اتاقکِ تاریک
خنده دار نیست؟ نمیدونه از کجا اومده و چرا اینجاست. نمیدونه پایان کجاست. نمیدونه اینجا کجاست. نمیدونه
متنفرم از اینکه آدم ها درد بقیه رو می بینن و بعد شکرگزاری میکنن بابت اینکه خدای رحمان و سبحان خودشون رو به اون درد مبتلا نکرده. خیلی خنده داره. چقدر حقیر...
متنفرم از اینکه بابت درد هاشون به خدا عشق می ورزن و برای یه منجی دعا میکنن.
اتاقکِ تاریک
متنفرم از اینکه آدم ها درد بقیه رو می بینن و بعد شکرگزاری میکنن بابت اینکه خدای رحمان و سبحان خودشون
هیچ کس جرات سوال کردن نداره. سوال هایی که نباید پرسیده شن، پرسیده نمیشن و یا در اعماق تنهایی و تاریکی دفن میشن. شاید احمق باشیم اما نه اونقدر که انگشت اتهام به اون -قدرت مطلق- دراز کنیم. نه؟
باشد که رستگار شویم. نشدیم هم مهم نیست.
تا حالا حس کردی باید یه شروع دوباره کنی ، ولی شبیه یه مرده متحرکی؟
الان همینجوریم
اتاقکِ تاریک
متنفرم از اینکه آدم ها درد بقیه رو می بینن و بعد شکرگزاری میکنن بابت اینکه خدای رحمان و سبحان خودشون
عجب..
شاید منظورت یکی مثل من باشه؟ خب..من فکرنمیکنم این دنیا فقط درمورد خوشبختی و یه زندگی بدون درد باشه.
شاید برای همینه که موقع دردهام دست به دامان خدا و راهش میشم.و برای منجی دعا میکنم. چرا نکنم؟ درمورد اون حقیر بودن بهم بگو غریبه، چی مسخره ست از نظر تو؟
-J
اتاقکِ تاریک
متنفرم از اینکه آدم ها درد بقیه رو می بینن و بعد شکرگزاری میکنن بابت اینکه خدای رحمان و سبحان خودشون
این حرف همون خداوند رحمان و سبحان هستش که باید شکرگزار نعماتی باشی که داری و رنج هایی که بهشون گرفتار نشدی.
از اون طرف هم رنج انسان رو پاک میکنه، باعث میشه گناهان آدم بخشیده بشن.
مشکل دعا کردن برای منجی رو نمیفهمم دیگه