1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨💫 #میلادنهمیناخترتابناکامامتولایت
#حضرتاماممحمدتقیامامجواد #علیهالسلاممبارک 🌸🍃
💖 دلهامون رو به نور اماممهربونحضرتجوادِ آلالله گره میزنیم 💖
🌸 تا با هم، سهمی هرچند کوچیک #دربرپاییجشنِآقاامامجوادعلیهالسلامداشتهباشیم🙏
عزیزان، اجرتون با پدر بزرگوارشون
امام رضا علیهالسلام❤️
هر مقدار که در توانتون هست،
ما رو در برگزاری این جشن یاری کنید 🌹
#شماره_کارت 👇👇
5892107050025454
#گروهجهادیشهدایدانشآموزی
فیش واریزی رو برای این آیدی بفرستید🌹👇👇
@shahid_abdoli
#لینکقرارگاهگروهجهادی:
https://eitaa.com/joinchat/3165061169C62614d580a
عزیزان، این اجازه رو به گروه جهادی ما بدید که احیاناً اگر مبلغی اضافه اومد، صرف کارهای خیر شود🙏
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
✨💫 #میلادنهمیناخترتابناکامامتولایت #حضرتاماممحمدتقیامامجواد #علیهالسلاممبارک 🌸🍃 💖 دل
اجرتون با امام رضا علیه السلام کمک کنید تا بتونیم جشن میلاد امام جواد رو برگزار کنیم🙏🌹
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨💫 #میلادنهمیناخترتابناکامامتولایت
#حضرتاماممحمدتقیامامجواد #علیهالسلاممبارک 🌸🍃
💖 دلهامون رو به نور اماممهربونحضرتجوادِ آلالله گره میزنیم 💖
🌸 تا با هم، سهمی هرچند کوچیک #دربرپاییجشنِآقاامامجوادعلیهالسلامداشتهباشیم🙏
عزیزان، اجرتون با پدر بزرگوارشون
امام رضا علیهالسلام❤️
هر مقدار که در توانتون هست،
ما رو در برگزاری این جشن یاری کنید 🌹
#شماره_کارت 👇👇
5892107050025454
#گروهجهادیشهدایدانشآموزی
فیش واریزی رو برای این آیدی بفرستید🌹👇👇
@shahid_abdoli
#لینکقرارگاهگروهجهادی:
https://eitaa.com/joinchat/3165061169C62614d580a
عزیزان، این اجازه رو به گروه جهادی ما بدید که احیاناً اگر مبلغی اضافه اومد، صرف کارهای خیر شود🙏
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
✨💫 #میلادنهمیناخترتابناکامامتولایت #حضرتاماممحمدتقیامامجواد #علیهالسلاممبارک 🌸🍃 💖 دل
اجرتون با موسیابن جعفر انشاالله قسمتتون شه میلاد امام جواد علیه السلام کاظمین کنار حرم شریفینشون باشید🤲
عزیزان در حد توانتون به برگزاری جشن جوانترین اماممون حضرت جواد الا ائمه کمک کنید🙏🌹
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
\╭┓ ╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\ #قسمت_۴۹۰ #رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم) به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی) – نرگسخانم، م
\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
#قسمت_۴۹۱
#رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم)
به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی)
خداحافظی کردیم، گوشی رو گذاشتم روی دستگاه تلفن
سرم رو گرفتم بالا زیر لب زمزمه کردم:
_ لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم…
خدایا هر چی نیرو و قوته از توئه.
من بدون توجه تو هیچی نیستم.
یا رزاق کمکم کن بتونم این کارو بزنم تا کمک خرج زندگیم باشه…
یه نفس عمیق کشیدم اومدم آشپزخونه، غذا گذاشتم خواستم وسایل سفره رو آماده کنم. هنوز دستم بندِ کار بود که صدای هیجانزدهٔ امیرحسن از ته خونه اومد:
– مامان! بُدو بیا، بابا بیدار شد!
دلم هُری ریخت...همهچی رو همونجوری ول کردم و با عجله دویدم تو هال. کنار رخت خواب ناصر نشستم و با صدای آروم گفتم:
– سلام عزیزم… خوب خوابیدی؟
چشمهاش هنوز کامل باز نشد. یه لحظه نگاهم کرد، انگار میخواد بفهمه کجاست.
– آره… تو کجا بودی؟
– تو آشپزخونه. شام گذاشتم، مهمون داریم. داشتم وسایل سفره رو آماده میکردم.
یه کم ابروهاش تو هم رفت.
– عزیز کجاست؟
ناخودآگاه نگاهم چرخید دور اتاق، نیست.
امیرحسن زود جواب داد:
– با دایی جواد تو حیاطن. الان صداش میکنم.
قبل از اینکه کسی چیزی بگه، دوید بیرون.
نگاهم میخ شد به درِ هال. دلم میخواد زودتر بیان، یه حس دلشورهٔ ریزی تو دلم نشست.
در باز شد، اول امیرحسن اومد، پشت سرش عزیز، بعد بقیه.
جواد با فاصله، از ناصر وایساد و آروم به بچهها گفت:
– بذارید فقط عزیز بره جلو.
عزیز یه لحظه مکث کرد، بعد اومد کنار رختخواب باباش نشست.
– سلام بابا… خوبی؟
ناصر با یه نگاه خسته ولی مهربون بهش خیره شد.
– کجا بودی؟
– تو حیاط.
سرش رو تکون داد...
– تنهایی جایی نرو، بابا، یه وقت گم میشی.
عزیز لبخند کمرنگی زد.
– باشه بابا… تنهایی جایی نمیرم.
ناصر نگاهش رو از عزیز گرفت و آورد سمت من.
– کمک کن بشینم.
دستش رو گرفتم، آروم نشوندمش. نفسش یه کم سنگین شده
رو به عزیز گفت:
– صورتتو بیار جلو… یه بوست کنم.
عزیز سرش رو جلو برد. ناصر گونهشو بوسید و عزیز هم صورت باباشو بوسید.
یه لحظه سکوت فضای خونه پر کرد.
امیرحسن که تا اون موقع ساکت یه گوشه وایساده بود، جلو اومد. با صدای لرزون و چشمهاش پر اشک گفت:
– تو بابای خوبی بودی…
یه مکث کرد، آب دهنشو قورت داد.
– چرا حالا فرق میذاری؟
منم امیرحسنِ پسرِ بابا… چرا منو بوس نمیکنی؟...
جمعه ها و روزهای تعطیل پارت نداریم🙏
⛔️کُپی حَرام اَست⛔️ و پیگرد الهی و قانوی دارد❌
پارت اول👇👇
https://eitaa.com/chatreshohada/78183
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معلوم نیست دعات مستجاب بشه
وقتی که فقط برای خودت دعا میکنی!
ولی دعایی که برای رفیقت میکنی
صدها برابر برای خودتم اجابت میشه
حتما و قطعاً...
دعا برا فرج امام زمان عج #میانبری_سریع برای رسیدن به هوایج خودتون
📌 محمدحسین یوسفی
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپی زیبا پیرامون یوسف زهرا سلام الله علیها از استاد دانشمند
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨💫 #میلادنهمیناخترتابناکامامتولایت
#حضرتاماممحمدتقیامامجواد #علیهالسلاممبارک 🌸🍃
💖 دلهامون رو به نور اماممهربونحضرتجوادِ آلالله گره میزنیم 💖
🌸 تا با هم، سهمی هرچند کوچیک #دربرپاییجشنِآقاامامجوادعلیهالسلامداشتهباشیم🙏
عزیزان، اجرتون با پدر بزرگوارشون
امام رضا علیهالسلام❤️
هر مقدار که در توانتون هست،
ما رو در برگزاری این جشن یاری کنید 🌹
#شماره_کارت 👇👇
5892107050025454
#گروهجهادیشهدایدانشآموزی
فیش واریزی رو برای این آیدی بفرستید🌹👇👇
@shahid_abdoli
#لینکقرارگاهگروهجهادی:
https://eitaa.com/joinchat/3165061169C62614d580a
عزیزان، این اجازه رو به گروه جهادی ما بدید که احیاناً اگر مبلغی اضافه اومد، صرف کارهای خیر شود🙏
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
✨💫 #میلادنهمیناخترتابناکامامتولایت #حضرتاماممحمدتقیامامجواد #علیهالسلاممبارک 🌸🍃 💖 دل
اجرتون با موسیابن جعفر انشاالله قسمتتون شه میلاد امام جواد علیه السلام کاظمین کنار حرم شریفینشون باشید🤲
عزیزان در حد توانتون به برگزاری جشن جوانترین اماممون حضرت جواد الا ائمه کمک کنید🙏🌹
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨💫 #میلادنهمیناخترتابناکامامتولایت
#حضرتاماممحمدتقیامامجواد #علیهالسلاممبارک 🌸🍃
💖 دلهامون رو به نور اماممهربونحضرتجوادِ آلالله گره میزنیم 💖
🌸 تا با هم، سهمی هرچند کوچیک #دربرپاییجشنِآقاامامجوادعلیهالسلامداشتهباشیم🙏
عزیزان، اجرتون با پدر بزرگوارشون
امام رضا علیهالسلام❤️
هر مقدار که در توانتون هست،
ما رو در برگزاری این جشن یاری کنید 🌹
#شماره_کارت 👇👇
5892107050025454
#گروهجهادیشهدایدانشآموزی
فیش واریزی رو برای این آیدی بفرستید🌹👇👇
@shahid_abdoli
#لینکقرارگاهگروهجهادی:
https://eitaa.com/joinchat/3165061169C62614d580a
عزیزان، این اجازه رو به گروه جهادی ما بدید که احیاناً اگر مبلغی اضافه اومد، صرف کارهای خیر شود🙏
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
✨💫 #میلادنهمیناخترتابناکامامتولایت #حضرتاماممحمدتقیامامجواد #علیهالسلاممبارک 🌸🍃 💖 دل
اجرتون با موسیابن جعفر انشاالله قسمتتون شه میلاد امام جواد علیه السلام کاظمین کنار حرم شریفینشون باشید🤲
عزیزان در حد توانتون به برگزاری جشن جوانترین اماممون حضرت جواد الا ائمه کمک کنید🙏🌹
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
\╭┓ ╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\ #قسمت_۴۹۱ #رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم) به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی) خداحافظی کردی
\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
#قسمت_۴۹۲
#رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم)
به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی)
فضا خونه یههو سنگین شد. انگار یکی دلم رو چنگ زد... ناصر هم چند ثانیه فقط نگاش کرد... و بعد دستهاشو باز کرد.
امیرحسن دیگه طاقت نیاورد، خودش رو پرت کرد تو بغلش.
ناصر محکم بغلش کرد، صورتشو بوسید و دست کشید رو سرش.
یه دفعه بغض امیرحسن شکست…
بابا تو رو خدا خوب شو این رخت خواب لعنتی رو جمع حالم از این رخت خوابت بهم میخوره
ناصر امیر حسن رو بیشتر به خودش چسبوند و سرش رو بوسید رو کرد به من
_ این بچهرو آروم کن
آروم دست امیر حسن رو نوازش کردم
عزیزم بابا تازه داره حالش خوب میشه میشه بیای کنار من
امیر حسن از آغوش باباش اومد بیرون زینب اومد جلوی ناصر در حالی که اشک از چشمهاش روونه گفت
_ بابا منم زینب، یادته برام میخوندی... یکی یک دونه، خانم خونه، حرف گوش کنه
نگذاشت ناصر براش بغلی باز کنه خودش رو انداخت تو بغلش
ناصر سرش رو به سینهش گذشت و بوسید از عکس العمل ناصر مشخصه که این بچهها رو یادش نمیاد حسم بهم میگه میخواد دلشون نشکنه بغلشون میکنه... اشکهام رو پاک کردم و آروم دستم رو گذاشتم روی دست زینب
خوشگلم میشه بیای اینطرف بابا تازه داره ماها رو یادش میاد
سرش رو از روی سینه بلند کرد رو به من پرسید:
_ آخه چرا فقط عزیز رو میشناسه
_ چون بچهی اول بوده
خب چرا منو اول نهزاییدی؟ چرا آخر زاییدی؟
در میون بغض و اشکی که از چشمهام سرازیر شده خندهام گرفت ولی جلوی خودم رو گرفتم و گفتم
_ حالا بعدا راجع به این موضوع با هم صحبت میکنیم
جواد در حالی که چشمهاش خیس اشگ بود آهسته گفت
آبجی بگو منم بوس کنه وگرنه افسردگی میگیرم
همه به حرف جواد خندیدن
اومد کنار رخت خواب ناصر نگاهم افتاد به امیر حسین بچم اشکهاش روی گونهشه بهش گفتم...
جمعه ها و روزهای تعطیل پارت نداریم🙏
⛔️کُپی حَرام اَست⛔️ و پیگرد الهی و قانوی دارد❌
پارت اول👇👇
https://eitaa.com/chatreshohada/78183
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\