اتاقکِ تاریک
و هنوز هم دارم میدم شاید اینکه میگن انسان جایز الخطاست بخاطر اینه که اگه اشتباهی مرتکب شه که واقعا ج
نمیتونی دیگرانو مقصر بدونی یا سعی کنی همچیو اوکی کنی
چون تو شروعش کردی
انتخاب دست تو بوده
اتاقکِ تاریک
دارم میخندم. تفاوت ها بامزن. داشتم راجع به قوانین جهان حرف میزدم. اونهایی که انسان ها نساختن. به همی
"لعنت به سیب و هیدروژن و هر بهونه ی دیگه ای" :))))
اتاقکِ تاریک
و هنوز هم دارم میدم شاید اینکه میگن انسان جایز الخطاست بخاطر اینه که اگه اشتباهی مرتکب شه که واقعا ج
شآید اشتباه نبوده خب.. یعنی بوده ها، ولی مسیرِ جدید- اسممو توی ذهنم فریاد میزنم و میگم ساکت شو خودتم الان داری کفاره گناهات رو پس میدی-
میدونی آخه.. چمیدونم شاید فقط راهیه که باید رفت
چون غیر از این راه رشدی وجود نداره
شاید بهشت اینجوری کار میکنه که باید عذاب بکشی، اصلاح کنی خودت رو بعد بری..
اتاقکِ تاریک
من یه سوال دارم اینجا چیشد که زده شد و این داستاناش به ذهن کی رسید؟
فقط میدونم کارِ خانوم مدیره☝️🏼
و آنسه میگفت توی تلگرام یه چنل اینجوری داشته قبلا-همم؟
اتاقکِ تاریک
فقط میدونم کارِ خانوم مدیره☝️🏼 و آنسه میگفت توی تلگرام یه چنل اینجوری داشته قبلا-همم؟
اونی که تو تلگرام بود فرق میکرد
موضوعشم این شکلی نبود
صرفا یه چنلی بود که وایب آنسه میداد و ما شبا تبدیلش میکردیم به گپ
(که البته آنسه جان وسط بحث کل پیامامونو پاک میکرد و هممونو از ادمینی درمیاورد💔)
هدایت شده از |علویات|
خانهای که
امروز غرق شادی است؛
فردا گَرد غم میبیند،
و خانه ای که
امروز غمخانه است؛
روزی هم روی شادی خواهد دید...
_ از احوالات روزگار میفرمود.
@alaviiaatt | قربالاستاد،ج۱،ص۱۲۱
اتاقکِ تاریک
صرفا یه چنلی بود که وایب آنسه میداد و ما شبا تبدیلش میکردیم به گپ (که البته آنسه جان وسط بحث کل پیام
الانم پیامامونو پاک میکنه؟ 💔
شرط میبندم اینکارو میکنه-
اتاقکِ تاریک
صرفا یه چنلی بود که وایب آنسه میداد و ما شبا تبدیلش میکردیم به گپ (که البته آنسه جان وسط بحث کل پیام
عجب دوران درخشانی بود.
پیر شدیم، ای زمونه.
خنده دار نیست؟ نمیدونه از کجا اومده و چرا اینجاست. نمیدونه پایان کجاست. نمیدونه اینجا کجاست. نمیدونه چرا در درونش چیز هایی میخواد. نمیدونه چرا رنج میکشه. نمیدونه چرا میتونه درد رو حس کنه. نمیدونه چرا از قضا جایی چشماش رو باز کرده که سرار درده. انگار اینجا مخصوص اون طراحی شده؛ نه؟ چه طراح زیرک و عوضی ای!
در درونش تمایل عجیبی به رشد کردن داره. به بالا رفتن. نمیدونه بالا به سمت چی. بعضی ها میگن این رنج، رشدش میده. اون رو میبره به سمت کمال! خنده داره. کمال!
اره اون خود تویی. نه؟ شایدم من. فرقی داره؟
رنج های مقدس لعنتیم رو می پرستم و پروردگار مهربانم رو شکر میکنم. زیبایی های شگفت آور اینجا رو می بلعم و به مسکن های رایگان دنیا معتاد میشم. بیشتر و بیشتر...
درد. درد بیشتر... مسکن...رنج...مسکن بیشتر...خفه شو و شکر کن... برای کمال... رشد...بالاخره میرسه...کمال...آزادی...