانی جمعه ها و تعطیلات رسمی پارت نداریم کپی از رمان حرام تبلیغ👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2009202743Ce5b3427056
مشاهده در ایتا
دانلود
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾 🍁🌾 🍁 #پارت_150 #رمان_آنلاین_ به قلم ✍️⁩ #زهرا_حبیب‌اله
🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾 🍁🌾 🍁 به قلم ✍️⁩ (لواسانی) آره همینجوریه، اگر با این شرایط نمیخوای بری ، برگردیم برو توی خونه نگاهی از روی حرص و خود خوری بهش انداختم، نمیتونستم برم خونه، چون هم صبح تا شب حوصله‌ام سر میرفت، هم خیلی به این هنر علاقه دارم، گفتم احمد رضا کاری نداشت، گاهی پیش میومد که من تنهایی میرفتم جایی خدا بیامرزدش اون میگذاشت، ولی من نمیگذارم هرچی کردم بهش بگم، من که در خواست ازدواج باهات رو رد کردم، پس بیخودی روی من غیرتی نشو نتونستم، خجالت کشیدم اسم ازدواج رو جلوش ببرم، یه خورده نگاهش کردم، راه افتادم، صدا زد بیا با ماشین بریم برگشتم سمتش نزدیک ماشین نمی‌نواد‌، با هم اومدیم رسیدیم به اموزشگاه، رو کرد به من ساعت چند بیام دنبالت بدون اینکه نگاهش کنم، قدم برداشتم به سمت آموزشگاه گفتم ساعت دوازه صداش روبرد بالا صبر میکنی تا من بیام تنها نمیریا تو دلم گفتم خب پرو خان، صدای خانمی که گفت داداشته توجه من رو به خودش جلب کرد، برگشتم نگاهش کردم، هم سن و سال خودمه، چون مادر شوهرم به مدیر آموزشگاه گفت، دخترم رو آوردم ثبت نام کنم، منم روی حرف اون، گفتم بله پس لنگه داداش منه، اونم نمیگذاره من تنهایی جایی برم با لبخند سرم رو تکون دادم ببخشید اسمتون چیه مریم، اسم شما چیه هانیه وارد سالن اموزش شدیم، من و هانیه کنار هم نشستیم، مدیر آموزشگاه خانم شمسی، وارد سالن شد، بعد از سلام و خوش آمد گویی گفت کاغذ الگو هاتون رو در بیارید چه حس خوبی دارم، ایکاش علیرضا اذیتم نکنه، وااای خدای من یه دامن کوچولو دوختم، کلاس تموم شد، با هانیه وسایلهام رو جمع کردیم، اومدیم بیرون از آموزشگاه، علیرضا و برادر هانیه با هم رسیدن، از هم دیگه خدا حافظی کردیم، هانیه با داداشش رفت، منم با علیرضا راه افتادیم به سمت خونه، تا رسیدیم خونه یک کلمه‌هم با هم صحبت نکردیم. وارد اتاق مادر شوهرم شدیم بعد از سلام و احوالپسری با خوشحالی، دامنی رو که دوخته بودم از توی کیفم در آوردم، نشون مادر شوهرم دادام، از دست من گرفت، خوب وراندازش کردگفت چه کوچولو هست، دوختنشم سختِ، ولی خیلی قشنگه علیرضا یه دفتر چه گرفت رو به جمع منم تحویل بگیرید، اینم دفتر چه خدمت من، مادر شوهرم، با بغض لبخند زد الهی، فدات بشم مادر، گرچه دوریت خیلی برام سخته، ولی خوشحالم هستم، هم به کشورت خدمت میکنی هم پایان خدمتت برات خیلی خوبه... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلام و وقت بخیر خدمت اعضا محترم کانال زیر چتر شهدا🌷 بزرگواران گرامی از این تاریخ به بعد رمان حرمت عشق(مریم) روزهای زوج در کانال گذاشته میشه🌹 از تک تک همه شما اعضا خوب کانال کمال تشکر رو دارم🌹 ✍️نویسنده رمان لواسانی 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 ◾️کپی حرام است ⛔️پیگرد الهی وقانونی دارد❌ 👇👇 https://eitaa.com/chatreshohada/49516 ❣جمعه‌ها پارت نداریم❣ 🍁 🍁🌾 🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾
هدایت شده از زیر چتر شهدا 🌹 🌱
!😄 در مدتی که در حلب بود، زبان عربی را دست و پا شکسته یاد گرفته بود. اگر نمی‌توانست کلمه‌ای را بیان کند با حرکات دست و صورتش به طرف مقابل می‌فهماند که چه می‌خواهد بگوید. یک‌روز به تعدادی از رزمنده‌های نبل و الزهراء درس می‌داد. وسط درس دادن ناگهان همه دراز کشیدند!🙄 به عربی پرسید: چتون شده؟! گفتند: شما گفتید دراز بکشید!😐😂 به جای این که بگوید ساکت باشید، کلمه‌ای به کار برده بود که معنی‌اش می‌شد دراز بکشید! به روی خودش نیاورد، گفت: می‌خواستم ببینم بیدارید یا نه!😁 بعد از کلاس که این موضوع را برای دوستانش تعریف کرد،آن‌قدر خندید و خندیدند که اشک از چشمانشان جاری شد.😅😂 راوی: همرزم شهید🌹 ╲\╭┓ ╭⁦🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\╲ @chatreshohada 🦋🦋🦋
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾 🍁🌾 🍁 #پارت_151 #رمان_آنلاین_ به قلم ✍️⁩ #زهرا_حبیب‌اله
🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾 🍁🌾 🍁 به قلم ✍️⁩ (لواسانی) حالا کی میری خدمت دو ماه دیگه به سلامتی باشه ان شاالله رو کردم به مادر شوهرم هروقت شما بگید من حاضرم، چیزی که امروز آموزش دیدم بهتون یاد بدم نه مریم جان، من فکر کردم لباس بزرگ یادتون میدن، اینها کوچولو هستن، من حوصله‌ام نمیگیره آهی کشید، ادامه داد بزرگ هم بود من حوصله ام نمیگرفت. خودم بهت گفتم بهم یاد بده، ولی اعصابم نمیکشه بابا کجاست؟ گرسنته، برو وسایل سفره رو بیار، بابا رفت مغازه گفت ناهار نمیام وسایل سفره را آوردم، ناهار خوردیم، جمع کردم بردم شستم، اومدم اتاق خودم، یه چند تا دامن کوچیک دوختم، آخریه از همه قشنگ تره، خواب چشم‌هام رو. گرفت، رفتم توی تختم خوابیدم، اماده شدم از در حیاط برم بیرون که برادر شوهرم بی هوا اومد جلوم، ترسیدم هینی کشیدم دستم رو گذاشتم رو قلبم، معترض گفتم، چیکار میکنی علی رضا ترسیدم، گفت، ببخشید مجبور شدم، متعجب گفتم، وااا چه اجباری، گفت با من ازدواج میکنی؟ انتظار همچین پیشنهادی رو ازش نداشتم، در جا خشکم زد، نفسم توی سینم حبس شد، مات زده فقط نگاهش کردم، گفت چیه؟ چرا اینطوری نگاهم میکنی؟ مگه حرف خلاف شرعی زدم، همه توانم رو جمع کردم، هر چی ان من کردم که بگم چرا این کار رو کردی نتونستم حرف بزنم، هراسون از خواب پریدم، خیس عرق شدم، خدای من علیرضا توی خواب هم دست از سر من بر نمیداره، از تخت اومدم پایین، دست و صورتم رو شستم، یاد ختم قرآنم افتادم، وضو گرفتم، نشستم به قرآن خوندن، یه جز قران خوندم، وسایلهایی که باید فردا ببرم رو اماده کردم، از دست نگاها و رفتارهای علیرضا پام نمیکشه برم اتاق مادر شوهرم برای شام، ایکاش این دو ماه زود تموم شه بره سربازی من از دستش راحت شم. به خودم گفتم، جلو جلو برم به مادر شوهرم بگم که من شام نمیام، که دیگه منتظر من نمونن، هم یه وقت نیاد، دنبالم، از اتاقم اومدم بیرون به کفشها نگاه کردم، خدا رو شکر کفش علیرضا پشت در نیست، نیست، چند تقه به در اتاق زدم، وارد شدم رو کردم به مادر شوهرم، مامان من امروز زود از خواب بیدار شدم، شب میخوام زود بخوابم شامم اشتها ندارم ببخشید نمیام اینجا پیش شم باشه عزیزم هر طور که راحتی... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلام و وقت بخیر خدمت اعضا محترم کانال زیر چتر شهدا🌷 بزرگواران گرامی از این تاریخ به بعد رمان حرمت عشق(مریم) روزهای زوج در کانال گذاشته میشه🌹 از تک تک همه شما اعضا خوب کانال کمال تشکر رو دارم🌹 ✍️نویسنده رمان لواسانی 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 ◾️کپی حرام است ⛔️پیگرد الهی وقانونی دارد❌ 👇👇 https://eitaa.com/chatreshohada/49516 ❣جمعه‌ها پارت نداریم❣ 🍁 🍁🌾 🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ســــلام😊✋ صبحتون بخیر و دلتون غرق امید ☕️🤍 روزتون پر از نور خـــدا🤍 روزتون پر از ارامش😇 روزتون پر از شادى و لبخند😊 روزتون پر از عشق و نشاط🤍 وهر روزتون پر از نور اميد🤍 ╲\╭┓ ╭⁦🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\╲ @chatreshohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وعده هر صبح همه با هم این دعارو بخوانیم 🌸✨اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ الفَرَج✨🌸 ╲\╭┓ ╭⁦🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\╲ @chatreshohada
7.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎉 27 روز مانده تا میلاد امام زمان علیه السلام ╲\╭┓ ╭⁦🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\╲ @chatreshohada
📘 💠بوی بهشت 🔹یکی از خدمتگزاران امام صادق علیه السلام به نام سالمه می‌گوید: حضرت وقت احتضار (از شدت اثر سمی که به ایشان داده بودند) بی هوش بودند، هنگامی که به هوش آمدند، فرمودند: «به حسن افطس هفتاد دینار بدهید و به فلانی این مقدار و به دیگری فلان مقدار.» 🔹عرض کردم: به کسی این همه پول می‌دهید که شمشیر کشید و قصد کشتن شما را داشت؟ در پاسخ فرمودند: آیا مایل نیستی من از کسانی باشم که خداوند درباره آن‌ها می‌فرماید: (والذین یصلون ما امر الله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون سوء الحساب)*۱ « آری! ای سالمه! خداوند بهشت را آفرید و بویش را خوب و مطبوع قرار داد و بوی دل انگیز بهشت از مسافت دو هزار سال به مشام می‌رسد و همین بوی خوش به مشام دو دسته نمی رسد: 1⃣ عاق پدر و مادر 2⃣ قاطع صله ارحام ۱* [سوره رعد آیه ۲۱] 📚بحار: ج ۷۴، ص ۹۶. ╲\╭┓ ╭⁦🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\╲ @chatreshohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چراامام زمان مهم ترازنمازاست؟ ╲\╭┓ ╭⁦🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\╲ @chatreshohada
6.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 توسل «حاج قاسم» در حرم مطهر شاهچراغ (ع) 🔸آیین غبارروبی ضریح مطهر حضرت احمدبن‌موسی (ع) با حضور شهید در بهمن ۱۳۹۶ 🔸🏴انتشار به‌مناسبت سالروز شهادت احمد ابن‌ موسی، شاهچراغ ع🏴 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ╲\╭┓ ╭⁦🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\╲ @chatreshohada
من مطمئن هستم چشمی که به نگاه حرام عادت کند،خیلی چیزها رو از دست میدهد، چشم گنهکار لایق شـ🥀ـهادت نیست. شهید ╲\╭┓ ╭⁦🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\╲ @chatreshohada
7.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📼 استاد ‌‌ 📝 «سُست‌ترین‌ خانواده‌ها» ‌‌‌‌‌‌‌ ╲\╭┓ ╭⁦🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\╲ @chatreshohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❍°•اللـٰہُم‌َّإنَّـالآنَعـلَمُ‌مِنه‌ُ‌إلَّا‌خَـیرا •خُدایـٰا‌مـٰاجُزو‌خوبِے‌ا‌زاو‌نَدِیـدِه‌ایِـم👆♥️ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌˹‹ بِذڪۡرِڪ‌َعـٰاش‌قَلبـۡۍ › دِلـ𔘓ـم‌ۡبہ‌یادِتـوزِنـدھ‌سـت..🥰˼ ـ✾ـاَلسَّلـام‌ُعَلَیڪ‌یـا‌اَبـاعَـبدِاللـہ...🤍 ـ ـ ـ ـــــــــ‹❁›ــــــــ ـ ـ ـ •|عـشـاق♡الـرقـیـه(س)|• ╲\╭┓ ╭⁦🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\╲ @chatreshohada