ذهنایی که زیاد فکر میکنن آرامش کمی دارن. گاهی احساس میکنی یه وزنی روی سرته که بقیه نمیفهمن. نه از هوش زیاد، نه از مشکلی خاص؛ از حجم بیشازحد تحلیل. غمش همینه..ذهنی که همیشه میفهمه هیچوقت واقعا استراحت نمیکنه..
آرامش بیش از حدم یوقتایی نگرانکنندهتر از آشوبه چون میدونی یه طوفانی پشته که هنوز خودشو نشون نداده. این آرامش قبل از طوفان آدمو پیر میکنه..
بعضیا میگن تنهاییو انتخاب کردم. ولی راستش بیشتر وقتا تنهایی انتخاب نیست. محصول سالها نخوردن با آدمهاست. به جایی میرسی که میفهمی دلیل تنهاییت اینه که سطح فکر و حسات با جمع، همفرکانس نیست
وقتی از یه مرحله سخت رد میشی انتظار داری سبک شی ولی گاهی فقط خالی میشی. انگار انقد جنگیده بودی که دیگه انرژی برای شادی باقی نمونده. پیروزی بدون توان لذت بردن ازش، یه غم عجیب داره
رشد کردن همیشه به معنی بهتر شدن نیست. فقط یعنی تحملت بیشتر شده. غمانگیزترین نوع رشد همینه.. یاد گرفتن اینکه چطور درد رو ساکت و بیصدا حمل کنی:)