1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨💫 #میلادنهمیناخترتابناکامامتولایت
#حضرتاماممحمدتقیامامجواد #علیهالسلاممبارک 🌸🍃
💖 دلهامون رو به نور اماممهربونحضرتجوادِ آلالله گره میزنیم 💖
🌸 تا با هم، سهمی هرچند کوچیک #دربرپاییجشنِآقاامامجوادعلیهالسلامداشتهباشیم🙏
عزیزان، اجرتون با پدر بزرگوارشون
امام رضا علیهالسلام❤️
هر مقدار که در توانتون هست،
ما رو در برگزاری این جشن یاری کنید 🌹
#شماره_کارت 👇👇
5892107050025454
#گروهجهادیشهدایدانشآموزی
فیش واریزی رو برای این آیدی بفرستید🌹👇👇
@shahid_abdoli
#لینکقرارگاهگروهجهادی:
https://eitaa.com/joinchat/3165061169C62614d580a
عزیزان، این اجازه رو به گروه جهادی ما بدید که احیاناً اگر مبلغی اضافه اومد، صرف کارهای خیر شود🙏
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
✨💫 #میلادنهمیناخترتابناکامامتولایت #حضرتاماممحمدتقیامامجواد #علیهالسلاممبارک 🌸🍃 💖 دل
اجرتون با موسیابن جعفر انشاالله قسمتتون شه میلاد امام جواد علیه السلام کاظمین کنار حرم شریفینشون باشید🤲
عزیزان در حد توانتون به برگزاری جشن جوانترین اماممون حضرت جواد الا ائمه کمک کنید🙏🌹
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
\╭┓ ╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\ #قسمت_۴۹۰ #رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم) به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی) – نرگسخانم، م
\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
#قسمت_۴۹۱
#رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم)
به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی)
خداحافظی کردیم، گوشی رو گذاشتم روی دستگاه تلفن
سرم رو گرفتم بالا زیر لب زمزمه کردم:
_ لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم…
خدایا هر چی نیرو و قوته از توئه.
من بدون توجه تو هیچی نیستم.
یا رزاق کمکم کن بتونم این کارو بزنم تا کمک خرج زندگیم باشه…
یه نفس عمیق کشیدم اومدم آشپزخونه، غذا گذاشتم خواستم وسایل سفره رو آماده کنم. هنوز دستم بندِ کار بود که صدای هیجانزدهٔ امیرحسن از ته خونه اومد:
– مامان! بُدو بیا، بابا بیدار شد!
دلم هُری ریخت...همهچی رو همونجوری ول کردم و با عجله دویدم تو هال. کنار رخت خواب ناصر نشستم و با صدای آروم گفتم:
– سلام عزیزم… خوب خوابیدی؟
چشمهاش هنوز کامل باز نشد. یه لحظه نگاهم کرد، انگار میخواد بفهمه کجاست.
– آره… تو کجا بودی؟
– تو آشپزخونه. شام گذاشتم، مهمون داریم. داشتم وسایل سفره رو آماده میکردم.
یه کم ابروهاش تو هم رفت.
– عزیز کجاست؟
ناخودآگاه نگاهم چرخید دور اتاق، نیست.
امیرحسن زود جواب داد:
– با دایی جواد تو حیاطن. الان صداش میکنم.
قبل از اینکه کسی چیزی بگه، دوید بیرون.
نگاهم میخ شد به درِ هال. دلم میخواد زودتر بیان، یه حس دلشورهٔ ریزی تو دلم نشست.
در باز شد، اول امیرحسن اومد، پشت سرش عزیز، بعد بقیه.
جواد با فاصله، از ناصر وایساد و آروم به بچهها گفت:
– بذارید فقط عزیز بره جلو.
عزیز یه لحظه مکث کرد، بعد اومد کنار رختخواب باباش نشست.
– سلام بابا… خوبی؟
ناصر با یه نگاه خسته ولی مهربون بهش خیره شد.
– کجا بودی؟
– تو حیاط.
سرش رو تکون داد...
– تنهایی جایی نرو، بابا، یه وقت گم میشی.
عزیز لبخند کمرنگی زد.
– باشه بابا… تنهایی جایی نمیرم.
ناصر نگاهش رو از عزیز گرفت و آورد سمت من.
– کمک کن بشینم.
دستش رو گرفتم، آروم نشوندمش. نفسش یه کم سنگین شده
رو به عزیز گفت:
– صورتتو بیار جلو… یه بوست کنم.
عزیز سرش رو جلو برد. ناصر گونهشو بوسید و عزیز هم صورت باباشو بوسید.
یه لحظه سکوت فضای خونه پر کرد.
امیرحسن که تا اون موقع ساکت یه گوشه وایساده بود، جلو اومد. با صدای لرزون و چشمهاش پر اشک گفت:
– تو بابای خوبی بودی…
یه مکث کرد، آب دهنشو قورت داد.
– چرا حالا فرق میذاری؟
منم امیرحسنِ پسرِ بابا… چرا منو بوس نمیکنی؟...
جمعه ها و روزهای تعطیل پارت نداریم🙏
⛔️کُپی حَرام اَست⛔️ و پیگرد الهی و قانوی دارد❌
پارت اول👇👇
https://eitaa.com/chatreshohada/78183
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معلوم نیست دعات مستجاب بشه
وقتی که فقط برای خودت دعا میکنی!
ولی دعایی که برای رفیقت میکنی
صدها برابر برای خودتم اجابت میشه
حتما و قطعاً...
دعا برا فرج امام زمان عج #میانبری_سریع برای رسیدن به هوایج خودتون
📌 محمدحسین یوسفی
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپی زیبا پیرامون یوسف زهرا سلام الله علیها از استاد دانشمند
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨💫 #میلادنهمیناخترتابناکامامتولایت
#حضرتاماممحمدتقیامامجواد #علیهالسلاممبارک 🌸🍃
💖 دلهامون رو به نور اماممهربونحضرتجوادِ آلالله گره میزنیم 💖
🌸 تا با هم، سهمی هرچند کوچیک #دربرپاییجشنِآقاامامجوادعلیهالسلامداشتهباشیم🙏
عزیزان، اجرتون با پدر بزرگوارشون
امام رضا علیهالسلام❤️
هر مقدار که در توانتون هست،
ما رو در برگزاری این جشن یاری کنید 🌹
#شماره_کارت 👇👇
5892107050025454
#گروهجهادیشهدایدانشآموزی
فیش واریزی رو برای این آیدی بفرستید🌹👇👇
@shahid_abdoli
#لینکقرارگاهگروهجهادی:
https://eitaa.com/joinchat/3165061169C62614d580a
عزیزان، این اجازه رو به گروه جهادی ما بدید که احیاناً اگر مبلغی اضافه اومد، صرف کارهای خیر شود🙏
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
✨💫 #میلادنهمیناخترتابناکامامتولایت #حضرتاماممحمدتقیامامجواد #علیهالسلاممبارک 🌸🍃 💖 دل
اجرتون با موسیابن جعفر انشاالله قسمتتون شه میلاد امام جواد علیه السلام کاظمین کنار حرم شریفینشون باشید🤲
عزیزان در حد توانتون به برگزاری جشن جوانترین اماممون حضرت جواد الا ائمه کمک کنید🙏🌹
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨💫 #میلادنهمیناخترتابناکامامتولایت
#حضرتاماممحمدتقیامامجواد #علیهالسلاممبارک 🌸🍃
💖 دلهامون رو به نور اماممهربونحضرتجوادِ آلالله گره میزنیم 💖
🌸 تا با هم، سهمی هرچند کوچیک #دربرپاییجشنِآقاامامجوادعلیهالسلامداشتهباشیم🙏
عزیزان، اجرتون با پدر بزرگوارشون
امام رضا علیهالسلام❤️
هر مقدار که در توانتون هست،
ما رو در برگزاری این جشن یاری کنید 🌹
#شماره_کارت 👇👇
5892107050025454
#گروهجهادیشهدایدانشآموزی
فیش واریزی رو برای این آیدی بفرستید🌹👇👇
@shahid_abdoli
#لینکقرارگاهگروهجهادی:
https://eitaa.com/joinchat/3165061169C62614d580a
عزیزان، این اجازه رو به گروه جهادی ما بدید که احیاناً اگر مبلغی اضافه اومد، صرف کارهای خیر شود🙏
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
✨💫 #میلادنهمیناخترتابناکامامتولایت #حضرتاماممحمدتقیامامجواد #علیهالسلاممبارک 🌸🍃 💖 دل
اجرتون با موسیابن جعفر انشاالله قسمتتون شه میلاد امام جواد علیه السلام کاظمین کنار حرم شریفینشون باشید🤲
عزیزان در حد توانتون به برگزاری جشن جوانترین اماممون حضرت جواد الا ائمه کمک کنید🙏🌹
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
\╭┓ ╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\ #قسمت_۴۹۱ #رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم) به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی) خداحافظی کردی
\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
#قسمت_۴۹۲
#رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم)
به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی)
فضا خونه یههو سنگین شد. انگار یکی دلم رو چنگ زد... ناصر هم چند ثانیه فقط نگاش کرد... و بعد دستهاشو باز کرد.
امیرحسن دیگه طاقت نیاورد، خودش رو پرت کرد تو بغلش.
ناصر محکم بغلش کرد، صورتشو بوسید و دست کشید رو سرش.
یه دفعه بغض امیرحسن شکست…
بابا تو رو خدا خوب شو این رخت خواب لعنتی رو جمع حالم از این رخت خوابت بهم میخوره
ناصر امیر حسن رو بیشتر به خودش چسبوند و سرش رو بوسید رو کرد به من
_ این بچهرو آروم کن
آروم دست امیر حسن رو نوازش کردم
عزیزم بابا تازه داره حالش خوب میشه میشه بیای کنار من
امیر حسن از آغوش باباش اومد بیرون زینب اومد جلوی ناصر در حالی که اشک از چشمهاش روونه گفت
_ بابا منم زینب، یادته برام میخوندی... یکی یک دونه، خانم خونه، حرف گوش کنه
نگذاشت ناصر براش بغلی باز کنه خودش رو انداخت تو بغلش
ناصر سرش رو به سینهش گذشت و بوسید از عکس العمل ناصر مشخصه که این بچهها رو یادش نمیاد حسم بهم میگه میخواد دلشون نشکنه بغلشون میکنه... اشکهام رو پاک کردم و آروم دستم رو گذاشتم روی دست زینب
خوشگلم میشه بیای اینطرف بابا تازه داره ماها رو یادش میاد
سرش رو از روی سینه بلند کرد رو به من پرسید:
_ آخه چرا فقط عزیز رو میشناسه
_ چون بچهی اول بوده
خب چرا منو اول نهزاییدی؟ چرا آخر زاییدی؟
در میون بغض و اشکی که از چشمهام سرازیر شده خندهام گرفت ولی جلوی خودم رو گرفتم و گفتم
_ حالا بعدا راجع به این موضوع با هم صحبت میکنیم
جواد در حالی که چشمهاش خیس اشگ بود آهسته گفت
آبجی بگو منم بوس کنه وگرنه افسردگی میگیرم
همه به حرف جواد خندیدن
اومد کنار رخت خواب ناصر نگاهم افتاد به امیر حسین بچم اشکهاش روی گونهشه بهش گفتم...
جمعه ها و روزهای تعطیل پارت نداریم🙏
⛔️کُپی حَرام اَست⛔️ و پیگرد الهی و قانوی دارد❌
پارت اول👇👇
https://eitaa.com/chatreshohada/78183
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
\╭┓ ╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\ #قسمت_۴۹۲ #رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم) به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی) فضا خونه یههو
\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
#قسمت_۴۹۳
#رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم)
به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی)
_ تو هم بابا رو بوس کن.
خم شد، صورت باباش رو بوسید.
زیر لب گفتم:
_ یه وقت به دل نگیری… بابات فعلاً جز من و عزیز، کسی رو درست به یاد نمیاره. اینا رو هم نشناخت، فقط بوسشون کرد دلشون نشکنه.
با سر حرفمو تأیید کرد.
_ میدونم مامان… من که بچه نیستم.
جواد دو قدم برداشت و اومد کنار ناصر.
_ سلام آقا ناصر، خوبی؟
ناصر آروم جواب سلامش رو داد.
_ میخوای کمکت کنم بریم تو حیاط؟ یه کم قدم بزنیم؟
سرش رو کج کرد
_ نمیدونم…
جواد دستش رو دراز کرد سمتش.
_ پاشو بریم برات خوبه، یه هوایی بخوری.
ناصر دست جواد رو گرفت بلند شد. آرومآروم رفتن سمت حیاط بچهها هم با ذوق دنبالشون رفتن
نگاهم رو دادم به آسمون.
خدایا شکرت... الهی به حق جانباز کربلا قمر بنی هاشم همه جانبازان رو شِفای کامل عنایت کن شوهر منم شِفا بده
اومدم تو ایوون. نگاهم رو دادم به ناصر که آروم راه میره و بچهها دورش باهاش همقدمن، اشک شوق تو چشمهام حلقه زد. قدم برداشتم سمتشون. ناصر چشمش افتاد به من و پرسید:
_ تو هم اومدی؟
_ آره عزیزم.
یه کم مکث کرد و گفت
_ من خسته شدم… بگو ببرم تو خونه.
جواد نگاهی بهش انداخت.
ـ به همین چند قدم خسته شدی؟
به جواد گفتم:
ـ حرفش رو گوش کن، برش گردون تو
خونه.
باشهای گفت برگشتیم تو خونه. ناصر نگاهش رو داد به من.
_ میخوام بشینم.
دستش رو گرفتم، نشوندمش روی مبل. خواستم دستم رو از دستش بکشم که محکمتر گرفت.
ـ نرو… بشین پیشم.
از این پیشنهادش خوشحال شدم. نشستم کنارش. رو کرد به من و آهسته پرسید:
_ اینا کیا هستن؟ خونهی ما چیکار دارن؟
کامل چرخیدم سمتش.
_ اونی که دستت رو گرفت بردت تو حیاط، جواد برادر منه. بقیه هم بچههای خودمونن.
ریز سرش رو تکون داد.
_ تو هم زنمی؟
لبخند زدم.
ـ آره.
دستم رو گرفت و با همون مهربونی قدیمی گفت:
ـ خیلی خوبی… دوستت دارم.
اون شب، همهمون از اینکه ناصر بخشی از حافظهش رو به دست آورد خوشحال بودیم. مدام برای بهبودی کاملش دعا میکردیم…
صبح، پسرها صبحونهشون رو خورن راهی مدرسه شدن. زینب رو هم بردم مدرسه و برگشتم. با ناصر صبحونمون رو خوردیم، خونه رو یه سر و سامونی دادم گوشی زنگ خورد.
جواب دادم.
ـ سلام آقا محسن، حالتون خوبه؟
با لحن گرفته و ناراحت جواب داد
_ سلام… به فریده زنگ زدی؟
ـ نه، ببخشید، وقت نشد… الان زنگ میزنم.
چند ثانیه مکث کرد. بعد با صدایی که بغض آلود گفت:
ـ رفت دادگاه… درخواست طلاق داد…
جمعه ها و روزهای تعطیل پارت نداریم🙏
⛔️کُپی حَرام اَست⛔️ و پیگرد الهی و قانوی دارد❌
پارت اول👇👇
https://eitaa.com/chatreshohada/78183
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
کنفرانس بصیرتی ۱۴۰۴/۱۰/۰۸
✍️مهدی اسلامی
مدیر کانال آنتی فتنه
موضوع :
- تعطیلی بازار ، اولین پازل برنامه دشمن در ایجاد آشوب
🔴 کنفرانس امشب رو حتما تا آخر بخونید و منتشر کنید
❀━━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━━━❀
بسم الله الرحمن الرحیم
و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد
سلام علیکم جمیعا
عرض ادب و احترام فراوان خدمت شما عزیزان
خیلی صریح و خلاصه عرض میکنم که داریم وارد مرحله جدیدی از انقلاب اسلامی میشیم
اینبار هم داستان همیشگی عصبانی سازی مردم و فشار معیشتی برای شروع مرحله اغتشاش داره جواب میده
به نظر حقیر تمام این افسار گسیختگی بازار یک برنامه از پیش تعیین شده برای ساقط کردن دولت و همچنین شروع اعتراضات و اغتشاشات خیابانی و شروع دومینو وار برنامه دشمنه
نفوذی ها به شدت مشغول کارند
وضع جوری داره جلوه داده میشه که کار از دست دولت خارج شده و راهی جز ساقط کردن اون نیست
در حالی که ما الان باید از این دولت حمایت کنیم
حمایت ما از دولت هم ، نه از روی تایید رفتار دولته ، بلکه برای پیشگیری از اتفاقات و مراحل بعدی برنامه های دشمنه
عدم تصمیم گیری های درست پزشکیان داره وضع رو وخیمتر میکنه
خبرها رسیده که همتی داره رئیس بانک مرکزی میشه که اگر این خبر تایید بشه ، از چاله به چاه افتادنه
همتی در این برهه از زمان ، خودش جزو مسببین وضع موجوده و نوع مدیریت اون سابقا در بانک مرکزی نشون میده که او کسی نیست که بتونه اوضاع بازار ارز و طلا رو ساماندهی کنه
همتی اشتباه ترین گزینه است
دولت به جای آوردن امثال همتی ، نهادهای امنیتی رو مجبور کنه تا فشار روی پتروشیمی ها و فولادها و نفتی ها بیاره تا دلار های ذخیره شده شون رو وارد بازار کنند تا قیمت دلار تا زیر ۵۰ هزار تومن پایین بیاد
جناب دکتر پزشکیان نگذارید بخاطر عده ای رانت خوار و مفت خور انقلاب به خطر بیفته
اینکه الان عده ای در ساز استعفای دولت بدمند ، احمقانه ترین راهه
الان کشور در وضعیتی نیست که بدون دولت بمونه
الان زمان کمک به دولته
اومدن مردم به کف خیابون یعنی افتادن اولین پازل دومینوی برنامه دشمن
اونوقت تازه متوجه میشید که چه خبره
مردم عصبانی در کف خیابون که دیگه هیچ منطقی حالیشون نمیشه و از طرفی سلسله خرابکاریهای داخلی و کشته سازی در داخل و حمله گروههای تجزیه طلب از پنج محور به داخل کشور در مرحله بعدی خواهد بود که همزمان با اون حملات هوایی اسرائیل و زدن زیرساختهای کشور در دستور کارشون قرار میگیره
ما نباید بگذاریم دومینوی اول سقوط کنه
الان زمان سینه سپر کردن برای انقلابه
میدونم خیلی هاتون مثل من از دولت دل خوشی ندارید ، اما الان زمان حمایت از دولته
اصلاح طلبان تا دیدند که پزشکیان نمیخواد جلوی رهبری بایسته ، طرح فروپاشی کشور و ساقط کردن دولت رو به اجرا دارن میگذارند
الان زمان اتحاده
الان زمان جمع کردن یار برای جبهه انقلابه
هر کسی که الان سکوت کنه ، به خون ۳۰۰ هزار شهید انقلاب اسلامی خیانت کرده
الان زمان سینه سپر کردن برای این سیدعظیم الشأنه
الان اولا خودتون رو آروم کنید
همه اینها قبلا پیشبینی شده بود
و حتی طبق روایات میدونیم که ته این داستان چی میشه
پس استرس نگیرید و آرام باشید
تا میتونید دیگران رو هم آروم کنید
اهل خونه رو آروم کنید
حواستون به جوانانتون باشه که یه وقت نرن کف خیابون
یادمون نره که امیرالمومنین علی ع فرمودن که:
ولا یحمل هذالعلم الا اهل البصر و الصبر
زیر این پرچم نمیماند الا اهل بصیرت و صبر
الان زمان بصیرت و صبره
میدونم عصبانی هستید
مواظب نیش قلمهاتون در انتقاد از وضعیت موجود و دولت باشید ، که این کار الان دقیقا بازی در پازل دشمن و تکمیل کننده برنامه اونه
به نظر بنده انتشار این کنفرانس الان یک واجب کفاییه
پس تا میتونید این کنفرانس رو برای مخاطبینتون و صاحبین کانالهای شبکه اجتماعی بفرستید
با توکل به خدا از این گردنه سخت هم بسلامت عبور خواهیم کرد
شک نکنید که قله بسیار نزدیکه
رمز موفقیت در این فتنه :
مقاومت ، بصیرت و صبر
به امید روزهای طلایی ایران
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
✍️ مهدی اسلامی
#آنتی_فتنه
#کنفرانس_بصیرتی
━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━━━
لطفا عضو بشید :
Eitaa.com/efshagari57