eitaa logo
علوم شناختی و فناوری‌های عصبی
248 دنبال‌کننده
225 عکس
29 ویدیو
20 فایل
آنچه راجع به مغز 🧠 و شناخت ما می‌گویند. این کانال برخی از موضوعات کاربردی و جدید حوزه #علوم #شناختی را با محوریت #مغز و #شناخت با شما مخاطب عزیز به اشتراک می‌گذارد. البته به زبان ساده و خودمونی😊 علوم شناختی برای همه😊 admin:👉 @aty_cog
مشاهده در ایتا
دانلود
قسمت 2️⃣ داستان فینیاس گیج... پس از چند هفته «فینیاس گیج» ظاهراً درمان شده‌بود. او می‌توانست حرف بزند، راه برود، هوش و حواسش کاملاً به‌جا بود. حافظه، قدرت یادگیری و دیگر توانایی‌های ذهنیِ او وضع طبیعی داشتند. فقط یک‌چیز عوض شده‌بود؛ «فینیاس گیج» تغییر شخصیت داده‌بود! دوستش درباره‌ی او می‌گوید: «آن سرکارگر توانا و کارآمد، دیگر وجود نداشت. فینیاس، آن مرد مهربان مُرده بود و به‌جایش انسانی بچه‌صفت با نیروی نره‌گاو و خُلق‌و‌خویی آزاردهنده خلق شده‌بود!»
دکتر «جان هارلو» یکی از دو پزشکی که از روز اول به معالجه‌ی او پرداختند، چنین می‌نویسد: «سلامت جسمانیِ او خوب است و می‌توانم بگویم بهبود یافته‌است! شاید بتوان گفت که توازن یا تعادل بین قوای عقلانی و امیال حیوانیِ او درهم شکسته‌است. آدمی‌ست دمدمی و بی‌نزاکت، گاهی به زشت‌ترین وجه به مقدسات و ادیان توهین می‌کند! برای افکار و احساسات اطرافیانش ارزش و احترام چندانی قائل نیست، در مقابل اندرز یا موانع زندگی، لجاجت و یک‌دندگی وافر از خود نشان می‌دهد، همواره متزلزل و دودل است، نقشه‌های بسیاری برای آینده طرح می‌کند، ولی پیش از آن‌که به مرحله‌ی عمل درآیند، به دست فراموشی سپرده می‌شوند!» از آن‌جایی که «فینیاس گیج» احساس مسئولیت خود را از دست داده‌بود و دیگر در هیچ کاری نمی‌شد به او اعتماد کرد، کارفرمایان قبلی او را اخراج کردند و او در اطراف ایالات متحده و آمریکای جنوبی آواره و سرگردان زندگی می‌کرد و برای جلب توجه و سرگرمیِ مردم، خود و آن میله‌ی آهنی که مغز او را متلاشی کرده‌بود به نمایش می‌گذاشت، تا این‌که در ماه مِی ۱۸۶۰م در سن ۳۷ سالگی؛ یعنی ۱۳ سال پس از وقوع حادثه در شهر سان‌فرانسیسکو از دنیا رفت و دفتر زندگیِ غم‌انگیزش بسته‌شد. اگرچه وقوع حادثه در سال ۱۸۴۸م تیتر اول روزنامه‌های مهم آن‌روز قرار گرفت، اما مرگ «فینیاس گیج» توجه کسی را جلب نکرد و حتی خبر آن در روزنامه‌های محلی نیز درج نشد. به همین دلیل دکتر «جان هارلو»، طبیب معالج او، پنج‌سال پس از درگذشت او، از مرگش آگاه شد و بلافاصله اقدام به کار جسورانه‌ای کرد.... ادامه داد... آنچه راجع به 🧠 و ما می‌گویند👇 🆔 @cognitive20th
لوح یادبود گیج در شهر کاوندیش، ورمونت آنچه راجع به 🧠 و ما می‌گویند👇 🆔 @cognitive20th
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
دوپامین تاثیرگذار ولی مرموز قسمت اول: آغازی بر پایان دوپامین کشف دوپامین، مولکول لذت و مسیر پاداش ادامه دارد... آنچه راجع به 🧠 و ما می‌گویند👇 🆔 @cognitive20th
چرا عشق😍 تا ابد دوام ندارد؟!! دوپامین در واقع نه در پاسخ به پاداش بلکه در پاسخ به خطای پیش‌بینی پاداش ترشح می‌شود: یعنی پاسخ واقعی منهای پاسخ مورد انتظار. به همین دلیل است که عشق تا ابد دوام ندارد. 🚶‍♂️ در قسمت دوم فایل صوتی دوپامین این مطلب را با هم بررسی خواهیم کرد😊 آنچه راجع به 🧠 و ما می‌گویند👇 🆔 @cognitive20th
قسمت 3️⃣ داستان فینیاس گیج... بستگان فینیاس گیج با این در خواست شگفت موافقت کردند. بنابراین قبر فینیاس گیج شکافته شد و جمجمه و میله‌ی آهنی که مغز او را متلاشی کرده بود بیرون آورده شد و از طریق دکتر هارلو به موزه‌ی کالبد شناسی دانشکده‌ی پزشکی هاروارد سپرده شد و یک بار دیگر فینیاس گیج در کانون توجه همگان قرار گرفت. جمجمه و میله‌ی آهنی امروز در همان موزه در معرض تماشای بازدیدکنندگان قرار دارد. اما رفتار فینیاس گیج را از لحاظ علمی‌چگونه می‌توان توجیه کرد؟ بیست سال پس از حادثه، دکتر هلاکو، بدون این که ابزارهای آزمایشگاهی امروز را در اختیار داشته باشد، از روی بینش و ذکاوت خود اظهار داشت که تغییرات رفتاری و شناختی فینیاس گیج باید با آسیب به ناحیه‌ی خاصی در لب پیشانی ارتباط داشته باشد، بدون این‌که بتواند این ناحیه را دقیقا مشخص نماید. در این وقت کسانی مثل “بروکا و ورنیکه” توانسته بودند محافل پزشکی را قانع کنند که در مغز، نواحی خاصی وجود دارند که اختصاص به زبان دارند. شواهد دیگری نیز توانسته بود وجود مراکز خاصی را برای ادراک حسی، حرکت و غیره به اثبات برساند.
با این همه، فرضیه‌ی هارلو در محافل پزشکی مورد اعتنا قرار نگرفت. آنتونیو داماسیو، عصب‌شناس نامدار معاصر، دو دلیل برای این بی‌اعتنایی یا عدم توجه ذکر می‌کند. 1️⃣ جو علمی‌هنوز برای شنیدن چنین حرفی آمادگی نداشت. پذیرفتن اینکه در مغز ساختارهای عصبی برای زبان، ادراک حسی و حرکت وجود دارد چندان دشوار نبود، ولی پذیرفتن این که در مغز مرکز خاصی وجود دارد که اختصاص به تصمیم‌گیری‌های عاقلانه و رفتار اجتماعی معقول دارد، بسیار دشوار بود، زیرا تشخیص خوب و بد یا خیر و شر و نشان دادن رفتار اجتماعی مناسب، هنوز در قلمرو اخلاق، فلسفه و مذهب قرار داشت و پای زیست‌شناسی به حریم آن بسته بود. 2️⃣ هارلو از فینیاس گیج کالبد شکافی نکرده بود و نمی‌توانست بگوید آسیب دقیقا به کدام قسمت از قطعه‌ی پیشانی وارد شده است. در حالی که بروکا و ورنیکه شواهد کالبد شناختی کافی در دست داشتند. بدون شواهد کالبد شناختی، هارلو قادر نبود که حرف خود را به کرسی بنشاند، یا لااقل توجه محافل پزشکی را به مشاهدات خود جلب کند. به این دلایل، فرضیه‌ی هارلو نه تنها مورد قبول قرار نگرفت، بلکه دستاویزی شد برای کسانی که منکر منطقه‌بندی مغز یا وجود سیستم‌های پردازشی خاصی در مغز بودند. آن‌ها استدلال می‌کردند با آن که میله از زیر چشم چپ فینیاس گیج وارد شده و نیمکره‌ی چپ او را متلاشی کرده است، هیچگونه آسیبی به زبان یا راه رفتن یا دیگر توانایی‌های او وارد نشده است، و این خود دلیل آن است که برای رفتارها مراکز خاصی در مغز وجود ندارد. ماجرای فینیاس گیج بیش از صد و بیست سال به صورت یک معما باقی‌ماند و هیچ نوع اظهار نظر قطعی درباره‌ی آن مقدور نشد تا این که پای عصب‌شناس برجسته‌ای به‌نام خانم «هانا داماسیو» به این ماجرا باز شد... ادامه داد... آنچه راجع به 🧠 و ما می‌گویند👇 🆔 @cognitive20th
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
دوپامین تاثیرگذار ولی مرموز قسمت دوم: دوپامین و پیشآمدهای شگفتی‌زا هیجان ترشح دوپامین ابدی نیست و مرحله دلزدگی فرا می‌رسد. فعالیت دوپامین نوعی واکنش در برابر پیشامدهای شگفتی‌زا و رویدادهای محتمل و پیش‌بینی‌هاست. صرف احتمال بروز خطای پیش‌بینی پاداش، کافی است تا ترشح دوپامین را فعال نماید. ادامه دارد... آنچه راجع به 🧠 و ما می‌گویند👇 🆔 @cognitive20th
قسمت 4️⃣ داستان فینیاس گیج... خانم “هانا داماسیو”، همسر “آنتونیو داماسیو”، عصب‌شناس برجسته‌ای است که تخصص او در عکس‌برداری از مغز است. او تکنیکی ابداع کرده است که به brainvox معروف است و می‌تواند تصویرهای سه بعدی کامپیوتری از مغز انسان ارئه کند. برای این کار، عکس‌های MRI به کامپیوتر می‌دهد و کامپیوتر با استخراج اطلاعات لازم، تصویری سه بعدی از مغز را ارائه می‌دهد که با مغزی که ممکن بود برروی میز تشریح مشاهده شود، هیچگونه تفاوتی ندارد. به گفته‌ی مفسر نیویورک تایمز معجزه‌ای است بهت‌آور خانم داماسیو به این فکر افتاد تا با استفاده از این تکنیک، معمای آسیب مغزی فینیاس گیج را حل کند. از آنجایی که فینیاس گیج در دسترس نبود تا از مغز او عکس‌برداری شود، ناچار از راه غیرمستقیم وارد شد. یکی از همکاران او به موزه‌ی دانشکده‌ی پزشکی دانشگاه هاروارد مراجعه کرد و از زوایای مختلف از جمجمه‌ی فینیاس گیج عکس‌برداری کرد. علاوه‌بر این، فاصله‌ی بین نواحی آسیب دیده‌ی جمجمه و استخوان‌های دیگر را که از نظر کالبدشناسی مهم تلقی می‌شوند، اندازه‌گیری نمود.
خانم داماسیو و همکارانش با تجزیه‌وتحلیل این عکس‌ها و اندازه‌ها موفق شدند تصویر سه بعدی کامپیوتری از جمجمه‌ی فینیاس گیج به‌دست آورند. اما حالا مغزی وجود نداشت که داخل جمجمه گذاشته شود. از آنجا که کار این عصب‌شناس تهیه‌ی تصویرهای سه بعدی از مغز است، تعداد زیادی مغزهای بازسازی شده در آرشیو کامپیوتری او وجود داشت. خانم داماسیو و همکارانش یکی از این مغزها را که ابعاد آن با ابعاد جمجمه‌ی فینیاس گیج تطبیق داشت را انتخاب و به کمک یک کامپیوتر در داخل جمجمه‌ی بازسازی شده‌ی او مونتاژکردند. سپس میله‌ای با همان ابعاد میله‌ی اصلی بازسازی کردند و با توجه به سوراخ زیر چشم چپ و سوراخ فرق سر، آن را در مغز بازسازی شده‌ی فینیاس گیج، فرو کردند. حالا دیگر روشن شده بود که میله‌ی آهنی چه مسیری را پیموده و دقیقا به چه نواحی آسیب رسانده و به چه نواحی آسیب نرسانده است. اکنون با اطمینان می‌توان گفت که مسیر میله به گونه‎ای بوده است که به ناحیه‌ی خاص زبان، معروف به ناحیه‌ی بروکا و به نواحی حرکتی آسیب نرسانده است و به همین دلیل هم، فینیاس گیج نه دچار زبان‌پریشی شده بود و نه فلج شده بود، همچنین با اطمینان می‌توان گفت که آسیب به نیمکره‌ی راست بوده است و نیز این نواحی قدامی‌قطعه‌ی پیشانی به طور کلی بیشتر از نواحی خلفی آن اسیب دیده‌اند. مشخص شد که نواحی اطراف کاسه‌ی چشم در قطعه‌ی پیشانی در فینیاس گیج به شدت آسیب دیده بود و این همان ناحیه‌ای است که آنتونیو داماسیو با توجه به رفتاری که مشاهده کرده است، معتقد است کنترل تصمیم‌گیری‌های منطقی و رفتار اجتماعی معقول را به عهده دارد. بنابراین، باید نتیجه گرفت که رفتار اجتماعی “گیج” ناشی از ضایع شدن این منطقه از قطعه‌ی پیشانی بوده است. بازسازی کامپیوتری جمجمه و مغز فینیاس گیج، پس از گذشت بیش از یک قرن، نام او را یک بار دیگر بر سر زبان‌ها انداخت؛ مجله‌ی ساینس در ۱۹۹۴، مقاله‌ای با عنوان “بازگشت گیج”به چاپ می‌رساند و روزنامه‌ی نیویورک تایمز ضمن چاپ عکس‌های بازسازی شده‌ی مغز فینیاس گیج، در مقاله‌ای می‌نویسد: “یک حادثه‌ی قدیمی‌اشاره به وجود مرکزی برای خلاقیت در مغز دارد. ” اما عواطف چگونه در این تصویر وارد می‌شوند؟ ادامه دارد... آنچه راجع به 🧠 و ما می‌گویند👇 🆔 @cognitive20th
قسمت 5️⃣ داستان فینیاس گیج... آنتونیو داماسیو معتقد است که عواطف در تصمیم‌گیری‌های اصولی و رفتار به‌هنجار اجتماعی ما نقشی انکارناپذیر دارند. او معتقد است که بین ناحیه‌ی ونترومدیال (قسمت پیشین قطعه‌ی پیشانی) و سیستم لیمبیک (کناری)، که در قسمت تحتانی مغز قرار دارد و مرکز اصلی عواطف است، ارتباط‌های دو طرفه‌ای وجود دارد. این بدان معناست که قسمت پیشین قطعه‌ی پیشانی یکی از مراکزی است که اطلاعات مربوط به عواطف را که از سیستم لیمبیک به قشر مخ می‌رسد، پردازش می‌کند و نتیجه‌ی این پردازش را در تصمیم‌گیری‌ها و رفتارهای اجتماعی و اخلاقی ما-که آن‌ها هم در این ناحیه برنامه‌ریزی می‌شوند-دخالت می‌دهد. حال اگر بر اثر ضایعه‌ای این قسمت از قطعه‌ی پیشانی آسیب ببیند، اطلاعات مربوط به عواطف که از سیستم لیمبیک می‌رسند، نمی‌توانند نقش مثبت خود را در تصمیم‌گیری و تنظیم رفتار شخص ایفا کنند و در نتیجه بیمار دچار سرگشتگی و بی‌تصمیمی‌می‌شود و رفتار اجتماعی او نیز به اشکال مختلف نابه‌هنجار می‌شود. مانند تغییر شخصیت، ازبین‌رفتن حس مسولیت، بی‌اعتنایی به هنجارهای اخلاقی و مانند آن.