eitaa logo
قهوه قجری
80 دنبال‌کننده
325 عکس
38 ویدیو
2 فایل
مجموعه یادداشت‌هایم از سیزدهم فوریه سال 2025 تا امروز به‌همراه یک فنجان قهوه تلخ نمیدونم، صرفا احیانا اگر کاری باهام داشتید: @MNimaM86 https://abzarek.ir/service-p/msg/4031878
مشاهده در ایتا
دانلود
که جای دست خدا پا نهاد غیر از تو؟ که روی دوش نبی ایستاد غیر از تو؟ پس از نبی که تو را خود امام خواند و امیر مرا امام و امیری مباد غیر از تو به ذات خالق منان به حرمت کعبه نداشت ذات خدا خانه زاد، غیر از تو که برد پیش‌تر از من دل مرا از دست که دست بر روی قلبم نهاد غیر از تو؟ نبود و نیست به عالم زمام‌داران را برای نوع بشر عدل و داد، غیر از تو که بین معرکه بخشیده خصم را شمشیر چه کس به قاتل خود شیر داد غیر از تو؟ قسم به اشک یتیمان، به پیش اشک یتیم که لرزه بر بدنش اوفتاد غیر از تو؟ چنان که دور نبی حیدری به غیر تو نیست پس از رسول خدا رهبری به غیر تو نیست **** غدیر بود که اسلام از او کمال گرفت غدیر بود که از کافران مجال گرفت غدیر بود که شیعه به دوستی علی جلال در کنف ذات ذوالجلال گرفت غدیر بود که قرآن دوباره صاحب یافت غدیر بود که شیطان ره زوال گرفت غدیر بود که پیغمبر از خدای بزرگ برای سینۀ پاک علی مدال گرفت غدیر بود که لبخند فتح عدل شکفت غدیر بود که توحید اعتدال گرفت خدا گواست که جشن غدیر را باید نه روز هجده ذیحجه، کل سال گرفت پس از غدیر کسی راه رستگاری یافت که دامن علی و خط سرخ آل گرفت بگیـر «میثم»، ایـن حکم خالق ازلی است کسی که بعد محمد امام توست علی است -غلامرضا سازگار
اگر یک حسرت بر دلم سنگینی کرده باشه اینه که هنوز یک شعر درخور درباره‌ی امیرالمؤمنین نتونستم بنویسم
مرا به عشق خودت مبتلا دو چندان کن طریق سخت سعادت برایم آسان کن رواق قلب مرا آسمان جانان کن ز کهکشان نگاهت نظر به یاران کن برای خشکی دل‌ها دعای باران کن چقدر حال قشنگیست حال جان فکنی و رقص روح ز زندان جسم و خودشکنی و دست بوسی ساقی به یاد آن سخنی در آن زمان که تو گفتی فمن یمت یرنی خدای من اجلم را ز او شتابان کن چگونه مدعی شیعه‌ی تو می‌بودم؟ چنان که مایه‌ی ننگ نگاهتان بودم نمیشناختمت... کاش من نمی‌بودم که شان ایه (کنت تراب) من بودم کرم نما و خطاکار را پشیمان کن منم محب تو مولا و در تلاشم من ولی چو مایه‌ی فخر علی نباشم من چگونه مدعی شیعه‌ی تو باشم من؟ که در تلاطم نورت به ارتعاشم من شفاعتم کن و این ذره را درخشان کن دعونی أحزنَ عن ما عملتُ فی عمری دعونی ابکی علی ما رایت فی عینی انا الذی عُرِفَ بشرور و القبحی فکیف اتوقع ان یغفرَ لی ربی؟ بگو و حال مرا رود تازه جریان کن درون ظلمت خود عاجزانه گم شده‌ام سیاه‌تر شده‌ام خالصانه گم شده‌ام نجف بهانه شد و بی‌بهانه گم شده‌ام برای دیدنتان عاشقانه گم شده‌ام به زیر بیرقت اینجا مرا تو پنهان کن اگرچه من نشدم هرگز آنچه می‌باید ولی تو شاه دلم هستی آنچنان شاید که در حریم تو هیچم سخن نمی‌آید چنان که بغض کنار نگاه می آید علی! دوباره مرا مثل قبل حیران کن -شعر از خودم
شاید شعر نتونم بگم ولی همیشه تلاش خودمو میکنم چیزی که خوندید مسمط تضمینیه (بهش مخمس هم میگن) قالبش خیلی معمول نیست ولی خب جالبه
هدایت شده از MNM
زمان: حجم: 1M
هدایت شده از MNM
زمان: حجم: 761.9K
هدایت شده از MNM
زمان: حجم: 1.3M
اینارو صبح میخواستم بفرستم منصرف شدم حالا نمیدونم چرا بازم فرستادم